پرستیدن
licenseمعنی کلمه پرستیدن
معنی واژه پرستیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) [پهلوی: parastātan]
مختصات:
(پَ رَ دَ) [ په . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
726
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
ترکی
tapmak
فرانسوی
culte
آلمانی
verehrung
اسپانیایی
culto
ایتالیایی
culto
عربی
عبادة | تأليه , ديانة , مقام رفيع , تعبد , سجد , عبد , بجل , أله , صلى , يعبد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پرستیدن" در زبان فارسی به معنای عبادت یا احترام عمیق به کسی یا چیزی است. در قواعد فارسی و نگارشی، این واژه به صورت زیر استفاده میشود:
-
صرف و نحو:
- "پرستیدن" یک فعل است و در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
- زمان حال: میپرستد
- زمان گذشته: پرستید
- زمان آینده: خواهد پرستید
- "پرستیدن" یک فعل است و در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
-
اسم و مصدر:
- "پرستش" به عنوان اسم از این فعل مشتق میشود. مثلاً: پرستش خدا، پرستش معبود.
-
ترکیبها:
- میتوان از "پرستیدن" در ترکیبهای مختلفی استفاده کرد، مانند: "پرستیدن خدا"، "پرستیدن حقیقت"، "پرستیدن عشق".
-
نگارش:
- در نگارش فارسی، به قواعد استفاده از ویرگول، نقطه و سایر علائم نگارشی توجه کنید. به عنوان مثال، جملات باید بهطور صحیح و با رعایت قواعد نگارشی نوشته شوند.
- توجه به متن:
- در متنهای ادبی، معنای عمیق و احساساتی که این واژه منتقل میکند نیز مهم است. برای مثال، ممکن است در شعرها و متون عرفانی، به زیبایی و عمق مفهوم پرستش توجه شود.
در کل، "پرستیدن" یک واژه با بار معنایی عمیق است که در زمینههای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او همیشه خدا را با قلبی پر از عشق پرستیدن میکند و به انجام خوبیها معتقد است.
- در فرهنگ ایرانی، پرستیدن طبیعت و احترام به آن یکی از ارزشهای مهم به شمار میآید.
- او سالهاست که در پرستیدن بزرگترین استادش، خستگی ناپذیر تلاش میکند و از آموزشهای او بهرهمند میشود.
