پیچاندن
licenseمعنی کلمه پیچاندن
معنی واژه پیچاندن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹پیچانیدن›
مختصات:
(دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
120
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
contort | twist , wrest , turn , bolt , distort , flex , intricate , screw , twitch , wind , wring , tweak , wimble , waggle , to twist
ترکی
büküm
فرانسوی
torsion
آلمانی
twist
اسپانیایی
girar
ایتالیایی
intrecciare
عربی
تتلوى من الألم | حرف , لوى , ثنى بقوة , التواء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پیچاندن" در زبان فارسی به معنای خم کردن یا تاب دادن چیزی است. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش جملات مربوط به آن، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
زمان فعل: "پیچاندن" فعل مضارع است و همچنین از آن اشکال مختلفی مانند "پیچاندم"، "پیچاندی"، "پیچاند" و غیره ساخته میشود. برای استفاده صحیح از زمانها توجه به فعل در جملات مهم است.
-
نحو: میتوانید این کلمه را به عنوان فعل اصلی در جمله به کار ببرید. مثلاً:
- "او سیم را پیچاند."
- "من پیچاندن این کاغذ را یاد گرفتم."
-
قید: میتوانید قیدهایی مانند "بهخوبی"، "به آرامی" و غیره را همراه با این کلمه استفاده کنید:
- "او کاغذ را به آرامی پیچاند."
-
اسم و صفت: "پیچاندن" میتواند به صورت اسم یا صفت نیز در جملات استفاده شود. به عنوان مثال:
- "پیچاندن رشتهها مهارت خاصی میخواهد."
- حالتهای مختلف: در جملات میتوانید از حالتهای مختلف برای تأکید یا توصیف استفاده کنید:
- "باید سیم را با احتیاط پیچاند."
توجه به این قواعد و نکات میتواند به نگارش صحیح و مؤثر جملات با استفاده از کلمه "پیچاندن" کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او با هنرمندی خاصی توانست داستان را به گونهای پیچاند که همه مخاطبانش را مجذوب کرد.
- وقتی که باد شروع به وزیدن کرد، درختان خود را پیچاندند و به هم نزدیکتر شدند.
- معلم برای جذابتر کردن درس، موضوع را با مثالهای واقعی پیچاند و دانشآموزان را به تفکر واداشت.
