دیلم
licenseمعنی کلمه دیلم
معنی واژه دیلم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [قدیمی]
مختصات:
( ~.) (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم خاص مکان
آواشناسی:
deylam
منبع:
واژهنامه آزاد
معادل ابجد:
84
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
crowbar | auger , jimmy , crow , gad , gavelock , lever , pry , wimble , dilam
ترکی
dilam
فرانسوی
dilam
آلمانی
dilam
اسپانیایی
dilam
ایتالیایی
dilam
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "دیلم" در زبان فارسی به معنای نوعی ابزار فلزی است که برای کارهای مخصوصی مانند حفاری یا کندن استفاده میشود. در نگارش صحیح این کلمه، باید به نکات زیر توجه کنیم:
-
نویسهنگاری:
- "دیلم" به صورت "دیلم" نوشته میشود. این کلمه ترکیب از حرف "د" و "ی" و "ل" و "م" است و در حروفچینی به دقت باید رعایت شود.
-
زبان فارسی:
- کلمه "دیلم" عمومی است و به طور خاص به عنوان نام یک ابزار شناخته میشود. حفظ معنای واژه و استفاده صحیح از آن در جملات اهمیت دارد.
-
بکارگیری در جملات:
- میتوان از این کلمه در جملات متعدد استفاده کرد. به عنوان مثال:
- "با دیلم میتوان زمین را حفاری کرد."
- "او دیلم را برای کارهای ساختمانی نیاز داشت."
- میتوان از این کلمه در جملات متعدد استفاده کرد. به عنوان مثال:
-
آوردن در متون نوشتاری:
- در متون علمی، ادبی، و روزمره میتوان به نحو درست از این کلمه استفاده کرد. همچنین، تلاش شود به معانی و مفاهیم مرتبط با آن توجه شود.
- دقت در گویش:
- هنگام تلفظ این کلمه توجه به گویش صحیح و واضح آن نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
در نهایت، توجه به نوشتار دقیق، تلفظ و معنای کلمه "دیلم" میتواند به درک بهتر و استفاده صحیح از آن کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کلمه "دیلم" ممکن است به معانی مختلفی اشاره داشته باشد، از جمله یک نوع ابزار فلزی یا اشارهای به یک گیاه خاص. در ادامه چند مثال برای استفاده از این کلمه در جمله آورده شده است:
- برای تعمیر ماشین، به یک دیلم محکم نیاز دارم تا بتوانم پیچها را باز کنم.
- در باغچهام دیلمهایی را کاشتهام که هر سال گلهای زیبایی میدهند.
- هنگام کار در کارگاه، همواره دیلم را در کنار همکارانم میگذارم تا دسترسی به آن آسان باشد.
- او از دیلم برای صاف کردن زمین استفاده کرد تا فضای مناسبی برای کاشت محصولات ایجاد کند.
اگر مفهوم خاصتری مد نظر شماست، لطفاً توضیح بدهید تا جملات دقیقتری ارائه دهم.
