بیتجربه
licenseمعنی کلمه بیتجربه
معنی واژه بیتجربه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [فارسی. عربی]
مختصات:
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
bitajrobe
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
622
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
naive | unskilled , immature , raw , unskillful , inexpert , verdant , green , naif , gun-shy , half-baked , lottery
ترکی
vasıfsız
فرانسوی
malhabile
آلمانی
ungeschickt
اسپانیایی
inexperto
ایتالیایی
non abile
عربی
ساذج | غر , برئ , بسيط
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بیتجربه" از دو بخش "بی" و "تجربه" تشکیل شده است. در قواعد فارسی و نگارشی نکات زیر در مورد این کلمه مطرح است:
-
فرآیند ترکیب: "بی" به عنوان پیشوند منفی نهاد هیچگونه تغییری در ساختار کلمه "تجربه" ایجاد نمیکند و به آن معنای منفی میدهد.
-
فاصله و خط تیره: بین "بی" و "تجربه" باید خط تیره (-) قرار گیرد تا نشاندهندهی ترکیب آنها باشد. بنابراین، شکل صحیح آن "بیتجربه" است.
-
نکات زبانی: این کلمه به عنوان صفت عمل میکند و برای توصیف افرادی که تجربه کافی در یک زمینه ندارند، بهکار میرود.
- نگارشی: در متن، این کلمه باید به صورت واحد و بدون فاصله نوشته شود تا اشتباه در نگارش جلوگیری شود.
استفاده صحیح و توجه به این نکات میتواند به وضوح و دقت نوشتههای شما کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- علی به خاطر بیتجربه بودنش در کار جدید، دچار اشتباهات زیادی شد.
- با وجود بیتجربه بودن، او تلاش کرد تا همه چیز را به سرعت یاد بگیرد.
- مربی تصمیم گرفت که به بازیکنان بیتجربه بیشتر زمان بازی بدهد تا مهارتهایشان را بهبود بخشند.
