جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ۱. برای بیان پیوستن، رسیدن، یا مماس شدن به کار میرود: به پرواز نرسیدم. ۲. برای خطاب به کار میرود: به پدرم میگویم. ۳. بهسوی: به خارج رفت. ۴. بهبهایِ: به دو ریال هم نمیارزد. ۵. سوگند به: به خدا، به پیغمبر. ۶. نسبت به: به ازدواج تمایلی ندارد. ۷. بر رویِ: به زمین افتاد. ۸. برای: به تماشا رفته بودیم. ۹. همراه با: به نام خدا. ۱۰. برای بیان شروع یک عمل ادامهدار به کار میرود: به راه افتاد، به حرف آمد. ۱۱. بین دو واژۀ واحد برای بیان تدریج به کار میرود: قدمبهقدم، قطرهبهقطره، کوچهبهکوچه، سطربهسطر. ۱۲. برای بیان موافقت و سازش به کار میرود: علف باید به دهن بزی شیرین بیاید. ۱۳. در میان دو اسم برای ساختن صفت به کار میرود: دستبهجیب، گوشبهزنگ. ۱۴. برای بیان مقایسه به کار میرود: سه به دو. ۱۵. قبل از حاصل مصدر و اسم مصدر برای ساخت قید به کار میرود: بهزیبایی، بهناچار. ۱۶. براساسِ: به قول شما. ۱۷. دارای: به رنگ زرد. ۱۸. [قدیمی] در: به کرمان درگذشت. ۱۹. [قدیمی] هنگامِ: ♦ دهقان به سحرگاهان کز خانه بیاید / نه هیچ بیارامد و نه هیچ بپاید (منوچهری: ۱۵۴). ۲۰. [قدیمی] بهعنوانِ: ♦ هیچکس را تو استوار مدار / کار خود کن، کسی به یار مدار (سنائی۱: ۵۴۴). 1- خوب، نيكو، نيك
2- بهي، سفرجل بد to, in, on, into, at, against, quince, quincunx, ac-, ad-, Bah!, Oh! إلى، على، ل، حتى، لدى، نحو، بالقياس إلى İle À zu a a برای، در، در برابر، نزد، پیش، از، با، بر حسب، توی، در ظرف، بر، بر روی، روی، در روی، نسبت به، بسوی، در میان، بطرف، سر، در نتیجه، نزدیک، علیه، در مقابل، ضد، درخت به، شکلی دارای پنج واحد یا نفش یکجور، ارایش پنج تایی گل یا برگ گیاه، علامت تعجب حاکی ازاهانت و تحقیر، اوه، ها، وه
to|in , on , into , at , against , quince , quincunx , ac- , ad- , Bah! , Oh!
ترکی
İle
فرانسوی
À
آلمانی
zu
اسپانیایی
a
ایتالیایی
a
عربی
إلى|على , ل , حتى , لدى , نحو , بالقياس إلى
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "به" در زبان فارسی دارای کاربردها و قواعد خاصی است که شامل موارد زیر میشود:
حروف اضافه:
"به" به عنوان حرف اضافه برای نشان دادن جهت یا مقصد به کار میرود. مثلاً:
به خانه رفتم.
به مدرسه بروید.
حالت توصیفی:
"به" در برخی جملات برای بیان حالت یا توصیف به کار میرود. مثلاً:
این کتاب به من کمک کرد.
ارتباط با فعل:
"به" معمولاً با افعالی مانند "رفتن"، "دادن"، "نمودن" و "کردن" ترکیب میشود تا معنی کاملتری ارائه دهد. مثلاً:
به او کمک کردم.
به شما میگویم.
استفاده در اصطلاحات و عبارات:
"به" در بسیاری از عبارات و اصطلاحات فارسی کاربرد دارد. مثلاً:
به خاطر (به دلایل)
به علاوه (علاوه بر)
تفاوت با "در":
در مواردی که "به" به معنی "در" نیست، استفاده از "در" ممکن است نادرست باشد. مثلاً:
به کسی گفت (به جای در کسی گفت).
نقش معنایی:
"به" میتواند نقشی معنایی داشته باشد که در جملات مختلف بسته به زمینه متفاوت است.
در نهایت، توجه به بافت جملات و نحوهی استفاده "به" در آنها برای درک کاملتر این کلمه ضروری است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "به" در جمله آورده شده است:
من به کتابخانه میروم.
او به دوستم زنگ زد.
ما به جشن تولد دعوت شدیم.
این هدیه به تو تعلق دارد.
معلم به سوالات دانشآموزان پاسخ داد.
آنها به سفر به شمال برنامهریزی کردند.
من به موسیقی زیبا گوش میدهم.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا سوال خاصی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
فرهنگ فارسی عمید
واژگان مرتبط: برای، در، در برابر، نزد، پیش، از، با، بر حسب، توی، در ظرف، بر، بر روی، روی، در روی، نسبت به، بسوی، در میان، بطرف، سر، در نتیجه، نزدیک، علیه، در مقابل، ضد، درخت به، شکلی دارای پنج واحد یا نفش یکجور، ارایش پنج تایی گل یا برگ گیاه، علامت تعجب حاکی ازاهانت و تحقیر، اوه، ها، وه