پدربزرگ
licenseمعنی کلمه پدربزرگ
معنی واژه پدربزرگ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم)
مختصات:
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
pedarbozorg
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
435
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
grandfather | grandpa , grandsire , progenitor , grandsir
ترکی
büyükbaba
فرانسوی
grand-père
آلمانی
großvater
اسپانیایی
abuelo
ایتالیایی
nonno
عربی
جد | السلف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پدربزرگ" یک اسم مرکب در زبان فارسی است که به معنای پدر والد (پدر مادر یا پدر پدر) به کار میرود. در مورد نگارش و قواعد مربوط به این کلمه، نکات زیر قابل توجه است:
-
نحوه نوشتار: "پدربزرگ" به صورت متصل نوشته میشود و هیچ فاصلهای بین "پدر" و "بزرگ" وجود ندارد.
-
تلفظ: این کلمه به صورت "پدربزرگ" تلفظ میشود و هر دو بخش آن باید واضح و صحیح ادجته شود.
-
قواعد دستوری:
- در جملهها میتوان از این کلمه به عنوان فاعل، مفعول، یا دیگر نقشهای دستوری استفاده کرد.
- مثال: "پدربزرگ من دیروز به خانه ما آمد."
-
جمع بستن: برای جمع بستن این کلمه، از "ها" استفاده میشود: "پدربزرگها".
- نکات نگارشی:
- در نوشتههای رسمی و ادبی، بهتر است به استفاده صحیح از این کلمه پایبند باشید.
- توجه به موقعیت اجتماعی و فرهنگی حیات خانوادهها و نهادهای اجتماعی هنگام به کار بردن این واژه مهم است.
امیدوارم این نکات به شما کمک کند! اگر سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم پاسخگو باشم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند جمله با استفاده از کلمه "پدربزرگ" آورده شده است:
- پدربزرگ من همیشه داستانهای جالبی از جوانیاش تعریف میکند.
- در تعطیلات به خانه پدربزرگ رفتیم و لحظات خوشی را با هم گذراندیم.
- پدربزرگ به باغ خود رسیدگی میکند و گیاهان زیبایی دارد.
- هر بار که به دیدن پدربزرگ میرویم، او شیرینیهای خانگیاش را برای ما آماده کرده است.
- پدربزرگ من در دوران جوانیاش ورزشکار حرفهای بود.
