زندیق
licenseمعنی کلمه زندیق
معنی واژه زندیق
ze(a)ndiq
zandiq
|
زندیق
مترادف:
بيدين، دهري، كافر، مرتد، مشرك، ملحد
متضاد:
خداباور
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [معرب، مٲخوذ از پهلوی: zandīk، جمع: زَنادِقَة و زَنادیق] [قدیمی]
مختصات:
(زِ) [ معر. ] (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
zandiq
منبع:
واژهنامه آزاد
معادل ابجد:
171
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
zandiq
ترکی
zendik
فرانسوی
zandiq
آلمانی
zandiq
اسپانیایی
zandiq
ایتالیایی
zandiq
عربی
زندق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "زندیق" در زبان فارسی به معنی فردی است که به عقاید خاصی که غالباً با اصول اعتقادی جامعه در تضاد است، اعتقاد دارد. برای نگارش صحیح و استفاده درست از این کلمه، نکات زیر را مدنظر قرار دهید:
-
نکته املایی: کلمه "زندیق" به صورت "زندیق" نوشته میشود و باید دقت کنید که حروف آن به درستی تایپ شوند.
-
نکته معنایی: این واژه به طور خاص در متون مذهبی و فلسفی به کار میرود و معمولاً به کسی اطلاق میشود که اعتقادات او با دین یا مذهب غالب در تضاد است.
-
نکات نگارشی:
- در نوشتن متون، از این کلمه با دقت استفاده کنید و مطمئن شوید که زمینه و مفهوم جمله به خوبی انتقال داده میشود.
- اگر این کلمه در متنی رسمی یا علمی استفاده میشود، بهتر است به وضوح توضیح داده شود که منظور از "زندیق" چیست و در چه زمینهای مورد استفاده قرار گرفته است.
- استفاده در جمله:
- "برخی از متفکران قدیم، اندیشههای زندیق را مورد نقد قرار دادهاند."
- "تعابیر مختلفی درباره زندیق وجود دارد و باید هر یک را در زمینه خود بررسی کرد."
در نهایت، توجه داشته باشید که این کلمه بار معنایی و تاریخی خاصی دارد و استفاده از آن باید با دقت و درک درست از مفهوم صورت گیرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "زندیق" در جملات مختلف آورده شده است:
- او به دلیل عقاید متفاوتش در اجتماع به عنوان یک زندیق شناخته میشود.
- در تاریخ ادبیات، برخی شاعران به زندیق بودن متهم شدهاند به دلیل انتقاد از مذهب.
- معلم به ما توضیح داد که زندیق به معنای کسی است که عقایدش با اصول مذهبی در تضاد است.
- در آن زمان، زندیقها به شدت تحت فشار جامعه قرار میگرفتند و امکان بیان نظرات خود را نداشتند.
- برخی از فیلسوفان قدیمی به خاطر نظریات جدیدشان به زندیق متهم شدند.
امیدوارم این مثالها به شما کمک کنند!
