برازیدن
licenseمعنی کلمه برازیدن
معنی واژه برازیدن
barāzidan
become
|
برازیدن
مترادف:
1- برازنده بودن، زيبندگي داشتن، زيبيدن، زيبا نمودن، زيبندهبودن، سزاوار بودن، شايسته بودن، طرازيدن
2- پينه كردن، وصله كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم)
مختصات:
(بَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
274
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
become | befit , to fit
ترکی
sığdırmak
فرانسوی
s'adapter
آلمانی
passen
اسپانیایی
caber
ایتالیایی
adattarsi
عربی
أصبح | محمل , لاق ب , يصبح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "برازیدن" یکی از فعلهای زبان فارسی است که به معنای "زیبا کردن" یا "زینت دادن" به کار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
صرف فعل: "برازیدن" یک فعل چندمنظوره است که میتواند به صورتهای مختلف صرف شود. مثلاً:
- من برازیدم
- تو برازیدی
- او برازید
- ما برازیدیم
- شما برازیدید
- آنان برازیدند
-
قید زمان: برای روشنی بیشتر جمله، میتوان از قید زمان استفاده کرد. به عنوان مثال:
- "او همیشه لباسهایش را برازیده انتخاب میکند."
- "در مهمانی دیشب، مینا با لباس برازیدهاش توجه همه را جلب کرد."
-
مفاهیم مرتبط: در متنهای ادبی یا رسمی، ممکن است بخواهید به مفاهیم مرتبط با زیبایی و زینتافزایی اشاره کنید. لذا میتوانید از واژههای نظیر آرایش، زیبایی، جذابیت و غیره در کنار این کلمه استفاده کنید.
-
ترکیبها: "برازیدن" میتواند به عنوان جزء یک ترکیب نیز به کار رود. برای مثال:
- برازندگی (حالت یا کیفیت برازیده بودن)
- علت و معلول: در جملات میتوان از آن برای بیان علت یا تاثیر استفاده کرد. مثلاً:
- "لباس برازیده او باعث شد که همه به او توجه کنند."
با رعایت این نکات، میتوان به درستی از کلمه "برازیدن" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- این لباس جدید به شما خیلی برازنده است و زیبایی شما را دوچندان میکند.
- شعرهای این شاعر بزرگ به سادگی و زیبایی برازیدهاند و دل هر خوانندهای را میربایند.
- به نظرم این رنگ مو واقعاً به چهرهات برازنده است و جلوهای خاص به تو میبخشد.
