پیچانده
licenseمعنی کلمه پیچانده
معنی واژه پیچانده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت مفعولی)
مختصات:
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
piCAnde
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
75
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
twisted
ترکی
bükülmüş
فرانسوی
tordu
آلمانی
verdrehte
اسپانیایی
retorcido
ایتالیایی
contorto
عربی
متشابك | ملفوف , ملتوية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پیچانده" و ترکیبات و قواعد نگارش آن به صورت زیر است:
-
قالب کلمه: "پیچانده" از ریشه "پیچ" تشکیل شده است و در زبان فارسی به معنای انجام دادن عمل پیچاندن است. این کلمه در زمانهای ماضی به کار میرود و نشاندهنده عمل انجام شده میباشد.
-
صرف فعل: "پیچانده" به عنوان صفت مفعولی نیز مورد استفاده قرار میگیرد و به معنای چیزی است که پیچیده شده است. به عنوان مثال: "حلقهای پیچانده" یعنی حلقهای که عمل پیچاندن روی آن انجام شده است.
-
قواعد نگارشی:
- در متنهای رسمی یا ادبی، از فاصله مناسب بین کلمات و استفاده از علائم نگارشی مناسب باید اطمینان حاصل کرد.
- در جملات، باید دقت کرد که این کلمه به درستی در ساختار جمله قرار گیرد و از لحاظ دستوری هماهنگی لازم را داشته باشد.
- مثالها:
- "این پارچه را پیچانده و درون جعبه گذاشتهام."
- "دستمالی پیچانده بر روی میز مانده بود."
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "پیچانده" به درستی در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "پیچانده" در جملات آورده شده است:
- او دانشآموزی بااستعداد بود که همیشه مسائل ریاضی را بهطرز پیچاندهای حل میکرد.
- مهارتهای او در نوشتن داستانهای پیچانده، باعث شد که به نویسندهای مشهور تبدیل شود.
- این رمان بهخاطر روایت پیچانده و غافلگیرکنندهاش مورد توجه قرار گرفت.
- کیک را به گونهای پیچانده بود که زیبایی خاصی به آن بخشیده بود.
- در جلسه، او افکارش را بهگونهای پیچانده بیان کرد که بسیاری از حاضران به سختی متوجه منظورش شدند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
