برمالیدن
licenseمعنی کلمه برمالیدن
معنی واژه برمالیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹ورمالیدن› [قدیمی]
مختصات:
( ~. دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
337
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to rub
ترکی
ovmak
فرانسوی
frotter
آلمانی
zu reiben
اسپانیایی
frotar
ایتالیایی
strofinare
عربی
فرك | أزال , حك , دعك , مسح , احتك , أسخط , جلا , مسح الدموع , نظف , انمحى , واصل سيره بصعوبة , لفرك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "برمالیدن" در زبان فارسی به معنای مالیدن چیزی بر روی چیزی دیگر است. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی و گرامری، موارد زیر را مد نظر قرار دهید:
-
معنی و کاربرد: "برمالیدن" به معنای قراردادن یا مالیدن یک ماده بر روی سطحی دیگر است. برای مثال: "او رنگ را بر دیوار مالید."
-
صرف فعل: این فعل به صورتهای مختلفی صرف میشود. به عنوان مثال:
- زمان حال: میبرمالد
- زمان گذشته: برمالید
- زمان آینده: خواهد برمالید
-
توجه به ساختار جملات: حتماً به ساختار جملات توجه کنید. برای مثال، به کارگیری فعل در جمله باید با فاعل، مفعول و دیگر اجزای جمله هماهنگ باشد.
-
نکات نگارشی:
- فاصلهگذاری: پس از ویرگول، نقطه و دیگر نشانههای نگارشی، حتماً یک فاصله ایجاد کنید.
- استفاده از حروف اضافه: در شرایطی که نیاز به حروف اضافه است، آنها را به درستی به کار ببرید؛ مثلاً: "او رنگ را بر دیوار مالید."
- حفظ دقت در نگارش: هنگام نوشتن، به هجی صحیح کلمات و استفاده از عبارات درست توجه داشته باشید تا از ابهام و اشتباه جلوگیری کنید.
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "برمالیدن" به درستی و بهطور مؤثر استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او با دقت رنگ را بر روی دیوار برمالید تا شکل زیبایی ایجاد کند.
- برای ترمیم جلد کتاب، ابتدا چسب را به آرامی برمالید تا مطمئن شود که همه جا به خوبی چسبیده است.
- در درس هنر، معلم به دانشآموزان آموزش داد چگونه رنگ را با قلممو به صورت یکنواخت برمالید.
