شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

gomārande
appoint  |

گمارنده

معنی: کسی که دیگری را بر سر کاری بگمارد.
2169 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت فاعلی) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 320
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
appoint | assign , designate , charge , commission , instate , employer
عربی
عين | وظف , حدد , جهز , تعيين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "گمارنده" در زبان فارسی به معنای کسی است که چیزی را می‌گذارد، مقرر می‌کند یا به کار می‌گمارد. در ادامه به بررسی قواعد نگارش و استفاده این کلمه می‌پردازیم:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "گمارنده" باید به همین شکل نوشته شود و هیچ تغییر املایی ندارد.

  2. قالب و صرف: این کلمه از ریشه "گماشتن" (گماشت = گذاشتن، مقرر کردن) گرفته شده و پسوند "-نده" به آن اضافه شده است. این پسوند نشان‌دهنده فاعل است. بنابراین "گمارنده" به کسانی اطلاق می‌شود که عمل گماشتن را انجام می‌دهند.

  3. نحوه استفاده: معمولاً این کلمه در متون رسمی، علمی یا ادبی به کار می‌رود. مثلاً: "در این سامانه، گمارنده می‌تواند وظایف را مشخص کند."

  4. جمع مؤنث/مذكر: جمع این کلمه "گمارندگان" است که به گروهی از افرادی اشاره دارد که عمل گماشتن را انجام می‌دهند.

  5. جملات مثال:
    • او یک گمارنده ماهر است که می‌تواند منابع را به خوبی مدیریت کند.
    • در پروژه‌های بزرگ، نقش گمارنده بسیار حیاتی است.

به طور کلی، این کلمه به خوبی در متن‌های فارسی جا می‌افتد و از نظر نگارشی هم نیازی به تغییر ندارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. گمارنده پروژه، با دقت و برنامه‌ریزی دقیق، تیم را برای تحقق اهداف مشخص تعیین کرد.
  2. نظر گمارنده دربارهٔ روند کار، به بهبود عملکرد اعضای گروه کمک کرد.
  3. او به عنوان یک گمارنده با تجربه، مسئولیت‌های زیادی را در طول اجرای طرح به عهده گرفته بود.

واژگان مرتبط: منصوب کردن، گماشتن، معین کردن، تعیین کردن، برقرار کردن، واداشتن، اختصاص دادن، واگذار کردن، ارجاع کردن، مقرر داشتن، نامزد کردن، تخصیص دادن، برگزیدن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، پرکردن، ماموریت دادن، منصوب نمودن، گذاردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری