license
98
1337
100
معنی کلمه مد معنی واژه مد
معنی:
۱. [مقابلِ جزر] بالا آمدن آب دریا بر اثر نیروی جاذبۀ خورشید یا ماه. ۲. (اسم) (ادبی) علامتی به شکل « » که بالای الف یا برخی حروف دیگر میگذارند. ۳. کشیدن و دراز کردن حرف در نوشتن. ۴. (اسم) [قدیمی، مجاز] پیشکش. ۵. [قدیمی] امتداد.مترادف 1- بالا آمدن (سطح آب دريا)متضاد جزر
1- اطاله، بسط، تطويل، درازا، كشش
2- كشيدن، بسط دادن انگلیسی ebb, flow, accent, length, extension, extent, flowage, flux, fashionعربی جزر، انحطاط، جزر البحر، إنحسار المد، انحط، إنحسر المد، انحسارترکی modaفرانسوی modeآلمانی modeاسپانیایی modaایتالیایی modaمرتبط فروکش، جزر، فرونشینی، زوال، جریان، گردش، روند، رودخانه، لهجه، تاکید، تلفظ، تشدید، تکیهء صدا، طول، مدت، قد، درازا، امتداد، گسترش، توسعه، تمدید، بسط، تعمیم، وسعت، حد، اندازه، مقدار، حوزه، سیلاب، شار، ریزش، سیل، سیلان، گداختگی
مترادف:
1- بالا آمدن (سطح آب دريا)
متضاد:
جزر
1- اطاله، بسط، تطويل، درازا، كشش
2- كشيدن، بسط دادن
ترکیب:
(اسم) [قدیمی]
مختصات:
(مُ) [ فر. ] (اِ.)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
madd
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
44
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
ebb | flow , accent , length , extension , extent , flowage , flux , fashion
عربی
جزر | انحطاط , جزر البحر , إنحسار المد , انحط , إنحسر المد , انحسار
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)واژه «مد» در زبان فارسی میتواند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
معنا : «مد» به معنای نوعی شیوه، سلیقه یا روش در لباس، آرایش، هنر و غیره است. همچنین، در برخی از زمینهها به معنای روند یا گرایش نیز به کار میرود.
نوشتار : این کلمه به صورت «مد» نوشته میشود و نیازی به حروف اضافه یا تغییرات دیگر ندارد.
قید زمان : اگر کلمه «مد» به شکل اسم استفاده شود، میتواند به عنوان اسم گذشته یا حال به کار رود. مثلاً: "مد روز" (حالت کنونی) و "مد گذشته" (حالت گذشته).
ترکیبها : «مد» میتواند در ترکیب با کلمات دیگر به کار رود. مانند:
جمع : واژه «مد» به صورت جمع "مدها" نیز به کار میرود، به ویژه زمانی که به انواع مختلف مد اشاره کنیم.
نقطهگذاری : هنگام استفاده از کلمه «مد» در جملات، رعایت نقطهگذاری به صورت صحیح الزامی است. به عنوان مثال:
"این مد جدید بسیار جالب است."
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه «مد» به درستی در نوشتهها استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
مد امسال شامل رنگهای طبیعی و طراحیهای ساده است که به زیبایی و راحتی تمرکز دارد.
بسیاری از الشبابان سعی میکنند با دنبال کردن جدیدترین ترندهای مد، استایل خاصی برای خود بسازند.
نمایشگاه مد امسال در پایتخت با حضور طراحان معروف از سراسر جهان برگزار شد و توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
فرهنگ فارسی عمید واژگان مرتبط: فروکش، جزر، فرونشینی، زوال، جریان، گردش، روند، رودخانه، لهجه، تاکید، تلفظ، تشدید، تکیهء صدا، طول، مدت، قد، درازا، امتداد، گسترش، توسعه، تمدید، بسط، تعمیم، وسعت، حد، اندازه، مقدار، حوزه، سیلاب، شار، ریزش، سیل، سیلان، گداختگی