شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pahlo[w]
side  |

پهلو

معنی: ۱. کنار؛ یک طرف چیزی.
۲. ضلع.
۳. یک سمت بدن.
۴. کنار سینه و شکم: ♦ خار است به زیر پهلوانم / بی روی تو خوابگاه سنجاب (سعدی۲: ۳۱۹).
〈 پهلو تهی کردن: [مجاز] دوری کردن و کناره کردن از کاری؛ زیر بار نرفتن؛ شانه خالی کردن.
〈 پهلو دادن: [قدیمی، مجاز] به کسی سود رساندن و او را چیزدار کردن؛ مدد کردن.
〈 پهلو زدن: [مجاز]
۱. برابری کردن.
۲. همسری کردن در قدر و مرتبه: ♦ سِحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار / سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد (حافظ۲: ۳۲۵).
〈 پهلو کردن: (مصدر لازم) [قدیمی] کناره کردن؛ کناره گرفتن: ♦ با آنکه حلال توست باده / پهلو کن از آن حرام‌زاده (نظامی۳: ۵۳۳).
〈 پهلو گرفتن: (مصدر لازم) کنار گرفتن؛ در ساحل ایستادن و لنگر انداختن کشتی.
... ادامه
675 | 0
مترادف: 1- جنب، كنار 2- آغوش، بر 3- كناره 4- ضلع، قبل 5- بطن، شكم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: (پَ لَ) (ص . اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: pahlu
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 43
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
side | flank , hand , the side
ترکی
taraf
فرانسوی
le côté
آلمانی
die seite
اسپانیایی
el lado
ایتالیایی
il lato
عربی
جانب | جهة , طرف , ضلع , خاصرة , واجهة , جانبي , ثانوي , أيد , ناصر , وضعه جانبا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پهلو" به معنی جانب یا طرف بدن و همچنین به معنای کناره یا منتهی‌الخلاف در زبان فارسی کاربرد دارد. در مورد نگارش و قواعد مربوط به این کلمه، نکات زیر را می‌توان ذکر کرد:

  1. فارسی‌نویسی: "پهلو" باید به همین صورت نوشته شود و از املای صحیح آن اطمینان حاصل کرد.

  2. تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه "پَهـْلو" است و دقت در تلفظ آن (با فتحه بر پ) مهم است.

  3. کاربرد: می‌توان از "پهلو" در جملات مختلف به عنوان اسم استفاده کرد. مثلاً:

    • "او با دستش به پهلوی خود اشاره کرد."
  4. ترکیب‌ها: این کلمه در ترکیب با کلمات دیگر نیز کاربرد دارد، مثلاً:

    • "پهلو به پهلو" (کنار هم)
    • "پهلو درد" (درد در ناحیه پهلو)
  5. نگارش: در متون رسمی و غیررسمی باید به نگارش صحیح و بدون اشرار و تکرار بی‌مورد توجه شود.

  6. استفاده از نشانه‌ها: در جملاتی که "پهلو" به کار می‌رود، از نشانه‌های نگارشی مانند ویرگول و نقطه به‌درستی استفاده کنید تا مراجعین به متن به‌راحتی مفهوم جملات را درک کنند.

به‌طور کلی، رعایت قواعد نگارشی و استفاده صحیح از جمله‌سازی در کنار املای صحیح کلمات، اهمیت دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "پهلو" در جمله‌ها آورده‌ام:

  1. او روی تخت خوابیده و دستش را روی پهلو گذاشته است.
  2. در جنگل، حیوانی را دیدم که در کنار درخت به آرامی به پهلو دراز کشیده بود.
  3. پزشک به او گفت که مشکل کمرش ممکن است به دلیل خوابیدن به پهلو باشد.
  4. وقتی که دریا طوفانی می‌شود، قایق‌ها به پهلو می‌چرخند و کار را برای نجات کشتی‌هامشکل می‌کنند.
  5. او در حال ورزش کردن بود و به پهلو خم شد تا بهتر تمرین کند.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: سمت، طرف، جانب، سو، جناح، تهیگاه، دست، عقربه، دسته، دست خط

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری