پخ
licenseمعنی کلمه پخ
معنی واژه پخ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) ‹پخت› [قدیمی]
مختصات:
(پَ) (ص .)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
pax
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
602
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
bezel | chamfer
ترکی
pah
فرانسوی
chanfreiner
آلمانی
fase
اسپانیایی
chaflán
ایتالیایی
smussare
عربی
مدي | حافة الإزميل , موضع الفص من الخاتم , موضع الشىء من الشىء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پخ" به معنای پخش کردن یا گستردن است و به صورتهای مختلفی در زبان فارسی کاربرد دارد. برای استفاده صحیح از این کلمه در نگارش، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
کاربرد کلمه:
- "پخ" به عنوان فعل و به معنای پخش کردن به کار میرود.
مثال: "او صدای موسیقی را پخ کرد."
- "پخ" به عنوان فعل و به معنای پخش کردن به کار میرود.
-
صرف فعل:
- این کلمه را میتوان در زمانهای مختلف صرف کرد. مثال: "ما پخش میکنیم"، "آنها پخش کردند"، "بهزودی پخش خواهد شد".
-
نکات نگارشی:
- مانند سایر کلمات، باید توجه داشت که در جمله به درستی و با توجه به ساختار جمله استفاده شود.
- رعایت علامتگذاری قبل و بعد از این کلمه مهم است.
-
تلفظ:
- توجه به تلفظ صحیح این کلمه نیز مهم است. در محیطهای غیررسمی ممکن است لهجه یا تلفظهای متفاوتی وجود داشته باشد.
- همنشینی با دیگر واژهها:
- این کلمه میتواند با سایر کلمات ترکیب شود برای مثال: "پخش زنده"، "پخش اخبار"، "پخش موسیقی".
با رعایت این نکات و قواعد، میتوانید از کلمه "پخ" به شکل صحیح و کارآمد در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پخ" در جملات مختلف آورده شده است:
- شخصی با دقت لبههای پارچه را پخ کرد تا ظاهر کارش بهتر شود.
- در این شیرینی، برای تزیین از شکلات پخ استفاده شده است.
- او تصمیم گرفت گوشههای کاغذ را پخ کند تا زیباتر به نظر بیاید.
آیا به نمونههای بیشتری احتیاج دارید؟
