شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

šāhed
witness  |

شاهد

معنی: (= بیننده، ناظر) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
سَپشاک، سپشیر (سَپش از سنسکریت: سْپَش= دیدن + «اک، یر»)
پِرِکساک، پرکسیر (پِرِکس از سنسکریت: پْرِکس= دیدن + «اک، یر»)
نیدیاک nidyãk، نیدیار nidyãr (نیدیا از سنسکریت: نیدهیا + «اک، ار»)
651 | 0
مترادف: 1- مثال، نمودار، نموده، نمونه 2- غلام، محبوب، معشوق، مغبچه 3- تماشاچي، حاضر، حي، گواه، ناظر 4- شهيد
متضاد: غايب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [عربی]
مختصات: (هِ) [ ع . ]
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: SAhed
منبع: واژه‌نامه آزاد
معادل ابجد: 310
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
witness | testator , testimonial , testifier , instance , affiant , looker on , testate , theme , voucher , warranter , the witness
ترکی
şahit
فرانسوی
le témoin
آلمانی
der zeuge
اسپانیایی
el testigo
ایتالیایی
il testimone
عربی
الشاهد | شاهد , شهادة , شهد , دلى بشهادته
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "شاهد" در زبان فارسی به معانی مختلفی به کار می‌رود و بسته به زمینه، قواعد نگارشی و استفاده آن می‌تواند متفاوت باشد. در زیر به برخی از این قواعد اشاره می‌کنم:

  1. معنی و کاربرد:

    • "شاهد" به معنای گواه و نشانه، شخصی که واقعه‌ای را می‌بیند و یا اطلاعاتی درباره آن دارد، و همچنین به معنای چیزی که معنایی را تأیید می‌کند یا آن را نشان می‌دهد، به کار می‌رود.
    • همچنین به عنوان "شاهد" در ادبیات و شعر به معناهای زیبایی‌شناختی و فلسفی نیز استفاده می‌شود.
  2. نگارش:

    • "شاهد" به صورت مستقل و بدون هیچ گونه تغییر در حالت‌های مختلف کاربرد دارد. به عنوان مثال:
      • می‌توان گفت: "شاهد جرم بودم."
      • یا در اشعار می‌توان گفت: "شاهد عشق توام."
  3. تلفظ:

    • این کلمه به صورت "شَاهِد" تلفظ می‌شود و حرف "ش" صدای اول و حرف "د" صدای پایانی آن می‌باشد.
  4. نکات نگارشی:

    • در متون رسمی و علمی، برای استفاده از کلمه "شاهد"، بهتر است جمله را به گونه‌ای تنظیم کنید که واضح و روشن باشد تا مفهوم آن به خوبی منتقل شود.
    • در نوشتار شعر، می‌توان از "شاهد" در تقابل با مضامینی مانند "عاشق" و "محبوب" استفاده کرد.
  5. جنس و عدد:
    • "شاهد" یک اسم مذكر است و در جمع به صورت "شواهد" (شاهدها) به کار می‌رود.

این نکات می‌تواند به شما در استفاده صحیح و مؤثر از کلمه "شاهد" در نگارش کمک کند. اگر سوال خاصی در رابطه با این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "شاهد" در جمله‌ها آورده شده است:

  1. من در آن روز تاریخی شاهد حضور هزاران نفر در میدان بودم.
  2. او به عنوان شاهد در دادگاه شهادت داد.
  3. من شاهد پیشرفت قابل توجهی در مهارت‌های خود بوده‌ام.
  4. در این داستان، شخصیت اصلی شاهد وقوع یک اتفاق غیرمنتظره است.
  5. گل‌های بهاری هر سال به من یادآور زیبایی طبیعی هستند که شاهد آن هستیم.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: شهادت، گواهی، مدرک، مورث، موصی، وصیتکننده، ميراث گذار، گواهی نامه، رضایت نامه، پاداش، تصدیق نامه، تصدیق کننده، مورد، لحظه، مثل، گواهی نویس، استشهاد نویس، تماشاچی، بیننده، موضوع، زمینه، انشاء، ریشه، سند، هزینه، سند خرج، ضامن، متعهد

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری