بدروزگار
licenseمعنی کلمه بدروزگار
معنی واژه بدروزگار
badruz[e]gār
bad weather
|
بدروزگار
مترادف:
1- بدبخت، بدحال، تبهروزگار، تيرهروز، سيهروز
متضاد:
بهروز، نيكروز
1- خبيث، شرير
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) ‹بدروز› [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
440
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
bad weather
ترکی
kötü hava
فرانسوی
mauvais temps
آلمانی
schlechtes wetter
اسپانیایی
mal tiempo
ایتالیایی
brutto tempo
عربی
الطقس السيئ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بدروزگار" یک صفت مرکب در زبان فارسی است که به معنای "در اوضاع و احوال بد" یا "در زمانهای نامساعد" به کار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، میتوانید به نکات زیر توجه کنید:
-
نوشتن صحیح کلمه: کلمه "بدروزگار" به صورت جدا از هم (بد + روزگار) نوشته نمیشود و باید به صورت یک کلمه مرکب نوشته شود.
-
استفاده در جملات: این کلمه میتواند در جملات توصیفی به کار رود. برای مثال:
- در آن زمان، مردم در بدروزگار به سر میبردند.
- او در دوران بدروزگاری زندگی میکند.
-
قواعد نگارشی:
- هنگام استفاده از "بدروزگار" در نگارش، به تناسب و پیوستگی کلام دقت کنید.
- اگر "بدروزگار" در کنار کلمات دیگر استفاده میشود، باید به لحاظ گرامری و معنایی با آن کلمات همخوانی داشته باشد. مثلا: "شخصی بدروزگار" یا "حالات بدروزگار".
- توجه به لحن و سبک نوشتار: در نوشتههای رسمی و ادبی، "بدروزگار" میتواند به ایجاد فضایی احساسی و عاطفی کمک کند. در نوشتار غیررسمی نیز میتوان از این کلمه استفاده کرد.
با رعایت این نکات، میتوانید به نحو احسن از کلمه "بدروزگار" در نوشتهها و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در شرایط بدروزگار، همبستگی و همکاری مردم میتواند موجب بهبود وضعیت جامعه شود.
- بسیاری از خانوادهها در این بدروزگار اقتصادی با مشکلات مالی و اجتماعی مواجه هستند.
- او با قلمش در کتابش، داستانهایی از زندگی در بدروزگار را به تصویر کشید و احساسات عمیق را منتقل کرد.
