جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ۱. همروزگار؛ معاصر؛ همدوره؛ همعصر. ۲. دارای زمان یکسان. simultaneous, concurrent, synchronous, contemporary, contemporaneous, synchronic, isochronous, isochronal, simultaneously متزامن في وقت واحد، متواقت في وقت واحد، حادث في وقت واحد، في وقت واحد eş zamanlı simultané gleichzeitig simultáneo simultaneo هم زمان، مقارن، همبود، همزبان، چند مجهولی، باهم واقع شونده، متقارن، موافق، متوافق، در یک وقت واقع شونده، همگام، همگاه، هموقت، واقع شونده بطور هم زمان، معاصر، هم دوره، هم عصر، واقع شونده در فواصل منظم و مساوی
متزامن في وقت واحد|متواقت في وقت واحد , حادث في وقت واحد , في وقت واحد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "همزمان" در زبان فارسی به معنای "در یک زمان" یا "بهطور همزمان" استفاده میشود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میشود:
نوشتن همزمان: کلمه "همزمان" به صورت همنوشت (با استفاده از فاصله) نوشته میشود و نه با خط فاصله.
استفاده از واژه: این واژه معمولاً برای بیان انجام دو یا چند عمل یا رویداد در یک زمان به کار میرود. به عنوان مثال: "دو پروژه به صورت همزمان در حال اجرا بود."
تطابق با دیگر واژهها: در جملات، این کلمه میتواند با دیگر واژهها ترکیب شود. بهعنوان مثال: "ظاهر همزمان"، "فعالیت همزمان" و غیره.
نکات نگارشی: در جملهها، توجه به ساختار نحوی جملات اهمیت دارد و "همزمان" باید بهصورت صحیح و در مکان مناسب خود قرار گیرد.
قید بودن: "همزمان" به عنوان قید بهکار میرود و میتواند به توصیف فعلها بپردازد.
مثال: "نوجوانان در همزمان با هم، درس میخواندند."
توجه به این نکات میتواند به بهبود نگارش و بیان در زبان فارسی کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در کنفرانس علمی، استادان مشهور همزمان در مورد آخرین دستاوردهای تحقیقاتی خود صحبت کردند.
در ساعت هشت صبح، همه دانشآموزان همزمان وارد کلاس شدند.
دو فیلم مختلف در سینما همزمان اکران شدند و مخاطبان باید یکی را انتخاب میکردند.
فرهنگ فارسی عمید
واژگان مرتبط: هم زمان، مقارن، همبود، همزبان، چند مجهولی، باهم واقع شونده، متقارن، موافق، متوافق، در یک وقت واقع شونده، همگام، همگاه، هموقت، واقع شونده بطور هم زمان، معاصر، هم دوره، هم عصر، واقع شونده در فواصل منظم و مساوی