شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

xamriy[y]e
khumria  |

خمریه

معنی: "خمریه"(.ye Xamri) به اشعاری گفته می‌شود که در وصف "می‌ و میگساری" و لوازمات آن از قبیل: ساقی، ساغر، مینا، جام، خم، سبو، میکده، پیر می‌فروش، دختر زر، تاک، محتسب، صبوحی، توبه از می، فصل گل، شکستن توبه، حریفان مخمور، نعره مستانه و... سروده شده باشد.
به ظن قوی سرمشق شاعران فارسی زبان در توصیف و ستایش شراب، خمریه‌های بسیار زیبایی است که در شعر عرب به وسیله شاعران ایرانی مانند: "ابونواس"، "حسن­بن هانی" و شاعران عرب پدید آمده است. در زبان فارسی ظاهرا "رودکی" نخستین کسی است که "خمریه" سرود. این خمریه، قصیده معروف اوست با مطلع :

مادر می را بکرد باید قربان
بچه او را گرفت و کرد به زندان

بعد از او "بشار مرغزی" قصیده‌ای سی و یک بیتی در وصف "رز(تاک) و می"، سرود و برای نخستین بار در شعر فارسی "چیدن انگور و شراب انداختن" را وصف کرد.(از زندگی "بشار مرغزی" اطلاعی در دست نیست و اثری جز همین خمریه از او به جا نمانده است. شادروان "رشید یاسمی" آن را از جنگی خطی استخراج کرده، در سال دهم "مجله ارمغان" به چاپ رسانده است) هر چند شیوه "رودکی" را شاعران بعد تقلید کردند؛ اما از آن میان تنها "منوچهری" بسیار موفق عمل کرد و خمریه را در ادب فارسی به کمال رساند.
تا اواخر سده پنجم هجری در شعر فارسی هر جا سخن از می و میگساری به میان آمده، همان عصاره و مفهوم واقعی آن مورد نظر بوده است. زندگی مرفه شاعران قرن‌های چهارم و پنجم بیشتر آنها را به سوی بیان چنین مضمون‌هایی می­کشید. بی‌دردی شاعر و وابستگی او به دربار که چنین مراسم‌هایی جزء لاینفک زندگی درباری و اشرافی محسوب می‌شد، باعث شده­بود آنچه از شراب و شرابخواری توصیف می‌کردند بسیار صریح و در معنی واقعی و حقیقی آن بوده باشد.
اما از سده­ی ششم و با گسترش عرفان وتصوف و آمیختن "شعر با عرفان" بسیاری از اصطلاحات ادبی به "معنای مجازی" به کار رفته و بخش مهمی از معانی و مفاهیم عرفان در قالب اصطلاحاتی چون شراب و می و می‌پرستی و... به صورت خمریات بیان شده است و گاه این آمیختگی به قدری است که نمی‌توان "می" "مجازی" را از "می" "حقیقی" جدا کرد. از آنجا که کلمات، گنجایش مفاهیم عمیق عرفانی را نداشتند نیاز به یک "زبان رمزی و استعاری" بود که تاب این معانی را داشته باشد. "عرفا" این ظرفیت را در "می" و متعلقاتش یافتند، پس از آن، این کلمات ظرفی شدند برای بیان مفاهیم "عرفانی". هر چند این شیوه­ی بیان مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفت اما به عنوان "زبان عرفان" پذیرفته شد. بعدها کتاب‌هایی پدید آمدند که به شرح و تفسیر عرفانی این کلمات می‌پرداختند از قبیل: "گلشن راز" "شیخ محمود شبستری".
در "سبک هندی" موضوع "می" مانند سایر موضوعات وسیله‌ای برای مضمون­یابی و باریک اندیشی قرار گرفت. از شاعران مشهور این دوره که خمریه سروده "ملا فرج الله شوشتری" است که شعری بامطلع:

مغان که دانه انگور آب می‌سازند
ستاره می‌شکنند آفتاب می‌سازند

سروده و سخت مورد توجه واقع شده است.
بعدها به دلیل تغییرات و تحولات اجتماعی که نه دیگر، شاعران از آن رفاه شاعران "سبک خراسانی" برخوردار بودند و نه، از عرفان حقیقی خبری بود؛ "خمریه سرایی" به فراموشی سپرده شد. تنها اصطلاحات می و مستی و خرابات و ساقی و... به صورت کلیشه در "غزلیات" به کار می‌رفت. در سده سیزدهم به دلیل بازگشت به شیوه گذشتگان دوباره خمریه سرایی احیاء شد و شاعرانی چون "قاآنی" به آن پرداختند. از معاصران "ملک الشعرای بهار" به "نظیره گویی" با "بشار مرغزی" برآمده و قصیده­ی استادانه‌ای در وصف "شب و شراب" به وزن و قافیه "بشار" سرود و نخستین مصراع او را تضمین کرد،
مطلع خمریه "بشار" چنین است:

رز (تاک) را خدای از قبل شادی آفرید
شادی و خرمی همه از رز شود پدید
و "بهار" گفته است:

باشد بهار بنده­ی آن شاعری که گفت
رز را خدای از قبل شادی آفرید
نمونه‌هایی از خمریه
وصف می:
زان می که گر سرشکی از آن در چکد به نیل
صد سال مست باشد از بوی او نهنگ
آهو به دشت اگر بخورد قطره‌ای از او
غرنده شیر گردد و نندیشد از پلنگ

و نیز:
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده در افکن ای ساقی
که گفته‌اند نکویی کن و در آب انداز
ز کوی میکده برگشته‌ام ز راه خطا
مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز
بیار زان می‌ گلرنگ مشکبو جامی
شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز
اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کن
نظر بر این دل سرگشته خراب انداز
به نیم شب اگرت آفتاب می‌باید
ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
مهل که روز وفاتم به خاک بسپارند
مرا به میکده بر در خم شراب انداز




. انوشه، حسن؛ دانشنامه ادب فارسی به سرپرستی حسن انوشه، جلد یکم، موسسه فرهنگی و انتشاراتی دانشنامه، تهران، 1375، چاپ اول، ص 373-372.

. محجوب؛‌محمد جعفر، سبک خراسانی در شعر فارسی، فردوسی، و جام، تهران، چاپ اول، بی تا، ص 93-92.

. اداره چی گیلانی، احمد؛ ‌شاعران رودکی، مجموعه انتشارات ادبی و تاریخی موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، تهران، 1370، ص 55.

. انوشه،حسن؛ پیشین، ص 372.
. میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت؛ واژه‌نامه هنر شاعری، کتاب مهناز، تهران، 1373، چاپ اول، ص 100.

. انوشه؛ پیشین:ص 373
. همان.
. محجوب؛ پیشین ص 92
. حافظ شیرازی، شمس الدین محمد؛ دیوان (به تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی بامقدمه ذبیح الله صفا) برهان، تهران، 1375، ص 174.
... ادامه
533 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت نسبی، منسوب به خمر) [عربی: خمریَّة، جمع: خمریات] (ادبی)
مختصات: (خَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: واژه‌نامه آزاد
معادل ابجد: 855
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
khumria
ترکی
humria
فرانسوی
khumria
آلمانی
khumria
اسپانیایی
khumria
ایتالیایی
khumria
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "خمریه" در زبان فارسی به معنای "محل یا وضعیتی که در آن شراب یا نوشیدنی‌های حاوی الکل سرو می‌شود" است. این واژه به خودی خود به معنی خاصی اشاره دارد و به موضوعاتی مرتبط با نوشیدنی‌های الکلی اشاره می‌کند.

در مورد قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه، موارد زیر قابل ذکر است:

  1. نوشتار صحیح: همیشه باید دقت شود که این کلمه به صورت صحیح و دقیق نوشته شود: "خمریه".

  2. نقطه‌گذاری: اگر کلمه در یک جمله‌ به کار رود، باید قواعد نقطه‌گذاری رعایت شود. مثلاً:

    • "او به خمریه رفت."
    • "در خمریه‌ها، عطر خاصی حس می‌شود."
  3. مفاهیم مرتبط: در متن‌های ادبی یا مذهبی، ممکن است به معانی و مفاهیم مرتبط با خمریه اشاره شود. رعایت حساسیت‌های فرهنگی و مذهبی در کاربرد این کلمه اهمیت دارد.

  4. نوع متون: استفاده از این کلمه عمدتاً در متون ادبی، شعر، یا نقدهای اجتماعی و فرهنگی رایج است. در متون علمی یا رسمی ممکن است کمتر به کار رود.

  5. قواعد صرفی و نحوی: این کلمه به عنوان اسم می‌تواند به راحتی در جملات استفاده شود و می‌تواند صفت یا مضاف‌الیه قرار گیرد، مثلاً:
    • "خمریه‌ای بزرگ در شهر وجود دارد."

با رعایت این نکات می‌توان به درست‌نویسی و استفاده مناسب از کلمه "خمریه" در متون فارسی کمک کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در جشن تولد، افراد زیادی به همراه خمریه‌های رنگارنگ به مهمانی آمدند و فضایی شاد و زنده ایجاد کردند.
  2. هنرمند با خلاقیت خود، خمریه را به یک اثر هنری تبدیل کرد که توجه همه را جلب کرد.
  3. در بازار محلی، فروشندگان خمریه‌های مختلفی را عرضه می‌کردند که هرکدام داستان خاص خود را داشتند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری