جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کلمه ای برای خطاب طرف مقابل می باشد. اخیرا کاربرد این کلمه سابقا حرمت دار، بطور بیسابقه ای گسترده شده و گستره وسیعی از انواع شخصیتها و کاراکترها را در بر می گیرد. از برخی از کاربردهای این کلمه پرکاربرد می توان به:آدم حرمت دار، رفیق فاب، خطاب قرار دادن مشفقانه و خیرخواهانه، آدم و طرف حساب ببو،شخص چشم و گوش بسته و ندید بدید،شخص تابلو و پیشانی سفید و بسیاری از کاراکترهای دیگر نام برد. لازم به توضیح است هر روز معانی و کاربردهای جدیدی از این کلمه گهربار کشف می شود. 1- آقا، خواجه، رئيس، سرور، مهتر
2- پيغمبرزاده خلق master, chief, descendant of the prophet, lord, prince, sayyed رئيسي، ماجستير، سيد، السيد، ربان، خبير، فنان، مدرس، رب العمل، ولي الأمر، رئيس مؤسسة، حاكم، خط رئيسي، منتصر، المتغلب، تخصص، تغلب، سيطر، كبح، روض، برع في، يتقن seyyid sayed sayyed sayyed sayyed استاد، ارباب، صاحب، کارفرما، رئیس، فرمانده، سر، پیشرو، سالار، لرد، شاهزاده، مالک، ولیعهد
ترکیب:
(اسم، صفت) [عربی: سَیّد، جمع: سادَة و اسیاد و سیائد]
مختصات:
(ص )
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
seyyed
منبع:
واژگان عامیانه
معادل ابجد:
74
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
master|chief , descendant of the prophet , lord , prince , sayyed
ترکی
seyyid
فرانسوی
sayed
آلمانی
sayyed
اسپانیایی
sayyed
ایتالیایی
sayyed
عربی
رئيسي|ماجستير , سيد , السيد , ربان , خبير , فنان , مدرس , رب العمل , ولي الأمر , رئيس مؤسسة , حاكم , خط رئيسي , منتصر , المتغلب , تخصص , تغلب , سيطر , كبح , روض , برع في , يتقن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سید" در زبان فارسی به عنوان یک لقب و عنوان استفاده میشود و تعابیر خاصی دارد. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته وجود دارد که باید به آنها توجه کرد:
نقطهگذاری: "سید" معمولاً به عنوان یک عنوان مورد استفاده قرار میگیرد و به همین دلیل، گاهی در نوشتار رسمی با عنوانهای دیگر همراه میشود، مثلاً "سید محمد" یا "سید احمد".
حروف بزرگ: در نگارش رسمی، کلمه "سید" هنگامی که به عنوان عنوان یا لقب به کار میرود، معمولاً با حرف بزرگ شروع میشود. به عنوان مثال: "سید حسن نصرالله".
مفهوم و کاربرد: کلمه "سید" به معنای کسی است که نسبش به امامان (علیهالسلام) میرسد. بنابراین باید در استفاده از آن دقت کرد که معمولاً به افرادی که واقعاً دارای این نسب هستند، اطلاق شود.
تلفظ و املاء: در نوشتار، این کلمه به صورت "سید" نوشته میشود و نباید به اشتباه به اشکال دیگر (مانند "سیدا" یا "سیدان") تغییر پیدا کند.
قابلیت جمع: در برخی موارد، برای اشاره به جمع این لقب، از "سادات" استفاده میشود.
در نهایت، دقت در استفاده از این کلمه و رعایت اصول نگارشی کمک میکند تا متن شما حرفهایتر و دقیقتر باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "سید" در جملات آورده شده است:
سید علی همیشه در مراسمات مذهبی شرکت میکند.
در محله ما، یک سید بزرگ و محترم به نام سید حسین زندگی میکند.
بسیاری از مردم به سید محمد احترام میگذارند به دلیل دانش و تقوایش.
دعای سیدین را همیشه در مراسم شب قدر میخوانیم.
سید حسینی به عنوان یکی از روحانیون معتبر در منطقه شناخته میشود.
اگر به جملات بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!
واژگان عامیانه
١- سید! یه دهن برامون بخون ببینیم چی داری واسمون؟ ٢- آقا! داشتی میومدی سید رو هم میاوردی یکم فیض ببره تو ایران زمین. ٣- تو دهن مارو صاف کردی سید! بیخیال ما شو ٤- آخه این چه کاری بود کردی سید این موقع شب؟ ٥- یا سیدی! (اظهار شوق خرکیفانه از مثلا دیدن یک دختر زیبا در هنگام رقص با افزودن یای عربی برای اظهار نزدیکی بیشتر) ٦- یارو که سیدِ محلمونه با تیپ ضایع اش