پیشاهنگ
licenseمعنی کلمه پیشاهنگ
معنی واژه پیشاهنگ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت)
مختصات:
(هَ) (ص مر.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
piSAhang
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
388
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
scout | boy scout , fugleman
ترکی
izci
فرانسوی
scout
آلمانی
erkunden
اسپانیایی
explorar
ایتالیایی
esploratore
عربی
كشاف | استطلاع , مستكشف , رائد كشاف , المستطلع , فتى , شخص , طائرة إستطلاع , استكشف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پیشاهنگ" از ترکیب "پیش" و "اهنگ" تشکیل شده است. در زبان فارسی، این کلمه به معنای کسی است که در یک گروه، جمع، یا فعالیت به عنوان سرپرست یا لیدر عمل میکند.
قواعد فارسی و نگارشی برای کلمه پیشاهنگ:
-
نوشتار صحیح:
- کلمه "پیشاهنگ" باید به همین صورت و با این نوشتار نوشته شود و از اشتباهاتی مانند "پیش آهنگ" خودداری شود.
-
استفاده در جملات:
- میتوان از "پیشاهنگ" در جملات به عنوان اسم معرف (مانند: "او پیشاهنگ گروه ماست") یا در موقعیتهای دیگر استفاده کرد.
-
جمع بستن:
- جمع این کلمه به صورت "پیشاهنگها" است. به عنوان مثال: "پیشاهنگها در این پروژه نقش حیاتی دارند."
-
قاعده تنوین:
- در صورتی که "پیشاهنگ" به عنوان مفعول در جمله بیفتد، میتوان از تنوین استفاده کرد: "به یک پیشاهنگ نیاز داریم."
-
استفاده غیررسمی:
- در مکالمات غیررسمی، از کلمه "پیشاهنگ" میتوان به عنوان استعاره و به مفهوم رهبری یا الگوی کاری نیز بهره برد، مثلاً: "او پیشاهنگ این سبک زندگی جدید است."
- نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی و ادبی، باید به تناسب متن و جایگاه کلمه "پیشاهنگ" توجه کرد و از کاربردهای بیجا و غیرمنطقی آن خودداری نمود.
در نهایت، مانند هر کلمه دیگری در زبان فارسی، شناخت معانی و استفادههای مختلف آن میتواند به غنای زبان و متن کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- پیشاهنگان گروه، با طرحهای خود برنامهی جدیدی را برای فعالیتهای تابستانه ارائه دادند.
- پیشاهنگ جوان، با شجاعت و اعتماد به نفس خود توانست تیمش را به موفقیت برساند.
- در این اردوگاه، پیشاهنگها مهارتهای جدیدی مانند فرایندهای نجات و کار گروهی را یاد میگیرند.
