جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: چیزی را با فشار در جایی وارد کردن .....معنی اصطلاحی و کاربردیش هم همونه!! هوشنگ ماشینه قراضه شو بم چپوند! لامصب پودر خاک اره تو روغنش ریخته بود! تا دو ماه نمیدونستم موتورش صدا داره......قرمساق! تحمیل یک وضعیت به دیگری بدون اطلاع وی، مسافری تاکسی دربستی گرفته که بره مدارک شو از خونه ورداره و بعد به بانک برش گردونه ،مسافر گفته دو دقیقه ای میام اما بعد نیم ساعت میاد،راننده تاکسی خطاب به اون میگه: چپاندیش ها!!! بعضی اوقات افراد برای نشان دادن شدت فعل انجام شده از نمایش مشت گره کرده استفاده میکنن که از آرنج به سمت جلو حرکت میدهند! 1- به زور فرو كردن، به زور جا دادن، زورچپان كردن، تپاندن
2- قالب كردن، (جنس بنجل با قيمت زياد) cram, squeeze, jam, stuff, thrust, stick حشر، اكتظ، ملأ، حشا، أتخم، روى الأكاذيب، أكل بنهم، درس متعجلا، حشد غفير، الالزام sopa bâton stock palo bastone چپانیدن، باشتاب یاد گرفتن، خودرا برای امتحان اماده کردن، فشردن، فشار دادن، چلاندن، دوشیدن، له کردن، شلوغ کردن، بستن، فرو کردن، گنجاندن، پر کردن، انباشتن، رخنه کردن در، پرتاب کردن، بزور باز کردن، انداختن
... ادامه
1786|0
مترادف:1- به زور فرو كردن، به زور جا دادن، زورچپان كردن، تپاندن
2- قالب كردن، (جنس بنجل با قيمت زياد)
کلمه "چپاندن" به معنی فروکردن یا در جایی جا دادن است. در نگارش فارسی، رعایت چند نکته برای استفاده صحیح از این واژه و قواعد نگارشی مرتبط با آن مهم است:
نوشتن صحیح: کلمه "چپاندن" باید به همین شکل نوشته شود و از املای آن نباید تغییر کرد.
نوع و نحوه استفاده: این واژه معمولاً به عنوان فعل استفاده میشود و میتواند در جملات مختلف به کار رود. مثلاً: "او کتاب را در کیسه چپاند."
حالتهای صرفی: این فعل را میتوان در زمانهای مختلف صرف کرد. مانند: "چپاندم"، "چپاندی"، "چپانده است"، etc.
فعلهایی با پیشوند: "چپاندن" یک فعل مرکب است و میتوان آن را با سایر پیشوندها و پسوندها ترکیب کرد. مثلاً "چپان" به عنوان اسم فاعل.
نکات نگارشی: در نوشتار رسمی و ادبی، دقت کنید که جملات به درستی و بدون استفادهی نادرست از عبارات نوشته شوند. مثلاً از به کار بردن این کلمه در متون علمی یا جدی با احتیاط استفاده کنید و بستگی به متن دارد.
فردیسازی: در برخی موارد، میتوانید با افعال و واژههای دیگر ترکیب کرده و جملات خلاقانه بسازید، مانند "چپاندن احساسات در یک داستان".
با رعایت این نکات، میتوانید در نوشتار خود از کلمه "چپاندن" به شکل مؤثر و صحیح استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او سعی کرد کتاب را به طور نامنظم در چمدانش چپاندن تا فضای بیشتری برای لباسها داشته باشد.
در این مسابقه، بازیکن با یک حرکت سریع توپ را به گوشه دروازه چپاندن و گل اول را به ثمر رساند.
معلم از دانشآموزان خواست تا داستانهایشان را در این دفتر چپاندن و نمره بگیرند.
واژگان عامیانه
لباسام تو چمدون جا نمیشدن به زور چپوندمشمون شوهر:خانم پس این نهار کی آماده میشه خانم:فعلا" این کاهو هارو بچپون تو اون شکمت!! مرضی خانم میگه کاهو قبل از نهار لاغرمیکنه!!
واژگان مرتبط: چپانیدن، باشتاب یاد گرفتن، خودرا برای امتحان اماده کردن، فشردن، فشار دادن، چلاندن، دوشیدن، له کردن، شلوغ کردن، بستن، فرو کردن، گنجاندن، پر کردن، انباشتن، رخنه کردن در، پرتاب کردن، بزور باز کردن، انداختن
جعبه لام تا کام
وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.