شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

lees  |

دُرده

معنی: دُرد یا دُرده
به معنی ته نشین شده شراب
از این ته نشین مومی بدست میاد بسیار با ارزش که مثلاً با مقدار کمی از اون میشه یه تهران رو خرید
1701 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: واژگان عامیانه
معادل ابجد: 213
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
lees | sediment , dreg , fouling , magma , silt , slag , tartar , sedimentary , closed
عربی
عكارة | رواسب , lees
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دُرده" در زبان فارسی به معنای نوعی خوراکی یا ماده ای است که معمولاً از گندم یا آرد درست می‌شود و به شکل معین یا در ترکیب با سایر مواد غذایی استفاده می‌شود. در قواعد فارسی، به نکات زیر توجه کنید:

  1. نقطه‌گذاری: در جمله‌ها باید توجه کنید که واژه‌ها به‌درستی جدا و با علامت‌های نگارشی مناسب (مانند کاما و نقطه) جدا شوند.

  2. جنس کلمه: "دُرده" یک اسم است و به‌عنوان اسم‌نهاد یا مفعول مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  3. مفرد و جمع: توجه کنید که "دُرده" به‌صورت مفرد است و در صورتی که بخواهید جمع آن را بسازید، باید از "دُرده‌ها" استفاده کنید.

  4. تلفظ: دقت کنید که تلفظ صحیح آن به‌صورت "دُرده" با تأکید بر "دُ" است.

  5. کاربرد: این کلمه معمولاً در زمینه‌های غذایی و آشپزی به کار می‌رود، بنابراین در متونی که مربوط به این موضوع است، مناسب‌تر خواهد بود.

  6. قید و صفات: می‌توان از صفات و قیدهای مختلف برای توصیف "دُرده" استفاده کرد، مانند "دُرده تازه" یا "دُرده خوشمزه".

اگر سوال یا نکته خاصی در مورد این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!

ساقیا برخیز و دُرده جام را  خاک بر سر کن غم ایام را

واژگان مرتبط: درده، ته نشین، رسوب، لای، ته نشست، طاقی، اشغال، پس مانده، خرده ریز، خمیر مواد معدنی یا الی، لجن، گل، ته مانده، کف، خاکستر، تفاله، چرک، گداز اتشفشانی، باره دندان، رسوبی، ته نشسته

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری