جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
کلمه "باقیمانده" در زبان فارسی به معنای آنچه که پس از حذف یا خارج شدن سایر اجزا باقی مانده است، استفاده میشود. در نگارش این کلمه و استفاده درست از آن، چند نکته مهم وجود دارد:
فاصله و ترکیبنویسی: "باقیمانده" یک کلمه ترکیبی است و به صورت یکجا نوشته میشود. بین "باقی" و "مانده" یک خط تیره وجود دارد که نشاندهنده ترکیب دو واژه است.
نحوه تلفظ: این کلمه به صورت "باقیمانده" تلفظ میشود و تاکید بر روی سیلاب اول (باقی) است.
معنی و کاربرد: "باقیمانده" در جملات به معنای باقیمانده یا آنچه که بعد از انجام یک عمل باقی میماند، استفاده میشود. به عنوان مثال: "باقیمانده غذا را در یخچال قرار دادم."
قواعد نگارشی: در نوشتار رسمی و غیررسمی، این کلمه باید با رعایت اصول نگارشی و دقت به خط تیره نوشته شود. همچنین در جملات باید در جای مناسب و با معنا و مفهوم درست استفاده شود.
با رعایت این نکات میتوانید به درستی از کلمه "باقیمانده" در نگارش فارسی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
پس از آشپزی، باقیمانده غذا را در یخچال قرار دادیم تا فردا دوباره استفاده کنیم.
در پایان سفر، باقیمانده هزینههای ما به دوستانمان پرداخت شد.
او تصمیم گرفت باقیماندهی وقت خود را به مطالعه و یادگیری زبان جدید اختصاص دهد.
فرهنگ فارسی عمید
واژگان مرتبط: باقی مانده، مانده، پس مانده، رسوبی، باستانی، موجود، دارای هستی، پدیدار، نسخهء موجود و باقی، وارث طبقه دوم، موصی له، ته نشین، پس ماند، قسمت باقی مانده، فضولات، باقی، سایرین، فضله، بقیه، اثر، خرده، اوار، اثار مخروبه، اشغال روی هم ریخته، استراحت، دیگران، تکیه، درد، چیز پست و بی ارزش، بازمانده، شخص زنده، تفاضل، رسوب، تفاله، مازاد، اضافه، زیادی، زیادتی، ته مانده، قطعه، تکه، پاره، قطعات متلاشی، انتهای تاریانخ، سر ازاد نخ، چیز استفاده نشده، انتهای شل هر چیزی، خرت و پرت، تکه و پاره، چیز
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر