شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

obedient  |

فرمانبردار

معنی:
553 | 0
مترادف: تابع، حرف شنو، رام، مطيع، منقاد
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
الگوی تکیه: WWWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: farmAnbordAr
منبع: واژه‌نامه آزاد
معادل ابجد: 778
شمارگان هجا: 4
دیگر زبان ها
انگلیسی
obedient | subordinate , obsequious , biddable , submissive
ترکی
itaatkâr
فرانسوی
soumis
آلمانی
unterwürfig
اسپانیایی
sumiso
ایتالیایی
sottomesso
عربی
مطيع | مذعن , قانت , ممتثل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "فرمانبردار" به معنای کسی است که از فرمان دیگران پیروی می‌کند و در زبان فارسی به عنوان یک صفت به کار می‌رود. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "فرمانبردار" به صورت یکپارچه و بدون فاصله نوشته می‌شود. سرهم نوشتن این کلمه حائز اهمیت است و باید به این نکته توجه داشته باشید.

  2. جنس و نوع: "فرمانبردار" یک صفت است و می‌تواند به عنوان صفتی مستمر برای توصیف افراد یا ویژگی‌ها به کار رود. این کلمه می‌تواند هم به صورت مذکر و هم مؤنث استفاده شود.

  3. نقاط مصداقی: در جملات می‌توان از این کلمه برای توصیف رفتار یا شخصیت افراد استفاده کرد. مثلاً: "او فردی فرمانبردار است و همیشه به دستورات دیگران احترام می‌گذارد."

  4. ترکیب با پسوندها: می‌توان از این کلمه در ترکیب با برخی پسوندها استفاده کرد. به عنوان مثال، "فرمانبرداری" به معنای عمل پیروی از فرمان یا دستور.

  5. جملات مثال:
    • او یک فرد فرمانبردار و مطیع است.
    • در نیازهای گروهی، فرمانبرداری از دستورات ضروری است.

توجه به این قواعد می‌تواند به نگارش صحیح و مؤثر این کلمه کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. کودکان باید در برابر والدین خود فرمانبردار باشند تا احترام و نظم در خانواده حفظ شود.
  2. او همیشه در محل کار خود فرمانبردار و متعهد به دستورها و سیاست‌های شرکت بود.
  3. حیوانات اهلی به‌طور طبیعی فرمانبردار هستند و به راحتی آموزش می‌بینند.

واژگان مرتبط: مطیع، رام، حرف شنو، سربزیر، خاشع، تابع، وابسته، فرعی، مادون، متملق، چاپلوس، پیشنهادشدنی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری