گرفتاری
licenseمعنی کلمه گرفتاری
معنی واژه گرفتاری
gereftāri
involvement
|
گرفتاری
مترادف:
1- ابتلا
2- اسارت، حبس، قيد
3- تعب، تنگنا، دردسر، سختي، گير، مخمصه
4- اشتغال، مشغوليت
5- رنج، مصيبت
6- دلباختگي، دلدادگي، عاشقي
متضاد:
آزادي، رهايي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، حاصل مصدر)
مختصات:
( ~ .) (حامص .)
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
gereftAri
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
911
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
involvement | plight , entanglement , ado , captivity , hitch , snarl , assurance , constraint , drawing , encumbrance , mire , nodus , scrape , tanglement
ترکی
çıkmaz durum
فرانسوی
situation difficile
آلمانی
dilemma
اسپانیایی
predicamento
ایتالیایی
predica
عربی
مأزق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "گرفتاری" در زبان فارسی به معنای وضعیت یا حالتی است که در آن فرد با مشکلی یا چالشی مواجه شده است. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
-
نویسهگردانی: کلمه "گرفتاری" به صورت "گـرِفـتاری" خوانده میشود. توجه به تنغیمهای آوایی مهم است.
-
استفاده در جملات:
- "او در مسائل مالی گرفتار شده و به شدت نگران است."
- "گرفتاریهای روزمره باعث شده که نتواند به تفریح برود."
-
قواعد جملات:
- میتوان "گرفتاری" را به عنوان اسم و یا قید در جملات مختلف به کار برد.
- در جملات خبری و توصیفی میتوان از جملههای شرطی و تعجبی نیز استفاده کرد.
-
مترادفها و متضادها:
- مترادف: مشکل، چالش.
- متضاد: آزادی، راحتی.
- نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی باید از املای صحیح و قواعد نگارشی پیروی شود.
- فاصلهگذاری مناسب بین جملات و استفاده از علائم نگارشی نظیر ویرگول و نقطه اهمیت دارد.
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه "گرفتاری" را به درستی در متون خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او به دلیل مشغلههای کاری و گرفتاریهای روزمره، زمان کافی برای استراحت ندارد.
- در این روزهای سخت اقتصادی، بسیاری از مردم با گرفتاریهای مالی مواجه هستند.
- با وجود گرفتاریهای زیاد، او همیشه سعی میکند به خانواده و دوستانش وقت بگذارد.