بدهل
licenseمعنی کلمه بدهل
معنی واژه بدهل
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [هندی] ‹برهل› (زیستشناسی) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
41
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
bad
ترکی
kötü
فرانسوی
mauvais
آلمانی
schlecht
اسپانیایی
malo
ایتالیایی
cattivo
عربی
رديء | خبيث , شرير , كريه , فاسد , باطل , طائش , نادم , مؤذ , زائف , الطالح الردئ , على نحو ردئ , سيء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بدهل" یکی از واژههای خطی و گویشهای محلی در زبان فارسی است که معانی مختلفی میتواند داشته باشد. برای استفاده صحیح از این کلمه در نگارش فارسی، باید به چند نکته توجه کرد:
-
رسم الخط: اطمینان حاصل کنید که کلمه را به درستی بنویسید. "بدهل" به صورت صحیح نوشته میشود.
-
معنا: این کلمه ممکن است به معنای کسانی که لُپ دارند یا به معنای بیدبادی در برخی گویشها استفاده شود. در نتیجه، در متن خود باید با توجه به سیاق و موضوع، معنی و مفهوم دقیق آن را در نظر بگیرید.
-
نحو: در استفاده از "بدهل" در جملات، دقت کنید که به درستی با دیگر اجزای جمله ترکیب شود. مثلاً:
- او از بدهلهای این منطقه است.
- وقتی که به بدهل میرسید، باید مراقب باشید.
-
سبک و لحن: اگر از این کلمه در متنی ادبی یا غیررسمی استفاده میکنید، دقت کنید که سبک نگارش شما با کاربرد این کلمه هماهنگ باشد.
- تفاوت با واژههای دیگر: مراقب باشید که "بدهل" را با دیگر واژهها اشتباه نگیرید و در متن خود نسبت به کاربرد آن وضوح داشته باشید.
توجه به این نکات میتواند به نگارش صحیح و موثق کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در فصل بهار، درختان تازه جوانه زده و زیبایی بدهل همیشه به چشم میآید.
- هنگام بارش باران، بر روی برگهای بدهل آبهای کوچک جمع میشود و جلوهای زیبا ایجاد میکند.
- درختان بدهل به خاطر سایه بزرگ و گستردهای که دارند، محل مناسبی برای استراحت در روزهای گرم تابستان هستند.
