شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bāqimānde
remaining  |

باقی‌مانده

معنی: به‌جا مانده؛ بازمانده.
968 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات:
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 213
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
remaining | residual , relict , extant , residuary , residue , remainder , remnant , debris , rest , dregs , survivor , residuum , surplus , leavings , fragment , loose end , odds and ends , remain
ترکی
kalan
فرانسوی
laissé pour compte
آلمانی
übrig
اسپانیایی
sobrante
ایتالیایی
rimasto
عربی
متبق | باق , متفضل , راكد , متبقي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "باقی‌مانده" در زبان فارسی به معنای آنچه که پس از حذف یا خارج شدن سایر اجزا باقی مانده است، استفاده می‌شود. در نگارش این کلمه و استفاده درست از آن، چند نکته مهم وجود دارد:

  1. فاصله و ترکیب‌نویسی: "باقی‌مانده" یک کلمه ترکیبی است و به صورت یک‌جا نوشته می‌شود. بین "باقی" و "مانده" یک خط تیره وجود دارد که نشان‌دهنده ترکیب دو واژه است.

  2. نحوه تلفظ: این کلمه به صورت "باقی‌مانده" تلفظ می‌شود و تاکید بر روی سیلاب اول (باقی) است.

  3. معنی و کاربرد: "باقی‌مانده" در جملات به معنای باقی‌مانده یا آنچه که بعد از انجام یک عمل باقی می‌ماند، استفاده می‌شود. به عنوان مثال: "باقی‌مانده غذا را در یخچال قرار دادم."

  4. قواعد نگارشی: در نوشتار رسمی و غیررسمی، این کلمه باید با رعایت اصول نگارشی و دقت به خط تیره نوشته شود. همچنین در جملات باید در جای مناسب و با معنا و مفهوم درست استفاده شود.

با رعایت این نکات می‌توانید به درستی از کلمه "باقی‌مانده" در نگارش فارسی استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. پس از آشپزی، باقی‌مانده غذا را در یخچال قرار دادیم تا فردا دوباره استفاده کنیم.
  2. در پایان سفر، باقی‌مانده‌ هزینه‌های ما به دوستانمان پرداخت شد.
  3. او تصمیم گرفت باقی‌مانده‌ی وقت خود را به مطالعه و یادگیری زبان جدید اختصاص دهد.

واژگان مرتبط: باقی مانده، مانده، پس مانده، رسوبی، باستانی، موجود، دارای هستی، پدیدار، نسخهء موجود و باقی، وارث طبقه دوم، موصی له، ته نشین، پس ماند، قسمت باقی مانده، فضولات، باقی، سایرین، فضله، بقیه، اثر، خرده، اوار، اثار مخروبه، اشغال روی هم ریخته، استراحت، دیگران، تکیه، درد، چیز پست و بی ارزش، بازمانده، شخص زنده، تفاضل، رسوب، تفاله، مازاد، اضافه، زیادی، زیادتی، ته مانده، قطعه، تکه، پاره، قطعات متلاشی، انتهای تاریانخ، سر ازاد نخ، چیز استفاده نشده، انتهای شل هر چیزی، خرت و پرت، تکه و پاره، چیز

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری