جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گفتمان 1- یکی از مفاهیم بسیار پرکاربرد و بنیادین درحوزه ی علوم انسانی جدید و فلسفه ی پسامدرن discourse است که در زبان فارسی بیشتر با معادل « گفتمان » شناخته می شود. امّا این واژه در زبان فارسی ماجرا زیاد دارد. ابتدا به ساختار اشتقاقی واژه بپردازیم. این واژه از دو بخش تشکیل شده است. بن ماضی «گفت» + پسوند «مان». پسوند اسم ساز «مان» در گذشته با ملحق شدن به بن فعل، مصدر می ساخته است : زایمان (زاییدن) و گاهی معنی شباهت را می رسانده : آسمان و ریسمان و بعضی موارد نیز معنی نسبت داشته : دودمان ، ترکمان و... . در سالهای اخیر از این پسوند به طور نه چندان نظاممند استفاده شده و با آن واژه های فراوانی ساخته شده است. واژه هایی مانند سازمان ، پودمان ، ساختمان ، پرسمان و ... . یکی از واژه هایی که این اواخر با این پسوند ساخته شده ، « گفتمان » است.
2- واژه ی discourse/Discours در زبانهای اروپایی، یک واژه ی عمومی است و کاربرد عام دارد. امّا در چند دهه ی اخیر در فلسفه و علوم انسانی، کاربرد تخصّصی هم پیدا کرده و تبدیل به یکی از مفاهیم گریزناپذیر در این حوزه ها شده است. این واژه در خود زبانهای اروپایی معادلهای فراوانی دارد و به همین دلیل در دیکشنری های انگلیسی به فارسی هم معادلهای فراوانی برایش نوشته شده است. برای نمونه آکسفورد در مقابل discourse برابرهای متعدد زیر را ردیف کرده است: DISCUSSION, conversation, talk, dialogue, conference, debate, consultation; parley, powwow, chat;- ESSAY, treatise, dissertation, paper, study, critique, monograph, disquisition, tract; lecture, address, speech, oration; sermon, homily. آریانپور در ترجمه ی این واژه معادلهای زیر را پیشنهاد می کند: 1- گفت و شنود ، بحث ، گفتمان ، گفتار 2- گفت و شنودکردن، بحث کردن ، گفتمان کردن 3- خطابه ، رساله ، خطبه ، دبیره ، ماتیکان 3- بدیهی است که گستردگی معادلهای این واژه، مترجم فارسی زبان را گیج می کند. به همین دلیل هر مترجمی بر اساس ذوق خود معادلی برای آن انتخاب کرده و به کار برد. در این اثنا داریوش آشوری در یکی از نوشته های قدیمی خود، واژه ی گفتمان را در مقابل discourse قرار داد و با توجّه به مرجعیت و نفوذی که داریوش آشوری در واژه گزینی حوزه ی علوم انسانی و فلسفه دارد، پس از گذشت چند سال، بسیاری از مترجمان و نویسندگان دیگر نیز از او پیروی کردند. برای نمونه بابک احمدی ، یکی از پرکارترین نویسندگان فلسفی، در کتاب کار روشنفکری 1387 که در سال 1387 منتشر شده می نویسد: « در آثار قبلی ام در برابر discourse از واژه ی "سخن" استفاده می کردم. اکنون که می بینم واژه ی گفتمان که دوستم داریوش آشوری پیشنهاد کرده بیشتر رایج شده ، آن را به کار می برم.»
4- باری، واژه ی گفتمان ، به عنوان برابری برای discourse امروز دیگر جا افتاده است و تقریبا همه از آن بهره می گیرند. امّا تا آنجایی که من می دانم ، هنوز یک نفر هست که همچنان از معادل منتخب خود ( گفتار) دست برنداشته و همچنان از آن استفاده می کند. باقر پرهام در مقدمه ی ترجمه ی نظم گفتار که یک سخنرانی بسیار مهم و معروف از فوکو است، ظاهراً خطاب به داریوش آشوری می نویسد:« این کتاب به روشنی نشان می دهد که بحث فوکو در زمینه ی دیسکور چنان چه گفتیم فقط بحثی است در زمینه ی زبان، سخن و گفتار به معنی موجود کلمه برای نشان دادن کارکرد شکل دهنده ، قالب ساز و تقسیم آفرین گفتار، به عنوان یکی از زمینه های بروز و تحقق پدیده ی قدرت. نه زبان و گفتاری که از آنها سخن می رود پدیده ای جدید و بی سابقه و نه کارکرد تقسیم آفرین و قالب دهنده ی قدرت در این زمینه امری است که تازگی داشته باشد.... آنچه تازگی دارد نفس زبان یا پدیده ی گفتار نیست که ما ناگزیر باشیم واژه ی تازه ای برای آن بسازیم. کشف این پرسش است که زبان و گفتار حامل نظمی اجتماعی است که خود را بر گوینده تحمیل می کند، نظمی همانند نظم موجود در دیگر زمینه ها (علوم ، اقتصاد ، ...) که حاصل کارکرد اجتماعی قدرت است.» گمان می کنم منظور باقر پرهام آن است که همان طور که در مغرب زمین ، برای اشاره به این مفهوم فلسفی ، از یک واژه ی پیش پا افتاده و مرسوم که به گفتار و زبان دلالت می کرد استفاده شد ، در زبان فارسی هم باید همین طور باشد و می توانیم برای اشاره به این مفهوم از یک واژه ی مرسوم و مصطلح استفاده کنیم و لذا نیازی نبوده که واژه ای نو برای آن ساخته یا یک واژه ی نوظهور برای آن استفاده شود. سخن باقر پرهام پر بیراه هم نیست. چرا که خود فوکو در همان سخنرانی (نظم گفتار) در جمله ی نخست، واژه ی دیسکورس را در معنای عامش به کار می برد و می گوید: « دلم می خواست می توانستم کاری کنم که حضور من در گفتار امروزم و گفتارهایی که شاید سالیان سال باید در این جا ایراد کنم آن چنان ناپیدا بنماید که به چشم نخورد.» در همین جمله ی آغازین، فوکو دیسکور را در معنای عام و معمولی اش به کار برده نه در معنای تخصصی اش، و این نشان می دهد که این واژه در زبانهای اروپایی هم دارای کاربرد عام و عامیانه است و هم دارای معنای تخصصی. در پایان یادآور می شوم در زبان فارسی ، واژه ی « گفتمان» در میان مردم عوام و حتّا تحصیل کرده هایی که با ادبیات فلسفی آشنایی ندارند، بیشتر به معنای « گفت وگو» و مذاکره به کار رفته و می رود. حتّا فعل « گفتمان کردن» نیز کاربردی عام یافته است. با جستجوی واژه در موتورهای جست و جو، می توان مصادیق زیادی برای این کاربرد یافت.
پینوشتها
این اطلاعات را عمدتاً از کتاب « ساخت اشتقاقی واژه در فارسی امروز» خانم دکتر ایران کلباسی نقل کردم. امّا نکته ی جالب توجه این است که خانم دکتر این پسوند را سترون و عقیم معرفی می کنند(ص139). در حالی که گمان می کنم این پسوند در همین دوران اخیر برای واژه سازی بسیار به کار رفته و از جمله واژه هایی مانند سازمان ، پودمان ، پرسمان و ... همگی به تازگی از این پسوند ساخته شده اند. شاید پیش از ساخت این واژه ها، این پسوند برای قرون متمادی سترون بوده است.
Concise Oxford English Dictionary
ظاهرا داریوش آشوری اولین بار در این مقاله معادل مذکور را به کار برده است: نظریه ی غربزدگی و بحران تفکر در ایران ، داریوش آشوری، مجله ی ایران نامه - بهار 1368 - شماره 27
و سپستر در فرهنگ علوم انسانی برابرهای discourse را این گونه آورده : 1- خطابه ؛ سخنرانی 2- گفتار؛ کلام ؛ سخن 3- فلسـ ) گفتمان
داریوش آشوری در مصاحبه ی اخیرش می گوید: « ... مثلِ واژهی «گفتمان» که من ساختم. اوایل بر سر آن بسیار جنجال شد ، و به معنای نادرست هم به کار رفت و از آن فعل «گفتمان کردن» هم ساختند. امّا اکنون بر اثر کاربرد در حوزهی فلسفه ، جامعه شناسی و علوم سیاسی بار معناییِ درست خود را در برابر دیسکور در فرانسه یا دیسکورس در انگلیسی یافته است.» گفتگوی سروش دباغ با داریوش آشوری، شهروندِ امروز، شماره ی ۹، شهریور ١۳۹٠ در پاورقی آن صفحه ، معادل گفتار discours ذکر شده.
برای نمونه یادم می آید در یک برنامه ی طنز تلویزیونی به نام شهر فرنگ ، بازیگر نقش اوّل (فتحعلی اویسی) همیشه با تکان دادن دستهایش به منظور تهدید به کتک ، طرف مقابل را به « گفتمان » دعوت می کرد. همچنین می توان به تالارهای گفتگوی مجازی گفتمان اشاره کرد که مدتی در فضای مجازی فارسی گرد و خاکی راه انداخته و در نهایت به دلیل عدم تحمل حاکمان، بسته شد. در این موارد گفتمان در معنای گفتگو کردن به کار رفته است. گفتار، مقال discourse konuşma conversation gespräch conversación conversazione
کلمه "گفتمان" در زبان فارسی به معنای "گفتوگو" یا "بحث" است و در حوزههای مختلفی مثل جامعهشناسی، زبانشناسی، فلسفه و علوم انسانی کاربرد دارد. برای استفاده صحیح از این کلمه در نوشتار فارسی، توجه به چند قاعده نگارشی و دستوری ضروری است:
نوشتار صحیح: کلمه "گفتمان" باید بدون هرگونه نوشتار اضافی و با املای درست نوشته شود.
تطابق معنایی: زمانی که از "گفتمان" استفاده میکنید، باید با توجه به زمینهای که در آن قرار دارید، معنای مناسب را انتخاب کنید. گفتمان میتواند به یک دسته خاص از گفتگو یا دیالوگها اشاره داشته باشد.
ترکیبهای صحیح: برای ترکیب "گفتمان" با دیگر واژهها، توجه به قواعد صرفی و نحوی زبان فارسی الزامی است. به عنوان مثال:
"گفتمان اجتماعی"
"گفتمان سیاسی"
"گفتمان فرهنگی"
اجتناب از ابهام: در نوشتن متن، سعی کنید جملات را بهگونهای بنویسید که ابهام نداشته باشند، به ویژه هنگامی که از "گفتمان" در متن استفاده میکنید. تعریف دقیق و روشن از مفهوم گفتمان مورد نظر میتواند کمککننده باشد.
پیوند با واژههای همخانواده: میتوانید از واژههای مرتبط مانند "گفتگو"، "دیالوگ"، "تعامل" و ... نیز استفاده کنید، ولی دقت کنید که هر یک از این واژهها ممکن است بار معنایی خاص خود را داشته باشند.
با رعایت این قواعد، میتوانید به شکلی مؤثر و صحیح از کلمه "گفتمان" در متون خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
گفتمانهای سیاسی در هر جامعهای میتوانند تأثیرات عمیقی بر روند تصمیمگیری داشته باشند.
گفتمان فرهنگی میان نسلها به تبادل تجربیات و ارزشها کمک میکند.
در این کنفرانس، اساتید درباره گفتمانهای اجتماعی و نحوه شکلگیری آنها به بحث و تبادل نظر پرداختند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر