صنده
licenseمعنی کلمه صنده
معنی واژه صنده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
واژهنامه آزاد
معادل ابجد:
149
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
sound
عربی
صوت | رنين , مسبار , مرمى السمع , ضجة , مادة صوتية مسجلة , مضيق , إستطلاع الرأي العام , المثانة الهوائية , مسبار طبي , لسان بحري داخل في البر , قرع , سبر , بدا , تردد , أمر , سبر غور , سمع , رن , قاس الأعماق , أعلن , نادى على , فحص الصدر بالسمع , فحص , إستطلع الآراء , بوق , عبر عن آرائه بحرية , سليم , معافى , متين , عميق , مجس , تام , موثوق , في صحة جيدة , راسخ , دقيق , مضبوط , عاقل , ماهر , في حالة جيدة , نوما عميقا , على نحو عميق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "صنده" به لحاظ قواعد فارسی و نگارشی به معنی "گواهی" یا "مدرک" نیست و به طور کلی به عنوان یک واژه فارسی شناخته نمیشود. اگر مقصود شما "سند" یا "صندل" است، لطفاً مشخص کنید تا بتوانم اطلاعات دقیقتری را ارائه دهم.
اگر ارسال اطلاعات بیشتری دربارهٔ معنی یا نحوهٔ کاربرد مد نظر شماست، خوشحال میشوم که کمک کنم.
