مرغ
licenseمعنی کلمه مرغ
معنی واژه مرغ
morq
poultry
|
مرغ
مترادف:
1- چراگاه، مرغزار، مرتع
2- سبزه زار، علفزار، گياه زار
3- چمن، علف
4- آب دهن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [پهلوی: morv] (زیستشناسی)
مختصات:
(مُ) [ په . ] (اِ.)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
marq
منبع:
واژگان عامیانه
معادل ابجد:
1240
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
poultry | hen , bird , fowl , hen bird , chicken
ترکی
tavuk
فرانسوی
poulet
آلمانی
huhn
اسپانیایی
pollo
ایتالیایی
pollo
عربی
دواجن | دجاج
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مرغ" در زبان فارسی به معنای پرندهای از خانواده مرغها است و به طور خاص به مرغهای اهلی و پرورشیافته اشاره دارد. در استفاده از این کلمه، چند نکته نگارشی و قواعد زبان فارسی را باید مد نظر قرار داد:
-
نوشتن با حروف صحیح: "مرغ" باید با حروف صحیح و دقیق نوشته شود. از نوشتن آن به صورت اشتباه (مانند "مرغی" یا "مرغها" بدون توجه به قواعد مرتبط با جمع و مفرد) خودداری شود.
-
جمع و مفرد:
- مفرد: مرغ
- جمع: مرغها
-
کاربرد در جملات:
- مثال مفرد: "این مرغ سفید است."
- مثال جمع: "مرغها در حیاط هستند."
-
نکات نگارشی:
- در نوشتن جملات، توجه به قواعد املایی و نقطهگذاری اهمیت دارد. به عنوان مثال، در جملات پرسشی یا تعجبی اماکن گذاشتن علامت سوال یا تعجب وجود دارد.
- ترکیبات و عبارات: "مرغ" همچنین در ترکیبات مختلفی نیز استفاده میشود، مانند "مرغپرنده" (مرغ پرندهای که برای پرورش و تخمگذاری نگهداری میشود).
توجه به این قواعد و نکات به شما کمک میکند تا در نگارش و استفاده از کلمه "مرغ" دقت بیشتری داشته باشید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- مرغها در صبح زود آواز میخوانند و به طبیعت زندگی میبخشند.
- در فصل تابستان، مرغهای محلی در حیاط خانه به راحتی پرواز میکنند.
- برای تهیه یک غذای خوشمزه، ابتدا باید مرغ را به خوبی مواد لازم مزهدار کرد.
