شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pir[e]mard
old man  |

پیرمرد

معنی: مردی که سنش زیاده.
پیر شده دیگه!
682 | 0
مترادف: سالخورده، سالديده، سالمند، كهنسال، مسن
متضاد: پيرزن، جوان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم)
مختصات:
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: piremard
منبع: واژگان عامیانه
معادل ابجد: 456
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
old man | grandfather , grandsir , grandsire , oldster
ترکی
yaşlı adam
فرانسوی
vieil homme
آلمانی
alter mann
اسپانیایی
anciano
ایتالیایی
vecchio uomo
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پیرمرد" ترکیبی است از دو واژه: "پیر" و "مرد". در نگارش و استفاده از این کلمه، برخی نکات و قواعد وجود دارند که بهتر است به آن‌ها توجه کنید:

  1. جداسازی: "پیرمرد" به‌عنوان یک کلمه ترکیبی شناخته می‌شود و باید به‌صورت یکجا نوشته شود. جداسازی آن به‌عنوان "پیر مرد" صحیح نیست.

  2. نقش دستور زبانی: "پیرمرد" معمولاً به‌عنوان اسم استفاده می‌شود و می‌تواند به عنوان فاعل یا مفعول در جمله به‌کار رود.

  3. تطابق با دیگر عناصر جمله: در جملاتی که "پیرمرد" به کار می‌رود، باید به تطابق آن با دیگر عناصر جمله (مانند فعل و صفت) توجه کرد.

  4. تلفظ: در گفتار و نوشتار، توجه به تلفظ صحیح "پیرمرد" مورد نیاز است.

  5. استفاده درست: اگرچه "پیرمرد" به‌طور معمول به مردی با سن بالا اشاره دارد، استفاده از این کلمه باید با دقت و با توجه به زمینه اجتماعی یا فرهنگی مورد نظر صورت گیرد.

این نکات می‌توانند به بهبود دقت نگارش و فهم شما کمک کنند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پیرمرد" در جمله آورده شده است:

  1. پیرمرد با چهره‌ای مهربان بر روی نیمکت پارک نشسته بود و به بازی کودکان نگاه می‌کرد.
  2. در روستا، پیرمرد هر روز صبح به جمع‌آوری چای و عسل می‌پرداخت و برای همگان داستان‌های گذشته را تعریف می‌کرد.
  3. پیرمرد توی فروشگاه، با لبخند به جوان‌ها راهنمایی می‌کرد که کدام محصولات بهتر هستند.
  4. وقتی باران شروع به باریدن کرد، پیرمرد به آرامی کلاهش را بر سر گذاشت و زیر درخت پناه گرفت.
  5. بچه‌ها همیشه از داستان‌های پیرمرد خوششان می‌آمد و به او نزدیک می‌شدند تا بیشتر بشنوند.

امیدوارم این جملات برای شما مفید باشد! اگر سوال دیگری دارید، بفرمایید.

اون پیرمرد پاش لب گوره!

واژگان مرتبط: پیر مرد، پدر بزرگ، نیا، جد، پیر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری