شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

muš
mouse  |

موش

معنی: حیوانی که عامل بیهوشی زنان می‌شود. قبل از کشف کلروفرم، در جراحی‌های سنگین مغز و قلب استفاده می‌شده است.
633 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) (زیست‌شناسی)
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: muS
منبع: واژگان عامیانه
معادل ابجد: 346
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
mouse | rat , the mouse
ترکی
fare
فرانسوی
la souris
آلمانی
die maus
اسپانیایی
el ratón
ایتالیایی
il topo
عربی
فأر | فارة , امرأة , الماوس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "موش" در زبان فارسی، نام یک حیوان کوچک از خانواده جوندگان است. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه پرداخته می‌شود:

  1. نوشتار: کلمه "موش" به صورت کامل با استفاده از حروف فارسی نوشته می‌شود و معمولاً به صورت تنها و یا به همراه صفات و جملات استفاده می‌گردد.

  2. جنس: "موش" به طور عمومی به عنوان یک اسم مذکر استفاده می‌شود، اگرچه در زبان فارسی تفاوتی بین جنسیت در کاربرد روزمره وجود ندارد.

  3. جمع: جمع کلمه "موش" به صورت "موش‌ها" (با اضافه کردن "ها" به انتهای کلمه) ایجاد می‌شود.

  4. کاربردهای نگارشی:

    • در نوشتار رسمی و غیررسمی، باید دقت کرد که کلمه "موش" در زمینه‌های معین به درستی مورد استفاده قرار گیرد، مثلاً در توصیف ویژگی‌های این حیوان یا در متن‌های علمی.
    • از اختصارات یا اصطلاحات ناپسند برای اشاره به "موش" خودداری شود.
  5. قید و صفت: می‌توان برای توصیف "موش" از قیدها و صفات مختلف مانند "کوچک"، "سیاه"، "جست‌وخیز" و غیره استفاده کرد.

  6. استحکام لغوی: "موش" کلمه‌ای است که با لغات و اصطلاحات دیگر می‌تواند ترکیب شود، مثلاً "موش صحرایی" یا "موش آزمایشگاهی".

با رعایت این نکات می‌توان در نگارش متون فارسی به خوبی از کلمه "موش" استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. موش‌ها معمولاً در مکان‌های تاریک و دنج زندگی می‌کنند و به سرعت نابود می‌شوند.
  2. در یکی از داستان‌های کودکی، موش کوچکی از دست گربه فرار کرد و به خانه‌ی یک مرد مهربان پناه برد.
  3. دانشمندان برای آزمایش‌های علمی از موش‌های آزمایشگاهی استفاده می‌کنند تا تاثیر داروها را بررسی کنند.
جیییییییییییییییغ موووووووووووووووووووش

واژگان مرتبط: ماوس، موش خانگی، موش صحرایی، میهن فروش، ادم موش صفت، مو

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری