مجارستان
license
98
910
100
معنی کلمه مجارستان
معنی واژه مجارستان
hungary
|
مجارستان
معنی:
مجارستان (به مجاری: Magyarország)کشوری است در اروپای مرکزی. پایتخت آن بوداپست است. مساحت آن ۹۳۰۳۰ کیلومتر مربع است.
محتویات
تاریخ
تاریخ مهاجرت قوم مجار به جلگه دانوب دقیقاً معلوم نیست. این قوم بهصورت قبایلی بهتدریج از آسیا و نواحی غربی سیبری به این سرزمین آمده و پس از زدوخوردهای فراوان با دیگر قبایل برای تصاحب اراضی پربرکت سرانجام در جلگه دانوب بین نژادهای ژرمن و اسلاو حائل گردیدهاند. این تاریخ را حدود سال ۸۹۶م. میدانند، یعنی زمانیکه قبایل مجار به رهبری پرنس آرناپه ساکن حوزه کارپات (سرزمینی که از لحاظ آب و مراتع غنی بوده) را تماماً و یا بهطور وسیعی تصرف کردند و امروز بهنام «مجارستان» و «ترانسیلوانیا» خوانده میشود.
حوزه کارپات که از لحاظ جغرافیایی در مرکز اروپا واقع شده از دوران ماقبل تاریخ توسط بشر اولیه اشغال شده بود. مردم دوران اولیه عصر آهن و بهدنبال آن سلتها بهنوبت در شروع دورهٔ حاضر توسط رومیها شکست خوردند. ایالات رومی پانونیا و داسیا که در زمان حکومت تیبریوس و تراجان بهتصرف درآمده بودند، دربرگیرنده قسمتی از آنچه مجارستان میشد بودند. پس از چهار قرن فرمانروایی رومیها بهواسطه مهاجرت عظیمی منقرض گردید. هونها به رهبری پادشاه معروف خود آتیلا که آلمانیالاصل بود، آستروگوتها ژپیدها و لونگوبارها و بهدنبال آنها آوارها که از نژاد هونها بودند برای زمان کوتاهی در این مکان سکنی گزیدند.
با انقراض امپراتوری آوار بهدست شارل ماگن، تنها گروههای کوچکی از آوارها در درهٔ رود دانوب باقی ماندند. وضعیت اجتماعی و اقتصادی این مردمان تقریباً همسطح مجاریهای غالب بود و بههمین علت باعث همزیستی و بعدها جذب شدن آنها توسط مردم مجار میگردید.
در قرن دهم هفت قبیله فاتح مجار که با هم متحد بودند تحت رهبری پرنس آرپاد مؤسس اولین سلسله مجار قرار داشتند و قدرت را به فرزندش کیزاسپرو سپردند. در سال ۹۷۲ گیزا بهعنوان یکی از سران قبایل مجار به ریاست اتحادیهای که از این قبایل بهوجود آمده بود انتخاب شد و به اتفاق همسرش سارولت به آئین مسیحیت گروید و پس از وی فرزندش استوان اول که در تاریخ مجارستان نسبت به سن استفان (استفان مقدس) (۱۰۳۸ -۹۹۷) شهرت دارد در سال ۱۰۰۰م. بهعنوان نخستین پادشاه مجارستان تاجگذاری کرد. وی که در کودکی غسل تعمید داده شده بود بعد از تحکیم حکومت خود بهعنوان اولین پادشاه مجارستان مسئله مسیحی کردن مجارها را رسمیت بخشید و به تأسیس صومعه و بنانهادن کلیسا اقدام کرد. سن استفان برای استقرار نظام پادشاهی و پیریزی یک نظم اجتماعی پایدار کوششهای فراوانی نمود و مردم را مجبور کرد از آیین جاهلانه قدیمی بهسمت مسیحیت بگروند.
در اواخر قرن ۱۱ کلیسا استفان اول را به خاطر خدمات وی به مقدس ملقب نمود. وی دو مجموعه عقاید برای اداره امور کشور تنظیم کرد. وی پادشاهی جنگجو بود. در جنگی که با «کنراد» امپراتور ژرمن نمود وی را شکست داد و تا حوالی وین پیشروی کرد، و بهعلت ثروت سرشار حاصل از جنگ دانوب، خطر همسایگان اعم از امپراطوری ژرمن و بیزانس وجود داشت. مجارها نخست با بیزانس از در دوستی درآمدند و پس از شکست ژرمنها در سال ۱۱۰۸ که با غلبه بر سپاهیان هانری پنجم در پوترن بهدست آمد از جانب ژرمنها آسودهخاطر گشتند. در سال ۱۱۸۱ با استقرار بلغارها و تشکیل دولت بلغار مرز مشترک مجارستان و بیزانس از بین رفت و خطر دوم که متوجه مجارها بود منتفی گشت. در قرن ۱۲ قدرت حکومت مرکزی رو به زوال نهاد و با رشد فئودالیسم قدرت سیستم ملوکالطوایفی افزایش یافت. از زمان مرگ استفان اول یک دوره ناامنی شروع شد که طی آن شورش نجیبزادگان پیرو مذهب قدیمی پاگان، اصلاحات اجتماعی و مذهبی پادشاه را به مخاطره انداخت. در هر حال این شورش فرونشانده شد و حملات آلمانها از غرب و کومانها از شرق سرکوب گردید.
طی قرون ۱۱ و ۱۲ پادشاهان سلسله «آرپاد» مجارستان را یکپارچه نگه داشته و در مقابل سیاستهای توسعهطلبانه امپراتوری مقدس روم، قسطنطنیه و پاپ در رم مبارزه نمودند. سرانجام پیشرفت نسبتاً صلحآمیز مجارها در قرون وسطی با حمله مغولها به رهبری پاتوخان در سالها (۴۴ - ۱۲۴۱) دچار وقفه شد و ارتش مجارستان شاه بلدی چهارم بهسختی توسط مغولها تارومار شد.
اوج شکوه و عظمت هنگری در قرون وسطی روزگار سلطنت لوئی اول (بزرگ) (۸۲ - ۱۳۴۲) بود؛ زیرا نفوذش تا دریای بالتیک، دریای سیاه، دریای مدیترانه میرسید. جنگ با ترکها در سال ۱۳۸۹ صورت گرفت و ترکها تا دریای بالکان پیش رفتند و مدتهای دراز هنگری در چنگال ترکان عثمانی و قسمتی از خاک مجارستان زیر فرمان جابرانه خانوادهها هابسبورگ اطریش گرفتار بود.
این سیاست حفظ قدرت مرکزی توسط «ماتیوس هونیادی» (۱۴۹۰ - ۱۴۵۸) که از پادشاهان بسیار محبوب و موفق بود دنبال گردید. با مهار کردن قدرت بارونها و تشکیل یک ارتش قوی اجیر شده، وی امنیت و آسایش برای مردم شهر و روستا را به ارمغان آورد، در حالیکه سیاست خارجی توسعهطلبانه وی موجب هراس بود معهذا دربار با شکوه و کتابخانه عظیم گرونسیانا برای وی در سرتاسر اروپا شهرت آفرید. جانشینان شاه ماتیوس در هر حال قادر نبودند که با قدرت رو به افزایش بارونها مقابله کنند. افزایش فشار روستاییان موجب گردید که تخم نارضایتی در میان آنان کاشته شود؛ بهطوریکه در سال ۱۵۱۴ منجر به جنگ دهقانی بزرگی به رهبری گیورگ دوژا از اهالی ترانسیلوانیا گردید. بههرحال ارتش دهقانی با نبردهای خونینی از هم پاشید و شکست آن منجر به کیفر خونینی برای دهقانان گردید. در این شرایط تهدید ترکها برای اشغال کشوری که بهدلیل اختلافات داخلی از هم پاشیده شده بود یک خطر جدی بهشمار میآمد. در سال ۱۵۲۶ ارتش بزرگ سلطان سلیمان دوم قوای شاه جوان لوتیز دوم را در «نبرد موهاچ» نابود کرد.
تقسیمات کشوری
شهرستانهای مجارستان
مجارستان از ۱۹ شهرستان تشکیل شدهاست به علاوه بوداپست که متعلق به هیچ شهرستانی نیست و مستقل است.شهرهای مهم مجارستان شامل دبرسن، میشکولتس، سگد، پچ و گیور هستند.
سیاست
پارلمان مجارستان در بوداپست
رئیس جمهوری از بین اعضای مجمع ملی برای یک دوره پنج ساله برگزیده میشود.مقام او تا حدود زیادی تشریفاتی است و اما بصورت اسمی وی فرمانده رئیس نیروهای مسلح و دارای قدرتهای از جمله نامزدی برای نخست وزیری است که که باید توسط اکثریت آرای اعضای پارلمان، بر پایه پیشنهاد ارائه شده توسط خود رئیس جمهوری انتخاب شود.
جغرافیا
همسایگان مجارستان
مرزهای مجارستان کنونی پس از پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراطوری اتریش-مجارستان تثبیت شد. در شمال هممرز است با جمهوری اسلواکی با مرز مشترک ۵۱۵ کیلومتر.
در شرق آن کشور رومانی با مرز مشترک ۴۴۳ کیلومتر قرار دارد.
در شمالشرقی مجارستان جممهوری اوکراین با مرز ۱۰۳ کیلومتری قرار دارد.
در جنوب هممرز است با جمهوریهای پیشین یوگوسلاوی (صربستان ۱۵۱کیلومتر، کرواسی ۳۲۹ کیلومتر، اسلوونی ۸۲ کیلومتر).
در غرب مجارستان کشور اتریش با مرز ۳۶۶ کیلومتری جای گرفتهاست.
مردم
کل جمعیت مجارستان بالغ بر ۱۰٬۳۱۳٬۸۸۳ نفر (سازمان ملل متحد ۱۹۹۵) است. ۸۸٪ جمعیت کشور از مجارها تشکیل شده و دیگر تیرههای ساکن این کشور رومانیاییها، صربها، کرواسیها، آلمانها، و شمار نسبتاً زیادی از کولیها هستند. مطالعات ژنتیکی نشان داده است که مجارها فقط 13 درصد از ژنهای اقوام اورالی را دارا هستند. زبان رسمی مجارستان مجاری است. ۷۰٪ مردم مسیحی کاتولیک و ۲۵٪ پروتستان میاشند.این کشور زمستانهای سردی داشته و تابستانها، درجه حرارت دشتهای مرکزی، افزایش شدیدی دارد. معادن بوکسیت بسیار غنی در این کشور، شناسایی شده و به بهربرداری رسیده است. نیمی از صادرات مجارستان را ماشین آلات کشاورزی، ابزار مهندسی و غلات و ماشینهای صنعتی تشکیل میدهند.
فرهنگ
شاندر پتوفی
نگارخانه تصاویر
شمشیر و تاج مقدس مجارستان
سپر تاریخی مجارها
بالاتون
هورتوباگی
قلعه سومگ
نمایی از بالاتون
قلعه واسونیکو
نمایی از بوداپست
دریاچه ماهیگیری نزدیک پوتنوک
قلعه فوزر
پانویس
↑ Géza
↑ Sarolta
↑ István
↑ St. Stephen
↑ Konrad
↑ Dózsa György
↑ Genetic structure in relation to the history of Hungarian ethnic groups
در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ مجارستان موجود است.
این یک نوشتار خُرد پیرامون یک مکان جغرافیایی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید.
ن • ب • و
اروپا
ن • ب • و
کشورهای عضو اتحادیه اروپا
ن • ب • و
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)
ردههای صفحه: مجارستان جمهوریهاکشورهای اروپاییکشورهای عضو اتحادیه کشورهای عضو سازمان ملل متحدکشورهای عضو ناتو کشورهای محصور در خشکی لیبرال دموکراسی
قس عربی
الجمهوریة المجریة (بالمجریة: Magyar Köztársaság) هی دولة أوروبیة محصورة تقع فی حوض الکاربات فی وسط أوروبا. تحدها شمالاً سلوفاکیا ویبلغ طول الحدود حوالی 515 کم، وتحد أوکرانیا بـ103 کم فی الشمال الشرقی، وتحد رومانیا بـ 443 کم من الشرق، ومن الجنوب تحد کرواتیا بـ 329 کم صربیا وسلوفینیا بـ 102 کم، کما تحد النمسا بـ 336 کم من الغرب. المجر دولة محصورة لا تملک منفذ على البحر، وتحیط بها الیابسة من کل الجهات. تغطی الأراضی المجریة مساحة 93,030 کم2، وتتأثر بمناخ قاری، مما یجعلها تحل فی المرتبة 109 الأکبر مساحة فی العالم. طبیعة المجر تتکون بشکل عام من سهول منبسطة إلى سهول منحدرة من حوض الکاربات، مع وجود هضاب وجبال منخفضة فی الشمال على طول الحدود السلوفاکیة. حسب إحصاء مایو 2010 فإن عدد سکان المجر حوالی 10,005,000 نسمة. فتحل المجر فی المرتبة 83 الأکثر تعدادًا سکانیًا فی العالم. تبلغ الکثافة السکانیة فی المجر حوالی 107.7/کم2 مما یجعلها فی المرتبة 94 الأعلى کثافة سکانیة فی العالم.
تعاقبت العدید من الدول والممالک على الأراضی المعروفة الیوم باسم المجر مثل الکلت والرومان، وحتى بودابست عاصمة المجر کانت مستوطنة کلتیة، کما أصبحت عاصمة ومرکزاً للمحافظة الرومانیة المعروفة باسم بانونیا السفلى (Lower Pannonia). ویعود تاریخ ظهور المجر بهذا الاسم یعود إلى العصور الوسطى المبکرة، عندما استوطن المجریون حوض بانونیا، وهو شعب یعود أصله إلى وسط وشمال ما یسمى الآن روسیا.
استمرت مملکة المجر لما یقارب 946 سنة، وکانت تعتبر واحدة من المراکز الثقافیة فی العالم الغربی عند نقاط مختلفة. وبعد 150 عاما من الاحتلال العثمانی الجزئی للمجر الذی إبتدأ من سنة 1541 إلى سنة 1699، ضُمًّت المجر إلى إمبراطوریة هازبرغ (Habsburg Empire). ثم تشکلت دولة ضمت المجر والنمسا وقد عرفت باسم الإمبراطوریة النمساویة المجریة، وکانت من القوى العظمى فی العالم حتى نهایة الحرب العالمیة الأولى، حیث خسرت المجر 70% من أراضیها، بالإضافة إلى ثلث سکانها الذین ینتمون إلى العرقیة المجریة، وذلک ضمن معاهدة تریانون التی عاقبت المجر على دروها فی الحرب العالمیة الأولى. وقد انتقلت المجر بعد الحرب إلى الحقبة الشیوعیة التی استمرت بین عامی 1947 و1989.
بعد سقوط الشیوعیة عام 1989 تحولت المجر إلى جمهوریة دیمقراطیة. وقوة اقتصادیة ذات دخل مرتفع. وهی عضو فی الناتو والاتحاد الأوروبی.
محتویات
أصل التسمیة
تعرف أیضاً بهنغاریا، والمجر سمیت بهذا الاسم نسبه إلى قبیلة مجر التی هاجرت من سیبیریا واستوطنت عام 896 ملمصدر.
التاریخ
مقال تفصیلی :تاریخ المجر
ما قبل التاریخ
مقال تفصیلی :المجر ما قبل التاریخ
من القرن التاسع قبل المیلاد إلى نهایة القرن الرابع المیلادی، کانت بانونیا جزءا من الإمبراطوریة الرومانیة، بما فی ذلک المنطقة التی تعرف الیوم باسم المجر فی. وفی وقت لاحق وصل الهون، الذین أسسوا إمبراطوریة قویة. بعد حکم الهون سکنت فی حوض الکاربات قبائل جرمانیة کالقوط، واللومباردیون والآفار. استقر المجریون بقیادة أرباد فی حوض الکاربات منذ عام 895.ووفقاً لبعض اللغویین فإنهم کانوا یتحدثون لغة من عائلة اللغة الفنلندیة الأوغریة، وهی لغة أورالیة موطنها الأصلی فی روسیا بین نهر الفولغا وجبال الأورال.
العصور الوسطى
مقال تفصیلی :المجر فی العصور الوسطى
معرکة Lechfeld
المجر هی واحدة من أقدم البلدان فی أوروبا، التی أنشئت فی 895، وذلک قبل تقسیم فرنسا وألمانیا أو توحید الممالک الأنجلوسکسونیة. فی البدایة، کانت إمارة المجر النامیة دولة تتألف من شعب أفراده شبه رحل. ومع ذلک أنجزت المجر تحولاً هائلاً، وتحولت إلى دولة مسیحیة خلال القرن العاشر. هذه الدولة کانت تعمل بشکل جید، ولها قوة عسکریة فی البلاد تسمح للمجریین بإجراء الغارات والحملات العسکریة على مختلف مناطق أوروبا من القسطنطینیة إلى مناطق بعیدة کإسبانیا. فی وقت لاحق هزمت المجر فی معرکة Lechfeld سنة 955 وقد وضعت هذه المعرکة حداً لمعظم الحملات المجریة التی کانت تشن على الأراضی الأجنبیة. سلالة أرباد (بالمجریة: Árpád-ház) کانت السلالة الحاکمة لإتحاد القبائل المجریة فی القرنین 9 - 10، ومملکة المجر. وسمیت السلالة باسم "أرباد"، وهو الأمیر الذی کان رئیسا لإتحاد القبائل المجریة عندما إحتل المجریون حوض الکاربات سنة 895. وقد حاول الأمیر المجری غیزة (Géza) دمج المجر مع الدول المسیحیة فی أوروبا الغربیة.. أصبح ساینت ستیفان الأول (بالمجریة: I. István magyar király) - وهو ابن الأمیر غیزة - أول ملکٍ فی المجر بعد عراک طویل مع عمه کوبانی (Koppány)، وتحولت المجر إلى مملکة کاثولیکیة رسولیة.
مملکة المجر
مقال تفصیلی :مملکة المجر
حدود مملکة المجر فی وسط أوروبا
نشأت مملکة المجر فی شرق أوروبا وضمت ضمن حدودها کل من وسلوفاکیا وترانسیلفانیا وکرواتیا وشمال صربیا إضافة إلى المناطق الحالیة للمجر، وقد أصبحت أمبراطوریة یوم عید المیلاد لسنة 1000، تحت ملکها ستیفن من أسرة أرباد وتعرضت عام 1241 للغزو المغولی الذی أضعفها وإنتهت الأسرة عام 1301، وعاشت فترات متذبذبة من القوة والضعف حتى أواخر القرن الخامس عشر المیلادی. وسیطر العثمانیون على معظمها من أوائل القرن السادس عشر إلى أواخر القرن السابع عشر.
الحروب العثمانیة
مقال تفصیلی :المجر العثمانیة
مقال تفصیلی :معرکة موهاج
جنود أتراک فی المجر العثمانیة
وبحلول القرن السادس عشر، زادت قوة الدولة العثمانیة تدریجیا، فإحتلت العدید من الأراضی فی منطقة البلقان. فی حین کانت مملکة المجر ضعیفة حیث تعانی من انتفاضات الفلاحین، کما حدثت العدید من الانشقاقات الداخلیة بین أفرد طبقة النبلاء فی عهد لویس الثانی (1516-1526). حدثت معرکة موهاج فی 29 أغسطس 1526 م، وهی معرکة وقعت بین الدولة العثمانیة والمجر. وکان یقود قوات العثمانیین الخلیفة سلیمان القانونی أما المجریون فکان یقودهم الملک لویس الثانی. قُدر عدد جنود الجیش العثمانی بحوالی 100 ألف جندی وعدد من المدافع و800 سفینة، بینما قدر عدد جنود المجر بحوالی 200 ألف مقاتل. أدى انتصار العثمانیین فی هذه المعرکة إلى إحکام سیطرتهم على المجر وفتح عاصمتها بودابست والقضاء على ما کان یعرف باسم مملکة المجر. وقد عانى العثمانیون کثیرا بعد فتح المدینة من غارات المسیحیین المتتالیة علیها. مکث سلیمان القانونی فی المدینة ثلاثة عشر یومًا ینظم شئونها، وعین جان "زابولی" أمیر ترانسلفانیا ملکًا على المجر التی أصبحت تابعة للدولة العثمانیة، وعاد السلطان إلى عاصمة بلاده بعد أن دخلت المجر للدولة العثمانیة وتقلص نفوذ الملک الإسبانی. حتى هذا الیوم، یعتبر المجریون هزیمتهم فی هذه المعرکة شؤما علیهم ونقطة سوداء فی تاریخهم. على الرغم من انقضاء أکثر من 400 عام إلا أن هناک مثل شائع لدى المجریین «أسوأ من هزیمتنا فی موهاکس» ویضرب عند التعرض لحظ سیء.
الحرب العالمیة الأولى
مقال تفصیلی :المجر فی الحرب العالمیة الأولى
فیلق جبلی تابع للإمبراطوریة النمساویة المجریة.
کانت الإمبراطوریة النمساویة المجریة وألمانیا تشکلان أهم دول المرکز فی الحرب العالمیة الأولى (1914 - 1919). النتائج السلبیة للحرب أدت إلى إعلان جمهوریة المجر عام 1918 والغراف میهالی کارولی (Károlyi) رئیساً لها. استطاع الشیوعیین والاشتراکیین الوصول إلى السلطة فی العام المقبل ولکنها لم یصمدوا طویلاً، حیث اقتحم الجیش الوطنی بقیادة الأدمیرال میکلوش هورتی العاصمة واحتل مقار الحکومة. وقعت المجر اتفاق سلام تریانون فی باریس عام 1920، الذی أدى إلى فقدان البلاد 67% من أراضیها و 58% من سکانها لصالح الدول المجاورة وخاصة رومانیا وتشیکوسلوفاکیا.
انتخب میکلوش هورتی وصیا لعرش المملکة فی نفس العام (إلى عام 1944). الوضع الاقتصادی الداخلی والعالمی السیء فی هذه الحقبة زاد من شعبیة الیمینیین فی البلاد. دخلت هنغاریا الحرب العالمیة الثانیة فی نهایة عام 1940 إلى جانب دول المحور. ساعدت القوات الألمانیة فی هجماتها على یوغوسلافیا والاتحاد السوفیاتی. لاحقاً حاولت هنغاریا مفاوضة الحلفاء سراً لإنهاء الحرب. احتل الجیش الألمانی مواقع عدة حساسة بالبلاد ونصب سیاسیین موالین. استولى الجیش الأحمر على هنغاریا عام 1945، بعد معارک طاحنة وخاصة حول العاصمة بودابست، التی سُلمت شبه مُدمرة تماماً فی 13 فبرایر 1945. بعد ذلک دخلت البلاد فی حقبة شیوعیة تحت السیطرة السوفییتیة إلى عام 1990. إعلان الجمهوریة الشعبیة فی 1949 واندلاع انتفاضة عام 1956 هی أهم أحداث هذه الفترة. الانتفاضة الشعبیة أطاحت بالحکومة وشلت البلاد لمدة أسبوعین لحین تدخل القوات السوفییتیة وتعیین یانوس کادار (Kádàr) رئیساً للحزب الشیوعی المجری، الذی تمکن فی وقت قصیر من استعادة زمام الأمور ومحاکمة رموز الانتفاضة. کان کادار أهم شخصیة سیاسیة بالبلاد لمدة 32 عاماً. بدأت عملیة الإصلاح السیاسی عام 1988 مع بدء انهیار الاتحاد السوفیتی. فاز المنتدى الدیمقراطی بقیادة جوزیف انتال (Antall) بانتخابات عام 1990 الحرة. بدأت المجر عام 1990 مفاوضات مع الإتحاد السوفیتی.
الحرب العالمیة الثانیة
مقال تفصیلی :المجر خلال الحرب العالمیة الثانیة
مقال تفصیلی :حصار بودابست
آثار الدمار فی بودابست
کانت المملکة المجریة هی إحدى دول المحور خلال الحرب العالمیة الثانیة وقد شارکت فی غزو یوغسلافیا ووغزو الاتحاد السوفییتی عام 1941، کما استفادت المجر من علاقتها مع ألمانیا النازیة وإیطالیا فی الحصول على المزید من الأراضی من جیرانها فی سلوفاکیا ورومانیا ویوغسلافیا.
خلال غزو الإتحاد السوفییتی دخلت المجر فی المفاوضات سریة للسلام مع الولایات المتحدة والمملکة المتحدة. وبعد أن اکتشف هتلر أمر المفاوضات إعتبرها خیانة، فهاجمت القوات الألمانیة المجر عام 1944 وإحتلتها. وعندما بدأت القوات السوفیتیة تهدد المجر، وقع میکلوش هورتی هدنة بین المجر وروسیا. لکن قوات الکوماندوس الألمانیة إختطفت ابن هورتی بعد فترة وجیزة ،مما إضطره لإلغاء الهدنة مع روسیا. ثم أطیح به من السلطة، فی حین أن زعیم الفاشیة المجریة فرنک سالاسی (بالمجریة: Ferenc Szálasi) شکل حکومة جدیدة بدعم ألمانی. 29 أکتوبر، بدأ الجیش الأحمر الهجوم على بدوابست. أکثر من 1,000,000 مقاتل أنقسموا إلى مجموعتین وقاموا بمناورات ثم أسرعوا إلى المدینة. الخطة کانت قطع بودابست عن باقی القوات الألمانیة والمجریة. فی 7 نوفمبر 1944، دخلت القوات السوفییتیة الضاحیة الشرقیة لبودابست، التی تبعد 20 کیلو مترا عن المدینة القدیمة. فی 19 دیسمبر، بعد وقف ضروری للعملیة، اعاد الجیش الأحمر هجومه من جدید. فی 26 دیسمبر، الطریق الذی یربط بودابست بفیینا تم الاستیلاء علیه على ید القوات السوفییتیة. وبذلک طوقت المدینة. ونتیجة للحصار السوفییتی، 33,000 جندی ألمانی و37,000 جندی مجری، بالإضافة إلى 800,000 مواطن، أصبحوا محجوزین فی بودابست. ورفض قرار الانسحاب، القائد الألمانی أدولف هتلر أعلن بأن بودابست مدینة حصنیة، ویجب الدفاع عنها حتى سقوط أخر جندی.وأصبح کارل ویلدنبرتش هو المسؤول عن الدفاعات فی المدینة. کانت بودابست هدف أساسی جوزیف ستالین، فی اتفاقیة یالطة أراد ستالین إظهار قوته أمام تشرشل ووروزفلت. ولذلک، أمر الجنرال رودیون مالینوفسکی بالسیطرة على المدینة بأسرع وقت. فی 29 دیسمبر 1944، بعث مالینوفسکی مرتین شروط نقاش الاستسلام بشروط. المبعون لم یعودوا بعدها. وأعتبر السوفییت هذا الفعل رفض للمفاوضات وقامت القوات بحصار المدینة. الهجوم السوفییتی بدأ فی الضواحی الشرقیة للعاصمة، والدخول من خلال بست، شکل نقطة التحول فی تسریع العملیة. قامت قوات الدفاع من الالمان والمجر، بإبطاء الاندفاع السوفییتی وتحویله إلى زحف، فقامت بالانسحاب وقللت خطوطها عسى أن تجد الأسبقیة فی البیئة الجبلیة لبودا. وفی ینایر 1945، أطلق الألمان هجوماً مکوناً من ثلاثة اجزاء وعرف هذا الهجوم باسم عملیة کونراد. عملیة کونراد کانت جهد ألمانی-مجری لتخفیف الحصار عن بودابست. وانطلقت العملیة (کونراد 1) فی 1 ینایر، حیث هاجم الفیلق الألمانی اس اس بانزر الرابع منطلقا من مدینة تاتا خلال منطقة کثیفة التلال شمال بودابست فی جهد لکسر الحصار السوفیتی وبالتزامن مع هذا الهجوم قامت قوات الـ Waffen-SS بضرب غرب بودابست فی محاولة لکسب فائدة تکتیکیة. فی 3 ینایر أرسل الأمر السوفیتی أربعة تقسیمات اضافیة لملاقاة التهدید.أدى هذا الفعل السوفیتی إلى توقف الهجوم بالقرب من Bicske. فی 12 ینایر أُجبرت القوات الألمانیة على الانسحاب. فی 7 ینایر اطلق الألمان عملیة کونراد 2. هاجم فیلق ال اس اس بانزر الرابع من Esztergom باتجاة مطار بودابست حاول الالمان الاستیلاء على المطار لتحسین التجهیز الجوی للمدینة. تعثر هذا الهجوم بالقرب من المطار. فی 17 ینایر انطلق الجزء الأخیر من عملیة کونراد - عملیة کونراد3. هاجم فیلق ال اس اس بانزر الرابع وفیلق البانزر الثالث من جنوب بودابست وحاول تطویق عشرة تشکیلات سوفیتیة. محاولة التطویق بائت بالفشل. من جهة أخرى حرب المدن فی بودابست ازدادت حدتها.وأصبحت التجهیزات عاملا حاسما بسبب خسارة مطار Ferihegy قبیل بدء الحصار فی 27 دیسمبر 1944 وحتى 9 ینایر 1945. کانت القوات الألمانیة قادرة على استخدام بعض الشوارع الرئیسیة وکذلک موقف خاص ملاصق لقلعة بودا باعتبارها مناطق لهبوط الطائرات والطائرات الشراعیة على الرغم من انها کانت تحت نیران المدفعیة السوفیتیة المستمر.قبل أن یتجمد نهر الدانوب بعض الامدادات تمکنت من العبور تحت غطاء الظلام والضباب. بنهایة الحرب فقدت المجر ما یقارب من 300,000 جندی فیما بلغت أعداد الضحایا من المدنیین حوالی 80,000 قتیل، تعرضت العدید من المدن المجریة للتدمیر لاسیما العاصمة بودابست.
الثورة المجریة
مقال تفصیلی :الثورة المجریة 1956
نصب تذکاری خارج مبنى البرلمان المجری فی بودابست لأولئک الذین توفوا أثناء الثورة
وجدت ثورة معادیة للسوفیت فی المجر، عرفت باسم الثورة المجریة أو الانتفاضة المجریة دامت من 23 أکتوبر إلى 4 نوفمبر 1956. هیأت التغیرات السیاسیة بعد الستالینیة فی الإتحاد السوفیتی، والحرکات القومیة للأحزاب الاشتراکیة فی أوروبا الشرقیة، والاضطراب الاجتماعی بسبب الأحوال الاقتصادیة السیئة لعامة المجریین الظروف لظهور انتفاضة شعبیة فی أکتوبر/تشرین الأول عام 1956. فی عام 1945، أثناء الحرب العالمیة الثانیة، قدم الروس لتحریر المجر من النازیین، ولکن عندما سیطر الشیوعیون فی عام 1949، أصبح التحریر هیمنة، وأصبحت الحکومة المجریة بالکامل تحت السیطرة السوفیتیة. توفی الدکتاتوری السوفیتی جوزیف ستالین قبل ثلاثة سنوات من ذلک؛ وفی مارس/آذار 1956، کان نیکیتا خروتشوف ضد ستالین فی کونجرس الحزب العشرین. بقیادة الطلاب والعمّال، بدأت الثورة المجریة التلقائیة. شعر السوفییت بأنهم قد یفقدون السیطرة فی المجر، لذا أرسلوا إلیها دباباتهم وقواتهم. قاوم مقاتلو التحریر المجریین بشدة، ولکنهم انهزموا مع حلول 4 نوفمبر. فی عام 1989 مع سقوط حائط برلین، انهار الاتحاد السوفیتی أخیراً. کانت الثورة المجریة من أول الأخطار الصریحة للنظام السوفیتی. حینما ذهبت القوات السوفیتیة إلى بودابست فی 24 أکتوبر، حمل المجریون السلاح للدفاع عن النفس. رد إیمری ناج على النداءات المطالبة بإلقاء الأسلحة واستسلم بوعد من العفو. لکن الجماهیر المجریة رفضت الثقة بناج. تظاهروا بأنهم لا یثقون بأحد سوى أنفسهم. فی 25 أکتوبر بدأ العمال بإضراب عام. خلال عدة أیام، تحشد کامل البلاد ضد البیروقراطیة الحاکمة والقوات السوفیتیة. بدأ العمال المجریون بتنظیم أنفسهم للمحافظة على النظام ولتوزیع المأکل والملبس. المجالس، وهی أجزاء من قوى العمال، کانت مشابهة لتلک التی بنیت من قبل العمال الروس فی عام 1917. وقد أبدوا إصرارهم لانهاء الانتهاکات البیروقراطیة، والامتیازات، وسوء الإدارة. تبنى الدستور مجلس عمال بودابست الأعظم فی 31 أکتوبر 1956، وهو یصور عمق هذا الکفاح لدیمقراطیة العمال. یذکر الدستور بأن "المصانع تعود للعمال". مهام مجلس العمال، کما اشترط الدستور، تضمنت التالی: "موافقة وتصدیق کل المشاریع التی تتعلق بالاستثمار؛ وإقرار مستویات الأجر الأساسیة والطرق التی تقام بها؛ وإقرار کل الأمور التی تتعلق بالعقود والائتمان الأجنبی؛ وتوظیف وإقالة العمال المستخدمین فی المشروع؛ وفحص المیزانیات وإقرار استعمال الأرباح". بخلاف مقولات الحرکة الستالینیة الدولیة حول الثورة المجریة 1956، العمال المجریون لم یطلبوا إعادة الرأسمالیین وعلاقات الملکیة الرأسمالیة. من بین آلاف القرارات التی تبنتها مجالس العمال، لا یوجد قرار یدعو إلى تجرید الجنسیة للمصانع والمزارع. العمال المجریون رفضوا الستالینیة وجمیع الرموز البیروقراطیة المشابهة. لکنهم لم یرفضوا جوهر البرنامج الاشتراکی: الرقابة السیاسیة والاقتصادیة للطبقة العاملة تبدى خلال منظمتهم الرسمیة الخاصة. منذ البدایة حاول ناج خدمة البیروقراطیة السوفیتیة والعمال. ولکن انتهى به الأمر بعدم الرضاء من قبل الطرفین. نداءاته المتواصلة إلى العمال لنزع أسلحتهم لم تحظى بأی رد. ولکن وضع القوة الثنائیة التی ظهرت فی البلاد لم تسمح بأیة من التسویات. عندما أعلن ناج تحت الضغط الجماهیر فی 1 نوفمبر انحلال الحزب الستالینی الحاکم وحیاد المجر من حلف وارسو، کان ذلک کثیراً على البیروقراطیة السوفیتیة. فی 4 نوفمبر، بدأ الهجوم الثانی على بودابست. ولکن هذا الوقت، سحبت البیروقراطیة السوفیتیة قواتها المستعملة فی الهجوم الأول لأنهم أصبحوا "مصابین بروح التمرد" ولذا کانوا "عدیمی الثقة". عوضاً عن ذلک، جلبت قوات سوفیتیة جدیدة للمواجهة النهائیة. حینما اقتربت الدبابات السوفیتیة، استقالت معظم حکومة ناج. لجأ ناج ومؤیدوه إلى السفارة الیوغوسلافیة. ترک ناج السفارة الیوغوسلافیة بعدما أعطى تأمینات للعبور الآمن، ولکنه اعتقل من قبل الشرطة السریة أعدم بعد سنتین بتهمة الخیانة العظمى.
لعدة أسابیع، قاوم العمال المجریون أسلحة القوات السوفیتیة. نظمت مجالس العمال المقاومة وقامت بهجوم ناجح فی 11 دیسمبر، ولکن قوة الدبابات السوفیتیة والشرطة السریة اکتسحتا العمال المجریین فی النهایة.
المجر الشیوعیة
بعد سقوط ألمانیا النازیة، احتلت القوات السوفیتیة کل الأراضی المجریة. حتى تحولت المجر تدریجیا إلى ولایة شیوعیة فی الإتحاد السوفیتی. بعد عام 1948، أنشأ الزعیم الشیوعی ماتیاس راکوزی (بالمجریة: Mátyás Rákosi) حکماً ستالینیاً فی البلاد، واضطر لإنشاء اقتصاد مخطط. وأدى هذا إلى حدوث الثورة المجریة عام 1956. إنسحبت المجر من حلف وارسو. لکن الإتحاد السوفیتی أکثر من 150,000 جندی و2500 دبابة.. ما یقرب من ربع ملیون شخص غادروا البلاد خلال فترة وجیزة فی الوقت الذی فتحت فیه الحدود سنة 1956. أصبح یانوش کادار زعیم الحزب الشیوعی. فی عام 1991 إنتهى الوجود العسکری السوفیتی فی المجر وبدأ التحول إلى اقتصاد السوق.
التقسیمات الإداریة
تقسم المجر إلى سبع مناطق منذ 1966. ولکن إداریا تقسم المجر إلى 19 مقاطعة وإضافة إلى ذلک العاصمة المجریة بودابست. تقسم المقاطعات الـ19 إلى 173 مقاطعة تحتیة وبودابست تملک مقاطعتها التحتیة الخاصة.
المناطق السبع
غربی ترانسدانوبیا
جنوبی ترانسدانوبیا
مرکز ترانسدانوبیا
مرکز المجر (تتضمن العاصمة بودابست)
شمال السهل العظیم
جنوب السهل العظیم
المقاطعات الـ19
باکس-کسکن
برانیا
بیکیس
بورسد-أباوج-زمبلن
کسونغراد
فیجیر
غیور-موسون-سبرون
هاجدو-بیهار
هیفیز
جاس-ناغیکن-زلنوک
کوماروم-إزترغون
نوغراد
بیست
سوموغی
سابولکس-ساتمار-بیریغ
تلنا
فاس
فزبرم
زالا
بودابست (العاصمة، لیست من المقاطعات الـ19)
الجغرافیا
طبیعة المجر تتکون بشکل عام من سهول منبسطة إلى سهول منحدرة من حوض الکاربا، مع وجود هضاب وجبال منخفضة فی الشمال على طول الحدود السلوفاکیة. قمة کیکیس هی أعلى قمة جبلیة، یبلغ ارتفاعها 1014 متر فوق سطح البحر. نهر الدانوب هو أهم أنهار المجر، الذی یقسم البلاد إلى جزئین غربی وشرقی. من الأنهار المهمة الأخرى: نهر تیزا ونهر درافا. یحتوی الجزء الغربی على بحیرة بالاتون. بحیرة هیفیز، الواقعة فی المجر، هی أکبر بحیرة میاه معدنیة فی العالم. بحیرة تایس هی ثانی أکبر بحیرة فی حوض الکاربا، کما تعتبر أیضا أکبر بحیرة صناعیة فی أوروبا.
المساحة
تبلغ مساحة المجر حوالی 93 ألف کم مربع. لیس للبلاد منفذ على البحر، حیث أنها تقع فی وسط شرق أوروبا، محاطة بسبع دول. یبلغ طول الحدود مع کل منها کالآتی: النمسا (366 کم)، سلوفاکیا (515 کم)، أوکرانیا (103 کم)، رومانیا (443 کم)، صربیا (151 کم)، کرواتیا (329 کم)، سلوفینیا (102 کم).طبیعة المجر تتکون بشکل عام من سهول منبسطة إلى سهول منحدرة من حوض الکاربات، مع وجود هضاب وجبال منخفضة فی الشمال على طول الحدود السلوفاکیة. قمة کیکیس هی أعلى قمة جبلیة، یبلغ ارتفاعها 1014 متر فوق سطح البحر.
أنهار
نهر الدانوب هو أهم أنهار المجر، الذی یقسم البلاد إلى جزئین غربی وشرقی. من الأنهار المهمة الأخرى: نهر تیزا ونهر درافا.
البحیرات
یحتوی الجزء الغربی على بحیرة بالاتون. بحیرة هیفیز، الواقعة فی المجر، هی أکبر بحیرة میاه معدنیة فی العالم. بحیرة تایس هی ثانی أکبر بحیرة فی حوض الکاربا، کما تعتبر أیضا أکبر بحیرة صناعیة فی أوروبا.
دیموغرافیا
مقال تفصیلی :دیموغرافیا المجر
السکان
التغیر السکانی للمجر بین عامی 1715-2008
الإثنیات فی المجر
(إحصاء 2001)
مجریون
94.4%
غجر
2.02%
ألمان
1.18%
سلوفاک
0.38%
إثنیات أخرى
2.02%
بلغ التعداد السکانی للمجر حوالی 9,905,596 نسمة سنة 2009. وبذلک تحل فی المرتبة 83 بین دول العالم. الکثاقة السکانیة فی المجر تبلغ حوالی 107.7 کم2، مما یجعل المجر تحل فی المرتبة 109 عالمیاً الأعلى کثافة سکانیة.
حوالی 15% من سکان المجر أعمارهم أصغر من 14 عاماً ویتوزعون على (ذکور: 763,553. إناث: 720,112)، وحوالی 69.3% من السکان أعمارهم بین 15-64 عاماً (ذکور: 3,384,961. إناث: 3,475,135). الذین یبلغون من العمر 65 عاماً أو أکثر تبلغ نسبتهم حوالی 15.8% یتوزعون على (ذکور: 566,067. إناث: 995,768)
یبلغ معدل الموالید 9.90 مولود لکل 1,000 نسمة، کمل یبلغ معدل الوفیات 12.94 حالة وفاة لکل 1,000 نسمة. کما أن معدل الخصوبة الکلی یبلغ حوالی 1.35.
المدن والمناطق الحضریة
مقال تفصیلی :قائمة مدن المجر
بودابست
دبرتشن
سِغِد
الترتیب المدینة المقاطعة عدد السکان سکان المنطقة الحضریة عرض · نقاش · تعدیل
مشکولتس
بیتش
جیور
نیرجیهازا
1 بودابست بودابست 1,721,556 2,503,205
2 دبرتسن هایدو-بیهار 207,270 237,888
3 سغد تشونغراد 169,731 201,307
4 مشکولتس بورسود-آبائوی-زمبلن 169,226 216,470
5 بیتش بارانیا 157,680 179,215
6 جیور دیور-موشون-سوبرون 130,478 182,776
7 نیرجیهازا سابولتش-ساتمار-بریغ 117,832 -
8 کتشکمت باتش-کیسکون 112,233 -
9 سکشفهرفار فییر 101,973 -
10 سومباتهای فاس 79,513 -
11 سولنوک یاس-نادکون-سولنوک 74,885 -
12 تاتابنیا کوماروم-إسترکوم 70,333 -
13 کابوشفار شومود 67,633 -
14 بکیشتشابا بکیش 64,787 -
15 إرد بشت 63,669 -
16 فسبرم فسبرم 63,405 -
17 زالائغرسغ زالا 61,774 -
18 سوبرون دیور-موشون-سوبرون 59,036 -
19 إغیر هفش 56,429 -
20 ندکانیجا زالا 50,540 -
الدین
مقال تفصیلی :الدین فی المجر
مقال تفصیلی :الحریة الدینیة فی المجر
الرومانیة الکاثولیکیة هی حتى الآن أکبر دین فی البلاد على الرغم من أن الکنیسة الکاثولیکیة لم تعد دین الدولة الرسمی. یعرف 51.9 % من المجریین أنفسهم رومان کاثولیک. تتفاوت نسبة من یعتقدون بوجود الله، ومن لا یعتقدون به فی المجر. وفقاً لأحدث استطلاع قام به یوروبارومیتر 2005:
أجاب 44 % من المواطنین المجریین بأنهم یؤمنون بوجود الله.
أجاب 31 % أنهم یعتقدون أن هناک نوعاً من الروح أو قوة الحیاة.
أجاب 19 % أنهم لا یعتقدون أن هناک إله أو أی نوع من الروح أو قوة الحیاة.
المسیحیة
مقال تفصیلی :المسیحیة فی المجر
الرومانیة الکاثولیکیة
مقال تفصیلی :الرومانیة الکاثولیکیة فی المجر
الطوائف المسیحیة الأخرى
مقال تفصیلی :البروتستانتیة فی المجر
الدیانات الأخرى
المسیحیة الشرقیة (الاقباط المصریین الأرثوذکس)
اللغة
مقال تفصیلی :لغة مجریة
مخطوط مجری تاریخی کتب عام 1195
.
خریطة المجر والمناطق الناطقة بالمجریة
اللغة الرسمیة ولغة أکثر سکان المجر هی اللغة المجریة (Magyar Nyelv)، وتنتمی اللغة المجریة إلى مجموعة اللغات الأوغریة، وهذه المجموعة تنتمی إلى عائلة اللغات الأورالیة. وتضم عائلة اللغات الأورالیة اللغات الفنلندیة والإستونیة وهی لغات قریبة من اللغة المجریة. یتحدث اللغة المجریة حوالی 14.5 ملیون شخص کلغة أم، من ضمن هؤلاء حوالی 10 ملایین یعیشون فی المجر. حوالی 2.5 ملیون شخص منهم یعیش خارج حدود دولة المجر الحالیة، ولکن فی مناطق کانت تشکل جزءاً من مملکة المجر القدیمة قبل معاهدة تریانون التی قلصت مساحة المجر. وتعیش أکبر مجموعة منهم فی اقلیم ترانسیلفانیا فی النصف الغربی من رومانیا. وتوجد فی سلوفاکیا وصربیا وأوکرانیا مناطق ذات أغلبیة تتحدث باللغة المجریة. کما تتواجد نسبة من الناطقین بالمجریة فی کرواتیا والنمسا وسلوفینیا. وهناک حوالی ملیون متحدث للمجریة ینتشرون ضمن الشتات المجری فی العالم، ففی الولایات المتحدة یعیش حوالی 100,000 ناطق بالمجریة. تعتبر المجریة لغة رسمیة فی المجر والإتحاد الأوروبی، وتصنفها سلوفاکیا وسلوفینیا وصربیا والنمسا کلغة إقلیمیة، کما یوجد اعتراف رسمی من رومانیا وأوکرانیا وکرواتیا باللغة کلغة أقلیة. فی العصور الوسطى المبکرة کانت تکتب المجریة بأبجدیة خاصة بها وهی الأبجدیة المجریة القدیمة (بالمجریة: Magyar rovásírás)، بینما تکتب المجریة الحدیثة بالأبجدیة المجریة وهی أبجدیة لاتینیة تتمیز ببعض الحروف، ولا تستعمل اللغة المجریة الحروف: Q، W، X، Y إلا فی الکلمات الأجنبیة وفی کتابة الأسماء، وإذا حذفت هذه الحروف من الأبجدیة المجریة تکون المجریة تتکون من 40 حرف وهم:
A, Á, B, C, Cs, D, Dz, Dzs, E, É, F, G, Gy, H, I, Í, J, K, L, Ly, M, N, Ny, O, Ó, Ö, Ő, P, R, S, Sz, T, Ty, U, Ú, Ü, Ű, V, Z, Zs
لغات ولهجات أخرى
مقال تفصیلی :لغات المجر
إضافة على اللغة المجریة التی یتحدثها 93.6% من سکان المجر کلغة أم، تتواجد أقلیات تتکلم الألمانیة تترکز فی منطقة جبل میتشسک وما حولها وتاریخیاً کانت اللهجة السوابیة منتشرة فی المجر. والسلوفاکیة المنتشرة فی منطقة الجبال الشمالیة المتوسطة وحول منطقة تشابی (بالمجریة: Békéscsaba). والصربیة بصورة رئیسیة فی جنوب المجر وبالأخص فی منطقة باتشکا (بالمجریة: Bačka) وما حولها. والسلوفینیة حول الحدود مع سلوفینیا غرب المجر. والکرواتیة بشکل أساسی فی جنوب المجر. والرومانیة بصورة رئیسیة فی منطقة جولا (بالمجریة: Gyula) فی غرب المجر. کما تنتشر الرومنیة بین أفراد الأقلیة الغجریة التی تقطن المجر. هناک بعض اللغات الأجنبیة المنتشرة فی المجر بسبب التعلیم، وتتفاوت نسبة إجادة المجریین لهذه اللغات حسب التالی:
اللغة النسبة ملاحظة
المجریة 99.8% هی اللغة الرسمیة الوحیدة فی المجر. وحوالی 93.6% منهم ناطقین بالمجریة کلغة أم، 6.2% یتحدثونها کلغة ثانیة أو لغة أجنبیة.
الألمانیة 10.2% تصنف رسمیاً کلغة أقلیة، تاریخیاً کانت الألمانیة هی أکثر لغة شائعة بین المجریین کلغة ثانیة
الإنجلیزیة 9.8% لغة أجنبیة
لغة روسیة 1.9% لغة أجنبیة
الفرنسیة 1.1% لغة أجنبیة
الرومانیة 0.9% لغة أقلیة، وأکثرهم یقطنون منطقة ترانسیلفانیا
السلوفاکیة 0.6% لغة أقلیة
السیاسة
النظام السیاسی
هنغاریا هی جمهوریة ذات نظام دیمقراطی. تم تحدیث النظام السیاسی بعد سقوط النظام الشیوعی فی هنغاریا فی آواخر الثمانینات. فی 23 أکتوبر 1989 دخل الدستور المعدل حیز التنفیذ. أصبحت الحکومة بموجبه مسائلة أمام البرلمان وکلف رئیس الحکومة بإدارة السیاسة التنفیذیة للبلاد. ینتخب رئیس الدولة من البرلمان لمدة أقصاها خمس سنوات، الذی یتمتع بصلاحیات ومهام فخریة. یسمی رئیس الدولة رئیس الحکومة اعتمادا على نتائج الانتخابات النیابیة، الذی یقوم بدوره باختیار طاقمه الوزاری.
البرلمان الهنغاری
یملک البرلمان الهنغاری أو المجلس الوطنی (بالهنغاریة: the Országgyűlés) حجرة واحدة، یشغل 386 سیاسی مقاعده، یتم انتخابهم کل أربع سنوات فی انتخابات نیابیة عامة. المحکمة الدستوریة، ذو ال 11 عضوا، لها القدرة على تغییر قوانین البرلمان حینما تراها مخالفة لبنود الدستور. منذ عام
1990-1994 حزب MDF
1994-1998 MSZP
1998-2002 FIDESZ
2002-2004 MSZP
2004-2009 MSZP
2010 FIDESZ
السیاسة الخارجیة
شکلت مطالبة هنغاریا بأراضیها السابقة من الدول المجاورة عبئاً ثقیلاً فی علاقات البلاد الخارجیة. هنغاریا هی عضو بالأمم المتحدة منذ عام 1955 وبالاتحاد الأوروبی منذ عام 2004. عضویتها بحلف شمال الأطلسی (الناتو) عام 1999 حلت محل عضویتها فی حلف وارسو عام 1955، وشکلت رسمیاً مدى التحول فی العلاقات الخارجیة.
القوات المسلحة المجریة
مقال تفصیلی :الجیش المجری
هذا القسم فارغ أو غیر مکتمل، مساعدتکم مرحب بها!
السیاحة
منظر نهر الدانوب من أحد المناطق المجریة
تشکل هنغاریا مقصداً للسائح الممیز الذی یبحث على ما انتجته الحضارات التی مرت علیها وترکت بصمات آثارها الفنیة والهندسیة والمعماریة فی مختلف مدنها وبلداتها التی تزخر بالارث الثقافی والفنی الحضاری، ومن یرغب بزیارتها علیه ان یبدأ من العاصمة بودابست، التی یزورها سنویا نحو 30 ملیون سائح من الذین یعرفون قیمة الجمال والطبیعة والحیاة الهادئة.. یتوسطها نهر طویل، وتعتبر أکبر مدن البلاد وهی المرکز السیاسی، والاقتصادی والصناعی ویستطیع السائح الوصول إلیها بسهولة عبر وسائل المواصلات المختلفة بسبب موقعها فی قلب أوروبا واشتراکها فی الحدود مع سبع الدول، بالإضافة إلى مرور نهر الدانوب منها.. یقطن بودابست حوالی ملیونی نسمة ما یشکل خمس سکان البلاد، وتنقسم المدینة إلى قسمین: بودا، وبست یفصلهما نهر الدانوب ویرتبطان بنحو تسعة جسور أقدمها وأهمها جسر "السلسلة" الذی یعطی المدینة سحرا خاصا.
التعلیم فی المجر
حتى وقت قریب، کان التعلیم فی المجر الإلزامی من سن 6 حتی 16. منذ سبتمبر 1998،ومدة التعلیم الإلزامی هو 12 عاما. حضور ریاض الأطفال فقط إلزامی من سن 5 : خلال العام الأخیر فی ریاض الأطفال، یتم إعداد الأطفال للمدرسة. یتم توفیر التعلیم الأساسی فی هنغاریا من قبل المدرسة (الابتدائی) العامة، خلال دورتین من 4 سنوات. حضور الأطفال العام (الابتدائی) المدرسة حتى سن 14، وبعد ذلک یجب علیهم أن یختاروا مدرسة أخرى. بعد التغیرات الاقتصادیة والاجتماعیة وفیما یتعلق تناقص عدد التلامیذ، فی التسعینات تمت إعادة هیکلة نظام التعلیم فی المجر. نتیجة للتغیرات، بعض المدارس (الابتدائی) والمدارس الثانویة العامة وفرت فترات تعلیم أطول أو أقصر من السابق. یتلقى الطلاب مجموعة واسعة من الفرص، مثل المدارس الثانویة العامة (الجمباز)تبدأ التعلیم لفترات 6 أو 8 سنین إلى جانب الدورات التقلیدیة التی تستمر لأربع أعوام. جعلت هذه الأنواع الجدیدة من المدارس من الممکن ان یختار الشخص مدرسة حتى لو کان بعمر 10 أو 12. وفضل فی البدایة هذین النوعین من المدارس. ومع ذلک، فی نهایة التسعینات، کان مقتصرا على نشر لوائح جدیدة. ونتیجة لذلک، لاتقدم هذه المدارس فی الوقت الحاضر سوى جزء صغیر من التعلیم الثانوی.
الاقتصاد والبنیة التحتیة
اتبعت المجر منذ التغییر السیاسی فی نهایة الثمانینات، سیاسة اقتصادیة حرة تشابه مثیلاتها فی دول غرب أوروبا. تثبت المجر یوما بعد یوما بأنها ستکون أحد الأسواق الواعدة ضمن الدول التی انضمت حدیثا فی عام 2004 للاتحاد الأوروبی. تملک المجر، مع التشیک وسلوفینیا، أحد أعلى مستویات المعیشة فی شرق أوروبا. یساهم القطاع الخاص بحوالی 80% من الناتج القومی العام للبلاد. تذهب حوالی ثلث الاستثمارات الأجنبیة الاجمالیة لمنطقة وسط أوروبا للمجر وحدها. بلغت الاستثمارات الأجنبیة فی البلاد ما نسبته 23 ملیار دولار أمریکی منذ الانفتاح الاقتصادی عام 1989. تحاول الحکومة جاهدة خفض نسبة التضخم والبطالة وادخال إصلاحات اقتصادیة وضریبیة للبلاد، کما أبدت رغبتها فی بدء تطبیق الیورو فی عام 2010.
الزراعة
أهم المنتجات الزراعیة هی القمح، والذرة، وعباد الشمس، والبطاطس، والشمندر السکری، والخنازیر، والأبقار، والغنم، والدواجن، ومنجات الألبان. تصدر المجر الآلات والمعدات والمنتجات الزراعیة والغذائیة، کما تستورد بشکل رئیسی الآلات والوقود والمواد المعدنیة الخام والمنتجات الغذائیة. تشکل کل من ألمانیا والنمسا وروسیا وإیطالیا وفرنسا والمملکة المتحدة وهولندا والصین والیابان أهم الشرکاء التجاریین للمجر.
المواصلات
المجر بصفتها عضوا جدیدا فی الاتحاد الأوروبی، ترید أن تقدم مستوى مرتفع من نظام النقل العام من أجل الجمیع، حتى الذین یعیشون فی قریة صغیرة أو مدینة کبیرة. ورثت المجر نظامها من الحقبة الشیوعیة، عندما کان هناک سیارات خاصة أقل. لحسن الحظ بعد ا
hungary
هنغاريا
macaristan
hongrie
ungarn
hungría
ungheria
محتویات
تاریخ
تاریخ مهاجرت قوم مجار به جلگه دانوب دقیقاً معلوم نیست. این قوم بهصورت قبایلی بهتدریج از آسیا و نواحی غربی سیبری به این سرزمین آمده و پس از زدوخوردهای فراوان با دیگر قبایل برای تصاحب اراضی پربرکت سرانجام در جلگه دانوب بین نژادهای ژرمن و اسلاو حائل گردیدهاند. این تاریخ را حدود سال ۸۹۶م. میدانند، یعنی زمانیکه قبایل مجار به رهبری پرنس آرناپه ساکن حوزه کارپات (سرزمینی که از لحاظ آب و مراتع غنی بوده) را تماماً و یا بهطور وسیعی تصرف کردند و امروز بهنام «مجارستان» و «ترانسیلوانیا» خوانده میشود.
حوزه کارپات که از لحاظ جغرافیایی در مرکز اروپا واقع شده از دوران ماقبل تاریخ توسط بشر اولیه اشغال شده بود. مردم دوران اولیه عصر آهن و بهدنبال آن سلتها بهنوبت در شروع دورهٔ حاضر توسط رومیها شکست خوردند. ایالات رومی پانونیا و داسیا که در زمان حکومت تیبریوس و تراجان بهتصرف درآمده بودند، دربرگیرنده قسمتی از آنچه مجارستان میشد بودند. پس از چهار قرن فرمانروایی رومیها بهواسطه مهاجرت عظیمی منقرض گردید. هونها به رهبری پادشاه معروف خود آتیلا که آلمانیالاصل بود، آستروگوتها ژپیدها و لونگوبارها و بهدنبال آنها آوارها که از نژاد هونها بودند برای زمان کوتاهی در این مکان سکنی گزیدند.
با انقراض امپراتوری آوار بهدست شارل ماگن، تنها گروههای کوچکی از آوارها در درهٔ رود دانوب باقی ماندند. وضعیت اجتماعی و اقتصادی این مردمان تقریباً همسطح مجاریهای غالب بود و بههمین علت باعث همزیستی و بعدها جذب شدن آنها توسط مردم مجار میگردید.
در قرن دهم هفت قبیله فاتح مجار که با هم متحد بودند تحت رهبری پرنس آرپاد مؤسس اولین سلسله مجار قرار داشتند و قدرت را به فرزندش کیزاسپرو سپردند. در سال ۹۷۲ گیزا بهعنوان یکی از سران قبایل مجار به ریاست اتحادیهای که از این قبایل بهوجود آمده بود انتخاب شد و به اتفاق همسرش سارولت به آئین مسیحیت گروید و پس از وی فرزندش استوان اول که در تاریخ مجارستان نسبت به سن استفان (استفان مقدس) (۱۰۳۸ -۹۹۷) شهرت دارد در سال ۱۰۰۰م. بهعنوان نخستین پادشاه مجارستان تاجگذاری کرد. وی که در کودکی غسل تعمید داده شده بود بعد از تحکیم حکومت خود بهعنوان اولین پادشاه مجارستان مسئله مسیحی کردن مجارها را رسمیت بخشید و به تأسیس صومعه و بنانهادن کلیسا اقدام کرد. سن استفان برای استقرار نظام پادشاهی و پیریزی یک نظم اجتماعی پایدار کوششهای فراوانی نمود و مردم را مجبور کرد از آیین جاهلانه قدیمی بهسمت مسیحیت بگروند.
در اواخر قرن ۱۱ کلیسا استفان اول را به خاطر خدمات وی به مقدس ملقب نمود. وی دو مجموعه عقاید برای اداره امور کشور تنظیم کرد. وی پادشاهی جنگجو بود. در جنگی که با «کنراد» امپراتور ژرمن نمود وی را شکست داد و تا حوالی وین پیشروی کرد، و بهعلت ثروت سرشار حاصل از جنگ دانوب، خطر همسایگان اعم از امپراطوری ژرمن و بیزانس وجود داشت. مجارها نخست با بیزانس از در دوستی درآمدند و پس از شکست ژرمنها در سال ۱۱۰۸ که با غلبه بر سپاهیان هانری پنجم در پوترن بهدست آمد از جانب ژرمنها آسودهخاطر گشتند. در سال ۱۱۸۱ با استقرار بلغارها و تشکیل دولت بلغار مرز مشترک مجارستان و بیزانس از بین رفت و خطر دوم که متوجه مجارها بود منتفی گشت. در قرن ۱۲ قدرت حکومت مرکزی رو به زوال نهاد و با رشد فئودالیسم قدرت سیستم ملوکالطوایفی افزایش یافت. از زمان مرگ استفان اول یک دوره ناامنی شروع شد که طی آن شورش نجیبزادگان پیرو مذهب قدیمی پاگان، اصلاحات اجتماعی و مذهبی پادشاه را به مخاطره انداخت. در هر حال این شورش فرونشانده شد و حملات آلمانها از غرب و کومانها از شرق سرکوب گردید.
طی قرون ۱۱ و ۱۲ پادشاهان سلسله «آرپاد» مجارستان را یکپارچه نگه داشته و در مقابل سیاستهای توسعهطلبانه امپراتوری مقدس روم، قسطنطنیه و پاپ در رم مبارزه نمودند. سرانجام پیشرفت نسبتاً صلحآمیز مجارها در قرون وسطی با حمله مغولها به رهبری پاتوخان در سالها (۴۴ - ۱۲۴۱) دچار وقفه شد و ارتش مجارستان شاه بلدی چهارم بهسختی توسط مغولها تارومار شد.
اوج شکوه و عظمت هنگری در قرون وسطی روزگار سلطنت لوئی اول (بزرگ) (۸۲ - ۱۳۴۲) بود؛ زیرا نفوذش تا دریای بالتیک، دریای سیاه، دریای مدیترانه میرسید. جنگ با ترکها در سال ۱۳۸۹ صورت گرفت و ترکها تا دریای بالکان پیش رفتند و مدتهای دراز هنگری در چنگال ترکان عثمانی و قسمتی از خاک مجارستان زیر فرمان جابرانه خانوادهها هابسبورگ اطریش گرفتار بود.
این سیاست حفظ قدرت مرکزی توسط «ماتیوس هونیادی» (۱۴۹۰ - ۱۴۵۸) که از پادشاهان بسیار محبوب و موفق بود دنبال گردید. با مهار کردن قدرت بارونها و تشکیل یک ارتش قوی اجیر شده، وی امنیت و آسایش برای مردم شهر و روستا را به ارمغان آورد، در حالیکه سیاست خارجی توسعهطلبانه وی موجب هراس بود معهذا دربار با شکوه و کتابخانه عظیم گرونسیانا برای وی در سرتاسر اروپا شهرت آفرید. جانشینان شاه ماتیوس در هر حال قادر نبودند که با قدرت رو به افزایش بارونها مقابله کنند. افزایش فشار روستاییان موجب گردید که تخم نارضایتی در میان آنان کاشته شود؛ بهطوریکه در سال ۱۵۱۴ منجر به جنگ دهقانی بزرگی به رهبری گیورگ دوژا از اهالی ترانسیلوانیا گردید. بههرحال ارتش دهقانی با نبردهای خونینی از هم پاشید و شکست آن منجر به کیفر خونینی برای دهقانان گردید. در این شرایط تهدید ترکها برای اشغال کشوری که بهدلیل اختلافات داخلی از هم پاشیده شده بود یک خطر جدی بهشمار میآمد. در سال ۱۵۲۶ ارتش بزرگ سلطان سلیمان دوم قوای شاه جوان لوتیز دوم را در «نبرد موهاچ» نابود کرد.
تقسیمات کشوری
شهرستانهای مجارستان
مجارستان از ۱۹ شهرستان تشکیل شدهاست به علاوه بوداپست که متعلق به هیچ شهرستانی نیست و مستقل است.شهرهای مهم مجارستان شامل دبرسن، میشکولتس، سگد، پچ و گیور هستند.
سیاست
پارلمان مجارستان در بوداپست
رئیس جمهوری از بین اعضای مجمع ملی برای یک دوره پنج ساله برگزیده میشود.مقام او تا حدود زیادی تشریفاتی است و اما بصورت اسمی وی فرمانده رئیس نیروهای مسلح و دارای قدرتهای از جمله نامزدی برای نخست وزیری است که که باید توسط اکثریت آرای اعضای پارلمان، بر پایه پیشنهاد ارائه شده توسط خود رئیس جمهوری انتخاب شود.
جغرافیا
همسایگان مجارستان
مرزهای مجارستان کنونی پس از پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراطوری اتریش-مجارستان تثبیت شد. در شمال هممرز است با جمهوری اسلواکی با مرز مشترک ۵۱۵ کیلومتر.
در شرق آن کشور رومانی با مرز مشترک ۴۴۳ کیلومتر قرار دارد.
در شمالشرقی مجارستان جممهوری اوکراین با مرز ۱۰۳ کیلومتری قرار دارد.
در جنوب هممرز است با جمهوریهای پیشین یوگوسلاوی (صربستان ۱۵۱کیلومتر، کرواسی ۳۲۹ کیلومتر، اسلوونی ۸۲ کیلومتر).
در غرب مجارستان کشور اتریش با مرز ۳۶۶ کیلومتری جای گرفتهاست.
مردم
کل جمعیت مجارستان بالغ بر ۱۰٬۳۱۳٬۸۸۳ نفر (سازمان ملل متحد ۱۹۹۵) است. ۸۸٪ جمعیت کشور از مجارها تشکیل شده و دیگر تیرههای ساکن این کشور رومانیاییها، صربها، کرواسیها، آلمانها، و شمار نسبتاً زیادی از کولیها هستند. مطالعات ژنتیکی نشان داده است که مجارها فقط 13 درصد از ژنهای اقوام اورالی را دارا هستند. زبان رسمی مجارستان مجاری است. ۷۰٪ مردم مسیحی کاتولیک و ۲۵٪ پروتستان میاشند.این کشور زمستانهای سردی داشته و تابستانها، درجه حرارت دشتهای مرکزی، افزایش شدیدی دارد. معادن بوکسیت بسیار غنی در این کشور، شناسایی شده و به بهربرداری رسیده است. نیمی از صادرات مجارستان را ماشین آلات کشاورزی، ابزار مهندسی و غلات و ماشینهای صنعتی تشکیل میدهند.
فرهنگ
شاندر پتوفی
نگارخانه تصاویر
شمشیر و تاج مقدس مجارستان
سپر تاریخی مجارها
بالاتون
هورتوباگی
قلعه سومگ
نمایی از بالاتون
قلعه واسونیکو
نمایی از بوداپست
دریاچه ماهیگیری نزدیک پوتنوک
قلعه فوزر
پانویس
↑ Géza
↑ Sarolta
↑ István
↑ St. Stephen
↑ Konrad
↑ Dózsa György
↑ Genetic structure in relation to the history of Hungarian ethnic groups
در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ مجارستان موجود است.
این یک نوشتار خُرد پیرامون یک مکان جغرافیایی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید.
ن • ب • و
اروپا
ن • ب • و
کشورهای عضو اتحادیه اروپا
ن • ب • و
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)
ردههای صفحه: مجارستان جمهوریهاکشورهای اروپاییکشورهای عضو اتحادیه کشورهای عضو سازمان ملل متحدکشورهای عضو ناتو کشورهای محصور در خشکی لیبرال دموکراسی
قس عربی
الجمهوریة المجریة (بالمجریة: Magyar Köztársaság) هی دولة أوروبیة محصورة تقع فی حوض الکاربات فی وسط أوروبا. تحدها شمالاً سلوفاکیا ویبلغ طول الحدود حوالی 515 کم، وتحد أوکرانیا بـ103 کم فی الشمال الشرقی، وتحد رومانیا بـ 443 کم من الشرق، ومن الجنوب تحد کرواتیا بـ 329 کم صربیا وسلوفینیا بـ 102 کم، کما تحد النمسا بـ 336 کم من الغرب. المجر دولة محصورة لا تملک منفذ على البحر، وتحیط بها الیابسة من کل الجهات. تغطی الأراضی المجریة مساحة 93,030 کم2، وتتأثر بمناخ قاری، مما یجعلها تحل فی المرتبة 109 الأکبر مساحة فی العالم. طبیعة المجر تتکون بشکل عام من سهول منبسطة إلى سهول منحدرة من حوض الکاربات، مع وجود هضاب وجبال منخفضة فی الشمال على طول الحدود السلوفاکیة. حسب إحصاء مایو 2010 فإن عدد سکان المجر حوالی 10,005,000 نسمة. فتحل المجر فی المرتبة 83 الأکثر تعدادًا سکانیًا فی العالم. تبلغ الکثافة السکانیة فی المجر حوالی 107.7/کم2 مما یجعلها فی المرتبة 94 الأعلى کثافة سکانیة فی العالم.
تعاقبت العدید من الدول والممالک على الأراضی المعروفة الیوم باسم المجر مثل الکلت والرومان، وحتى بودابست عاصمة المجر کانت مستوطنة کلتیة، کما أصبحت عاصمة ومرکزاً للمحافظة الرومانیة المعروفة باسم بانونیا السفلى (Lower Pannonia). ویعود تاریخ ظهور المجر بهذا الاسم یعود إلى العصور الوسطى المبکرة، عندما استوطن المجریون حوض بانونیا، وهو شعب یعود أصله إلى وسط وشمال ما یسمى الآن روسیا.
استمرت مملکة المجر لما یقارب 946 سنة، وکانت تعتبر واحدة من المراکز الثقافیة فی العالم الغربی عند نقاط مختلفة. وبعد 150 عاما من الاحتلال العثمانی الجزئی للمجر الذی إبتدأ من سنة 1541 إلى سنة 1699، ضُمًّت المجر إلى إمبراطوریة هازبرغ (Habsburg Empire). ثم تشکلت دولة ضمت المجر والنمسا وقد عرفت باسم الإمبراطوریة النمساویة المجریة، وکانت من القوى العظمى فی العالم حتى نهایة الحرب العالمیة الأولى، حیث خسرت المجر 70% من أراضیها، بالإضافة إلى ثلث سکانها الذین ینتمون إلى العرقیة المجریة، وذلک ضمن معاهدة تریانون التی عاقبت المجر على دروها فی الحرب العالمیة الأولى. وقد انتقلت المجر بعد الحرب إلى الحقبة الشیوعیة التی استمرت بین عامی 1947 و1989.
بعد سقوط الشیوعیة عام 1989 تحولت المجر إلى جمهوریة دیمقراطیة. وقوة اقتصادیة ذات دخل مرتفع. وهی عضو فی الناتو والاتحاد الأوروبی.
محتویات
أصل التسمیة
تعرف أیضاً بهنغاریا، والمجر سمیت بهذا الاسم نسبه إلى قبیلة مجر التی هاجرت من سیبیریا واستوطنت عام 896 ملمصدر.
التاریخ
مقال تفصیلی :تاریخ المجر
ما قبل التاریخ
مقال تفصیلی :المجر ما قبل التاریخ
من القرن التاسع قبل المیلاد إلى نهایة القرن الرابع المیلادی، کانت بانونیا جزءا من الإمبراطوریة الرومانیة، بما فی ذلک المنطقة التی تعرف الیوم باسم المجر فی. وفی وقت لاحق وصل الهون، الذین أسسوا إمبراطوریة قویة. بعد حکم الهون سکنت فی حوض الکاربات قبائل جرمانیة کالقوط، واللومباردیون والآفار. استقر المجریون بقیادة أرباد فی حوض الکاربات منذ عام 895.ووفقاً لبعض اللغویین فإنهم کانوا یتحدثون لغة من عائلة اللغة الفنلندیة الأوغریة، وهی لغة أورالیة موطنها الأصلی فی روسیا بین نهر الفولغا وجبال الأورال.
العصور الوسطى
مقال تفصیلی :المجر فی العصور الوسطى
معرکة Lechfeld
المجر هی واحدة من أقدم البلدان فی أوروبا، التی أنشئت فی 895، وذلک قبل تقسیم فرنسا وألمانیا أو توحید الممالک الأنجلوسکسونیة. فی البدایة، کانت إمارة المجر النامیة دولة تتألف من شعب أفراده شبه رحل. ومع ذلک أنجزت المجر تحولاً هائلاً، وتحولت إلى دولة مسیحیة خلال القرن العاشر. هذه الدولة کانت تعمل بشکل جید، ولها قوة عسکریة فی البلاد تسمح للمجریین بإجراء الغارات والحملات العسکریة على مختلف مناطق أوروبا من القسطنطینیة إلى مناطق بعیدة کإسبانیا. فی وقت لاحق هزمت المجر فی معرکة Lechfeld سنة 955 وقد وضعت هذه المعرکة حداً لمعظم الحملات المجریة التی کانت تشن على الأراضی الأجنبیة. سلالة أرباد (بالمجریة: Árpád-ház) کانت السلالة الحاکمة لإتحاد القبائل المجریة فی القرنین 9 - 10، ومملکة المجر. وسمیت السلالة باسم "أرباد"، وهو الأمیر الذی کان رئیسا لإتحاد القبائل المجریة عندما إحتل المجریون حوض الکاربات سنة 895. وقد حاول الأمیر المجری غیزة (Géza) دمج المجر مع الدول المسیحیة فی أوروبا الغربیة.. أصبح ساینت ستیفان الأول (بالمجریة: I. István magyar király) - وهو ابن الأمیر غیزة - أول ملکٍ فی المجر بعد عراک طویل مع عمه کوبانی (Koppány)، وتحولت المجر إلى مملکة کاثولیکیة رسولیة.
مملکة المجر
مقال تفصیلی :مملکة المجر
حدود مملکة المجر فی وسط أوروبا
نشأت مملکة المجر فی شرق أوروبا وضمت ضمن حدودها کل من وسلوفاکیا وترانسیلفانیا وکرواتیا وشمال صربیا إضافة إلى المناطق الحالیة للمجر، وقد أصبحت أمبراطوریة یوم عید المیلاد لسنة 1000، تحت ملکها ستیفن من أسرة أرباد وتعرضت عام 1241 للغزو المغولی الذی أضعفها وإنتهت الأسرة عام 1301، وعاشت فترات متذبذبة من القوة والضعف حتى أواخر القرن الخامس عشر المیلادی. وسیطر العثمانیون على معظمها من أوائل القرن السادس عشر إلى أواخر القرن السابع عشر.
الحروب العثمانیة
مقال تفصیلی :المجر العثمانیة
مقال تفصیلی :معرکة موهاج
جنود أتراک فی المجر العثمانیة
وبحلول القرن السادس عشر، زادت قوة الدولة العثمانیة تدریجیا، فإحتلت العدید من الأراضی فی منطقة البلقان. فی حین کانت مملکة المجر ضعیفة حیث تعانی من انتفاضات الفلاحین، کما حدثت العدید من الانشقاقات الداخلیة بین أفرد طبقة النبلاء فی عهد لویس الثانی (1516-1526). حدثت معرکة موهاج فی 29 أغسطس 1526 م، وهی معرکة وقعت بین الدولة العثمانیة والمجر. وکان یقود قوات العثمانیین الخلیفة سلیمان القانونی أما المجریون فکان یقودهم الملک لویس الثانی. قُدر عدد جنود الجیش العثمانی بحوالی 100 ألف جندی وعدد من المدافع و800 سفینة، بینما قدر عدد جنود المجر بحوالی 200 ألف مقاتل. أدى انتصار العثمانیین فی هذه المعرکة إلى إحکام سیطرتهم على المجر وفتح عاصمتها بودابست والقضاء على ما کان یعرف باسم مملکة المجر. وقد عانى العثمانیون کثیرا بعد فتح المدینة من غارات المسیحیین المتتالیة علیها. مکث سلیمان القانونی فی المدینة ثلاثة عشر یومًا ینظم شئونها، وعین جان "زابولی" أمیر ترانسلفانیا ملکًا على المجر التی أصبحت تابعة للدولة العثمانیة، وعاد السلطان إلى عاصمة بلاده بعد أن دخلت المجر للدولة العثمانیة وتقلص نفوذ الملک الإسبانی. حتى هذا الیوم، یعتبر المجریون هزیمتهم فی هذه المعرکة شؤما علیهم ونقطة سوداء فی تاریخهم. على الرغم من انقضاء أکثر من 400 عام إلا أن هناک مثل شائع لدى المجریین «أسوأ من هزیمتنا فی موهاکس» ویضرب عند التعرض لحظ سیء.
الحرب العالمیة الأولى
مقال تفصیلی :المجر فی الحرب العالمیة الأولى
فیلق جبلی تابع للإمبراطوریة النمساویة المجریة.
کانت الإمبراطوریة النمساویة المجریة وألمانیا تشکلان أهم دول المرکز فی الحرب العالمیة الأولى (1914 - 1919). النتائج السلبیة للحرب أدت إلى إعلان جمهوریة المجر عام 1918 والغراف میهالی کارولی (Károlyi) رئیساً لها. استطاع الشیوعیین والاشتراکیین الوصول إلى السلطة فی العام المقبل ولکنها لم یصمدوا طویلاً، حیث اقتحم الجیش الوطنی بقیادة الأدمیرال میکلوش هورتی العاصمة واحتل مقار الحکومة. وقعت المجر اتفاق سلام تریانون فی باریس عام 1920، الذی أدى إلى فقدان البلاد 67% من أراضیها و 58% من سکانها لصالح الدول المجاورة وخاصة رومانیا وتشیکوسلوفاکیا.
انتخب میکلوش هورتی وصیا لعرش المملکة فی نفس العام (إلى عام 1944). الوضع الاقتصادی الداخلی والعالمی السیء فی هذه الحقبة زاد من شعبیة الیمینیین فی البلاد. دخلت هنغاریا الحرب العالمیة الثانیة فی نهایة عام 1940 إلى جانب دول المحور. ساعدت القوات الألمانیة فی هجماتها على یوغوسلافیا والاتحاد السوفیاتی. لاحقاً حاولت هنغاریا مفاوضة الحلفاء سراً لإنهاء الحرب. احتل الجیش الألمانی مواقع عدة حساسة بالبلاد ونصب سیاسیین موالین. استولى الجیش الأحمر على هنغاریا عام 1945، بعد معارک طاحنة وخاصة حول العاصمة بودابست، التی سُلمت شبه مُدمرة تماماً فی 13 فبرایر 1945. بعد ذلک دخلت البلاد فی حقبة شیوعیة تحت السیطرة السوفییتیة إلى عام 1990. إعلان الجمهوریة الشعبیة فی 1949 واندلاع انتفاضة عام 1956 هی أهم أحداث هذه الفترة. الانتفاضة الشعبیة أطاحت بالحکومة وشلت البلاد لمدة أسبوعین لحین تدخل القوات السوفییتیة وتعیین یانوس کادار (Kádàr) رئیساً للحزب الشیوعی المجری، الذی تمکن فی وقت قصیر من استعادة زمام الأمور ومحاکمة رموز الانتفاضة. کان کادار أهم شخصیة سیاسیة بالبلاد لمدة 32 عاماً. بدأت عملیة الإصلاح السیاسی عام 1988 مع بدء انهیار الاتحاد السوفیتی. فاز المنتدى الدیمقراطی بقیادة جوزیف انتال (Antall) بانتخابات عام 1990 الحرة. بدأت المجر عام 1990 مفاوضات مع الإتحاد السوفیتی.
الحرب العالمیة الثانیة
مقال تفصیلی :المجر خلال الحرب العالمیة الثانیة
مقال تفصیلی :حصار بودابست
آثار الدمار فی بودابست
کانت المملکة المجریة هی إحدى دول المحور خلال الحرب العالمیة الثانیة وقد شارکت فی غزو یوغسلافیا ووغزو الاتحاد السوفییتی عام 1941، کما استفادت المجر من علاقتها مع ألمانیا النازیة وإیطالیا فی الحصول على المزید من الأراضی من جیرانها فی سلوفاکیا ورومانیا ویوغسلافیا.
خلال غزو الإتحاد السوفییتی دخلت المجر فی المفاوضات سریة للسلام مع الولایات المتحدة والمملکة المتحدة. وبعد أن اکتشف هتلر أمر المفاوضات إعتبرها خیانة، فهاجمت القوات الألمانیة المجر عام 1944 وإحتلتها. وعندما بدأت القوات السوفیتیة تهدد المجر، وقع میکلوش هورتی هدنة بین المجر وروسیا. لکن قوات الکوماندوس الألمانیة إختطفت ابن هورتی بعد فترة وجیزة ،مما إضطره لإلغاء الهدنة مع روسیا. ثم أطیح به من السلطة، فی حین أن زعیم الفاشیة المجریة فرنک سالاسی (بالمجریة: Ferenc Szálasi) شکل حکومة جدیدة بدعم ألمانی. 29 أکتوبر، بدأ الجیش الأحمر الهجوم على بدوابست. أکثر من 1,000,000 مقاتل أنقسموا إلى مجموعتین وقاموا بمناورات ثم أسرعوا إلى المدینة. الخطة کانت قطع بودابست عن باقی القوات الألمانیة والمجریة. فی 7 نوفمبر 1944، دخلت القوات السوفییتیة الضاحیة الشرقیة لبودابست، التی تبعد 20 کیلو مترا عن المدینة القدیمة. فی 19 دیسمبر، بعد وقف ضروری للعملیة، اعاد الجیش الأحمر هجومه من جدید. فی 26 دیسمبر، الطریق الذی یربط بودابست بفیینا تم الاستیلاء علیه على ید القوات السوفییتیة. وبذلک طوقت المدینة. ونتیجة للحصار السوفییتی، 33,000 جندی ألمانی و37,000 جندی مجری، بالإضافة إلى 800,000 مواطن، أصبحوا محجوزین فی بودابست. ورفض قرار الانسحاب، القائد الألمانی أدولف هتلر أعلن بأن بودابست مدینة حصنیة، ویجب الدفاع عنها حتى سقوط أخر جندی.وأصبح کارل ویلدنبرتش هو المسؤول عن الدفاعات فی المدینة. کانت بودابست هدف أساسی جوزیف ستالین، فی اتفاقیة یالطة أراد ستالین إظهار قوته أمام تشرشل ووروزفلت. ولذلک، أمر الجنرال رودیون مالینوفسکی بالسیطرة على المدینة بأسرع وقت. فی 29 دیسمبر 1944، بعث مالینوفسکی مرتین شروط نقاش الاستسلام بشروط. المبعون لم یعودوا بعدها. وأعتبر السوفییت هذا الفعل رفض للمفاوضات وقامت القوات بحصار المدینة. الهجوم السوفییتی بدأ فی الضواحی الشرقیة للعاصمة، والدخول من خلال بست، شکل نقطة التحول فی تسریع العملیة. قامت قوات الدفاع من الالمان والمجر، بإبطاء الاندفاع السوفییتی وتحویله إلى زحف، فقامت بالانسحاب وقللت خطوطها عسى أن تجد الأسبقیة فی البیئة الجبلیة لبودا. وفی ینایر 1945، أطلق الألمان هجوماً مکوناً من ثلاثة اجزاء وعرف هذا الهجوم باسم عملیة کونراد. عملیة کونراد کانت جهد ألمانی-مجری لتخفیف الحصار عن بودابست. وانطلقت العملیة (کونراد 1) فی 1 ینایر، حیث هاجم الفیلق الألمانی اس اس بانزر الرابع منطلقا من مدینة تاتا خلال منطقة کثیفة التلال شمال بودابست فی جهد لکسر الحصار السوفیتی وبالتزامن مع هذا الهجوم قامت قوات الـ Waffen-SS بضرب غرب بودابست فی محاولة لکسب فائدة تکتیکیة. فی 3 ینایر أرسل الأمر السوفیتی أربعة تقسیمات اضافیة لملاقاة التهدید.أدى هذا الفعل السوفیتی إلى توقف الهجوم بالقرب من Bicske. فی 12 ینایر أُجبرت القوات الألمانیة على الانسحاب. فی 7 ینایر اطلق الألمان عملیة کونراد 2. هاجم فیلق ال اس اس بانزر الرابع من Esztergom باتجاة مطار بودابست حاول الالمان الاستیلاء على المطار لتحسین التجهیز الجوی للمدینة. تعثر هذا الهجوم بالقرب من المطار. فی 17 ینایر انطلق الجزء الأخیر من عملیة کونراد - عملیة کونراد3. هاجم فیلق ال اس اس بانزر الرابع وفیلق البانزر الثالث من جنوب بودابست وحاول تطویق عشرة تشکیلات سوفیتیة. محاولة التطویق بائت بالفشل. من جهة أخرى حرب المدن فی بودابست ازدادت حدتها.وأصبحت التجهیزات عاملا حاسما بسبب خسارة مطار Ferihegy قبیل بدء الحصار فی 27 دیسمبر 1944 وحتى 9 ینایر 1945. کانت القوات الألمانیة قادرة على استخدام بعض الشوارع الرئیسیة وکذلک موقف خاص ملاصق لقلعة بودا باعتبارها مناطق لهبوط الطائرات والطائرات الشراعیة على الرغم من انها کانت تحت نیران المدفعیة السوفیتیة المستمر.قبل أن یتجمد نهر الدانوب بعض الامدادات تمکنت من العبور تحت غطاء الظلام والضباب. بنهایة الحرب فقدت المجر ما یقارب من 300,000 جندی فیما بلغت أعداد الضحایا من المدنیین حوالی 80,000 قتیل، تعرضت العدید من المدن المجریة للتدمیر لاسیما العاصمة بودابست.
الثورة المجریة
مقال تفصیلی :الثورة المجریة 1956
نصب تذکاری خارج مبنى البرلمان المجری فی بودابست لأولئک الذین توفوا أثناء الثورة
وجدت ثورة معادیة للسوفیت فی المجر، عرفت باسم الثورة المجریة أو الانتفاضة المجریة دامت من 23 أکتوبر إلى 4 نوفمبر 1956. هیأت التغیرات السیاسیة بعد الستالینیة فی الإتحاد السوفیتی، والحرکات القومیة للأحزاب الاشتراکیة فی أوروبا الشرقیة، والاضطراب الاجتماعی بسبب الأحوال الاقتصادیة السیئة لعامة المجریین الظروف لظهور انتفاضة شعبیة فی أکتوبر/تشرین الأول عام 1956. فی عام 1945، أثناء الحرب العالمیة الثانیة، قدم الروس لتحریر المجر من النازیین، ولکن عندما سیطر الشیوعیون فی عام 1949، أصبح التحریر هیمنة، وأصبحت الحکومة المجریة بالکامل تحت السیطرة السوفیتیة. توفی الدکتاتوری السوفیتی جوزیف ستالین قبل ثلاثة سنوات من ذلک؛ وفی مارس/آذار 1956، کان نیکیتا خروتشوف ضد ستالین فی کونجرس الحزب العشرین. بقیادة الطلاب والعمّال، بدأت الثورة المجریة التلقائیة. شعر السوفییت بأنهم قد یفقدون السیطرة فی المجر، لذا أرسلوا إلیها دباباتهم وقواتهم. قاوم مقاتلو التحریر المجریین بشدة، ولکنهم انهزموا مع حلول 4 نوفمبر. فی عام 1989 مع سقوط حائط برلین، انهار الاتحاد السوفیتی أخیراً. کانت الثورة المجریة من أول الأخطار الصریحة للنظام السوفیتی. حینما ذهبت القوات السوفیتیة إلى بودابست فی 24 أکتوبر، حمل المجریون السلاح للدفاع عن النفس. رد إیمری ناج على النداءات المطالبة بإلقاء الأسلحة واستسلم بوعد من العفو. لکن الجماهیر المجریة رفضت الثقة بناج. تظاهروا بأنهم لا یثقون بأحد سوى أنفسهم. فی 25 أکتوبر بدأ العمال بإضراب عام. خلال عدة أیام، تحشد کامل البلاد ضد البیروقراطیة الحاکمة والقوات السوفیتیة. بدأ العمال المجریون بتنظیم أنفسهم للمحافظة على النظام ولتوزیع المأکل والملبس. المجالس، وهی أجزاء من قوى العمال، کانت مشابهة لتلک التی بنیت من قبل العمال الروس فی عام 1917. وقد أبدوا إصرارهم لانهاء الانتهاکات البیروقراطیة، والامتیازات، وسوء الإدارة. تبنى الدستور مجلس عمال بودابست الأعظم فی 31 أکتوبر 1956، وهو یصور عمق هذا الکفاح لدیمقراطیة العمال. یذکر الدستور بأن "المصانع تعود للعمال". مهام مجلس العمال، کما اشترط الدستور، تضمنت التالی: "موافقة وتصدیق کل المشاریع التی تتعلق بالاستثمار؛ وإقرار مستویات الأجر الأساسیة والطرق التی تقام بها؛ وإقرار کل الأمور التی تتعلق بالعقود والائتمان الأجنبی؛ وتوظیف وإقالة العمال المستخدمین فی المشروع؛ وفحص المیزانیات وإقرار استعمال الأرباح". بخلاف مقولات الحرکة الستالینیة الدولیة حول الثورة المجریة 1956، العمال المجریون لم یطلبوا إعادة الرأسمالیین وعلاقات الملکیة الرأسمالیة. من بین آلاف القرارات التی تبنتها مجالس العمال، لا یوجد قرار یدعو إلى تجرید الجنسیة للمصانع والمزارع. العمال المجریون رفضوا الستالینیة وجمیع الرموز البیروقراطیة المشابهة. لکنهم لم یرفضوا جوهر البرنامج الاشتراکی: الرقابة السیاسیة والاقتصادیة للطبقة العاملة تبدى خلال منظمتهم الرسمیة الخاصة. منذ البدایة حاول ناج خدمة البیروقراطیة السوفیتیة والعمال. ولکن انتهى به الأمر بعدم الرضاء من قبل الطرفین. نداءاته المتواصلة إلى العمال لنزع أسلحتهم لم تحظى بأی رد. ولکن وضع القوة الثنائیة التی ظهرت فی البلاد لم تسمح بأیة من التسویات. عندما أعلن ناج تحت الضغط الجماهیر فی 1 نوفمبر انحلال الحزب الستالینی الحاکم وحیاد المجر من حلف وارسو، کان ذلک کثیراً على البیروقراطیة السوفیتیة. فی 4 نوفمبر، بدأ الهجوم الثانی على بودابست. ولکن هذا الوقت، سحبت البیروقراطیة السوفیتیة قواتها المستعملة فی الهجوم الأول لأنهم أصبحوا "مصابین بروح التمرد" ولذا کانوا "عدیمی الثقة". عوضاً عن ذلک، جلبت قوات سوفیتیة جدیدة للمواجهة النهائیة. حینما اقتربت الدبابات السوفیتیة، استقالت معظم حکومة ناج. لجأ ناج ومؤیدوه إلى السفارة الیوغوسلافیة. ترک ناج السفارة الیوغوسلافیة بعدما أعطى تأمینات للعبور الآمن، ولکنه اعتقل من قبل الشرطة السریة أعدم بعد سنتین بتهمة الخیانة العظمى.
لعدة أسابیع، قاوم العمال المجریون أسلحة القوات السوفیتیة. نظمت مجالس العمال المقاومة وقامت بهجوم ناجح فی 11 دیسمبر، ولکن قوة الدبابات السوفیتیة والشرطة السریة اکتسحتا العمال المجریین فی النهایة.
المجر الشیوعیة
بعد سقوط ألمانیا النازیة، احتلت القوات السوفیتیة کل الأراضی المجریة. حتى تحولت المجر تدریجیا إلى ولایة شیوعیة فی الإتحاد السوفیتی. بعد عام 1948، أنشأ الزعیم الشیوعی ماتیاس راکوزی (بالمجریة: Mátyás Rákosi) حکماً ستالینیاً فی البلاد، واضطر لإنشاء اقتصاد مخطط. وأدى هذا إلى حدوث الثورة المجریة عام 1956. إنسحبت المجر من حلف وارسو. لکن الإتحاد السوفیتی أکثر من 150,000 جندی و2500 دبابة.. ما یقرب من ربع ملیون شخص غادروا البلاد خلال فترة وجیزة فی الوقت الذی فتحت فیه الحدود سنة 1956. أصبح یانوش کادار زعیم الحزب الشیوعی. فی عام 1991 إنتهى الوجود العسکری السوفیتی فی المجر وبدأ التحول إلى اقتصاد السوق.
التقسیمات الإداریة
تقسم المجر إلى سبع مناطق منذ 1966. ولکن إداریا تقسم المجر إلى 19 مقاطعة وإضافة إلى ذلک العاصمة المجریة بودابست. تقسم المقاطعات الـ19 إلى 173 مقاطعة تحتیة وبودابست تملک مقاطعتها التحتیة الخاصة.
المناطق السبع
غربی ترانسدانوبیا
جنوبی ترانسدانوبیا
مرکز ترانسدانوبیا
مرکز المجر (تتضمن العاصمة بودابست)
شمال السهل العظیم
جنوب السهل العظیم
المقاطعات الـ19
باکس-کسکن
برانیا
بیکیس
بورسد-أباوج-زمبلن
کسونغراد
فیجیر
غیور-موسون-سبرون
هاجدو-بیهار
هیفیز
جاس-ناغیکن-زلنوک
کوماروم-إزترغون
نوغراد
بیست
سوموغی
سابولکس-ساتمار-بیریغ
تلنا
فاس
فزبرم
زالا
بودابست (العاصمة، لیست من المقاطعات الـ19)
الجغرافیا
طبیعة المجر تتکون بشکل عام من سهول منبسطة إلى سهول منحدرة من حوض الکاربا، مع وجود هضاب وجبال منخفضة فی الشمال على طول الحدود السلوفاکیة. قمة کیکیس هی أعلى قمة جبلیة، یبلغ ارتفاعها 1014 متر فوق سطح البحر. نهر الدانوب هو أهم أنهار المجر، الذی یقسم البلاد إلى جزئین غربی وشرقی. من الأنهار المهمة الأخرى: نهر تیزا ونهر درافا. یحتوی الجزء الغربی على بحیرة بالاتون. بحیرة هیفیز، الواقعة فی المجر، هی أکبر بحیرة میاه معدنیة فی العالم. بحیرة تایس هی ثانی أکبر بحیرة فی حوض الکاربا، کما تعتبر أیضا أکبر بحیرة صناعیة فی أوروبا.
المساحة
تبلغ مساحة المجر حوالی 93 ألف کم مربع. لیس للبلاد منفذ على البحر، حیث أنها تقع فی وسط شرق أوروبا، محاطة بسبع دول. یبلغ طول الحدود مع کل منها کالآتی: النمسا (366 کم)، سلوفاکیا (515 کم)، أوکرانیا (103 کم)، رومانیا (443 کم)، صربیا (151 کم)، کرواتیا (329 کم)، سلوفینیا (102 کم).طبیعة المجر تتکون بشکل عام من سهول منبسطة إلى سهول منحدرة من حوض الکاربات، مع وجود هضاب وجبال منخفضة فی الشمال على طول الحدود السلوفاکیة. قمة کیکیس هی أعلى قمة جبلیة، یبلغ ارتفاعها 1014 متر فوق سطح البحر.
أنهار
نهر الدانوب هو أهم أنهار المجر، الذی یقسم البلاد إلى جزئین غربی وشرقی. من الأنهار المهمة الأخرى: نهر تیزا ونهر درافا.
البحیرات
یحتوی الجزء الغربی على بحیرة بالاتون. بحیرة هیفیز، الواقعة فی المجر، هی أکبر بحیرة میاه معدنیة فی العالم. بحیرة تایس هی ثانی أکبر بحیرة فی حوض الکاربا، کما تعتبر أیضا أکبر بحیرة صناعیة فی أوروبا.
دیموغرافیا
مقال تفصیلی :دیموغرافیا المجر
السکان
التغیر السکانی للمجر بین عامی 1715-2008
الإثنیات فی المجر
(إحصاء 2001)
مجریون
94.4%
غجر
2.02%
ألمان
1.18%
سلوفاک
0.38%
إثنیات أخرى
2.02%
بلغ التعداد السکانی للمجر حوالی 9,905,596 نسمة سنة 2009. وبذلک تحل فی المرتبة 83 بین دول العالم. الکثاقة السکانیة فی المجر تبلغ حوالی 107.7 کم2، مما یجعل المجر تحل فی المرتبة 109 عالمیاً الأعلى کثافة سکانیة.
حوالی 15% من سکان المجر أعمارهم أصغر من 14 عاماً ویتوزعون على (ذکور: 763,553. إناث: 720,112)، وحوالی 69.3% من السکان أعمارهم بین 15-64 عاماً (ذکور: 3,384,961. إناث: 3,475,135). الذین یبلغون من العمر 65 عاماً أو أکثر تبلغ نسبتهم حوالی 15.8% یتوزعون على (ذکور: 566,067. إناث: 995,768)
یبلغ معدل الموالید 9.90 مولود لکل 1,000 نسمة، کمل یبلغ معدل الوفیات 12.94 حالة وفاة لکل 1,000 نسمة. کما أن معدل الخصوبة الکلی یبلغ حوالی 1.35.
المدن والمناطق الحضریة
مقال تفصیلی :قائمة مدن المجر
بودابست
دبرتشن
سِغِد
الترتیب المدینة المقاطعة عدد السکان سکان المنطقة الحضریة عرض · نقاش · تعدیل
مشکولتس
بیتش
جیور
نیرجیهازا
1 بودابست بودابست 1,721,556 2,503,205
2 دبرتسن هایدو-بیهار 207,270 237,888
3 سغد تشونغراد 169,731 201,307
4 مشکولتس بورسود-آبائوی-زمبلن 169,226 216,470
5 بیتش بارانیا 157,680 179,215
6 جیور دیور-موشون-سوبرون 130,478 182,776
7 نیرجیهازا سابولتش-ساتمار-بریغ 117,832 -
8 کتشکمت باتش-کیسکون 112,233 -
9 سکشفهرفار فییر 101,973 -
10 سومباتهای فاس 79,513 -
11 سولنوک یاس-نادکون-سولنوک 74,885 -
12 تاتابنیا کوماروم-إسترکوم 70,333 -
13 کابوشفار شومود 67,633 -
14 بکیشتشابا بکیش 64,787 -
15 إرد بشت 63,669 -
16 فسبرم فسبرم 63,405 -
17 زالائغرسغ زالا 61,774 -
18 سوبرون دیور-موشون-سوبرون 59,036 -
19 إغیر هفش 56,429 -
20 ندکانیجا زالا 50,540 -
الدین
مقال تفصیلی :الدین فی المجر
مقال تفصیلی :الحریة الدینیة فی المجر
الرومانیة الکاثولیکیة هی حتى الآن أکبر دین فی البلاد على الرغم من أن الکنیسة الکاثولیکیة لم تعد دین الدولة الرسمی. یعرف 51.9 % من المجریین أنفسهم رومان کاثولیک. تتفاوت نسبة من یعتقدون بوجود الله، ومن لا یعتقدون به فی المجر. وفقاً لأحدث استطلاع قام به یوروبارومیتر 2005:
أجاب 44 % من المواطنین المجریین بأنهم یؤمنون بوجود الله.
أجاب 31 % أنهم یعتقدون أن هناک نوعاً من الروح أو قوة الحیاة.
أجاب 19 % أنهم لا یعتقدون أن هناک إله أو أی نوع من الروح أو قوة الحیاة.
المسیحیة
مقال تفصیلی :المسیحیة فی المجر
الرومانیة الکاثولیکیة
مقال تفصیلی :الرومانیة الکاثولیکیة فی المجر
الطوائف المسیحیة الأخرى
مقال تفصیلی :البروتستانتیة فی المجر
الدیانات الأخرى
المسیحیة الشرقیة (الاقباط المصریین الأرثوذکس)
اللغة
مقال تفصیلی :لغة مجریة
مخطوط مجری تاریخی کتب عام 1195
.
خریطة المجر والمناطق الناطقة بالمجریة
اللغة الرسمیة ولغة أکثر سکان المجر هی اللغة المجریة (Magyar Nyelv)، وتنتمی اللغة المجریة إلى مجموعة اللغات الأوغریة، وهذه المجموعة تنتمی إلى عائلة اللغات الأورالیة. وتضم عائلة اللغات الأورالیة اللغات الفنلندیة والإستونیة وهی لغات قریبة من اللغة المجریة. یتحدث اللغة المجریة حوالی 14.5 ملیون شخص کلغة أم، من ضمن هؤلاء حوالی 10 ملایین یعیشون فی المجر. حوالی 2.5 ملیون شخص منهم یعیش خارج حدود دولة المجر الحالیة، ولکن فی مناطق کانت تشکل جزءاً من مملکة المجر القدیمة قبل معاهدة تریانون التی قلصت مساحة المجر. وتعیش أکبر مجموعة منهم فی اقلیم ترانسیلفانیا فی النصف الغربی من رومانیا. وتوجد فی سلوفاکیا وصربیا وأوکرانیا مناطق ذات أغلبیة تتحدث باللغة المجریة. کما تتواجد نسبة من الناطقین بالمجریة فی کرواتیا والنمسا وسلوفینیا. وهناک حوالی ملیون متحدث للمجریة ینتشرون ضمن الشتات المجری فی العالم، ففی الولایات المتحدة یعیش حوالی 100,000 ناطق بالمجریة. تعتبر المجریة لغة رسمیة فی المجر والإتحاد الأوروبی، وتصنفها سلوفاکیا وسلوفینیا وصربیا والنمسا کلغة إقلیمیة، کما یوجد اعتراف رسمی من رومانیا وأوکرانیا وکرواتیا باللغة کلغة أقلیة. فی العصور الوسطى المبکرة کانت تکتب المجریة بأبجدیة خاصة بها وهی الأبجدیة المجریة القدیمة (بالمجریة: Magyar rovásírás)، بینما تکتب المجریة الحدیثة بالأبجدیة المجریة وهی أبجدیة لاتینیة تتمیز ببعض الحروف، ولا تستعمل اللغة المجریة الحروف: Q، W، X، Y إلا فی الکلمات الأجنبیة وفی کتابة الأسماء، وإذا حذفت هذه الحروف من الأبجدیة المجریة تکون المجریة تتکون من 40 حرف وهم:
A, Á, B, C, Cs, D, Dz, Dzs, E, É, F, G, Gy, H, I, Í, J, K, L, Ly, M, N, Ny, O, Ó, Ö, Ő, P, R, S, Sz, T, Ty, U, Ú, Ü, Ű, V, Z, Zs
لغات ولهجات أخرى
مقال تفصیلی :لغات المجر
إضافة على اللغة المجریة التی یتحدثها 93.6% من سکان المجر کلغة أم، تتواجد أقلیات تتکلم الألمانیة تترکز فی منطقة جبل میتشسک وما حولها وتاریخیاً کانت اللهجة السوابیة منتشرة فی المجر. والسلوفاکیة المنتشرة فی منطقة الجبال الشمالیة المتوسطة وحول منطقة تشابی (بالمجریة: Békéscsaba). والصربیة بصورة رئیسیة فی جنوب المجر وبالأخص فی منطقة باتشکا (بالمجریة: Bačka) وما حولها. والسلوفینیة حول الحدود مع سلوفینیا غرب المجر. والکرواتیة بشکل أساسی فی جنوب المجر. والرومانیة بصورة رئیسیة فی منطقة جولا (بالمجریة: Gyula) فی غرب المجر. کما تنتشر الرومنیة بین أفراد الأقلیة الغجریة التی تقطن المجر. هناک بعض اللغات الأجنبیة المنتشرة فی المجر بسبب التعلیم، وتتفاوت نسبة إجادة المجریین لهذه اللغات حسب التالی:
اللغة النسبة ملاحظة
المجریة 99.8% هی اللغة الرسمیة الوحیدة فی المجر. وحوالی 93.6% منهم ناطقین بالمجریة کلغة أم، 6.2% یتحدثونها کلغة ثانیة أو لغة أجنبیة.
الألمانیة 10.2% تصنف رسمیاً کلغة أقلیة، تاریخیاً کانت الألمانیة هی أکثر لغة شائعة بین المجریین کلغة ثانیة
الإنجلیزیة 9.8% لغة أجنبیة
لغة روسیة 1.9% لغة أجنبیة
الفرنسیة 1.1% لغة أجنبیة
الرومانیة 0.9% لغة أقلیة، وأکثرهم یقطنون منطقة ترانسیلفانیا
السلوفاکیة 0.6% لغة أقلیة
السیاسة
النظام السیاسی
هنغاریا هی جمهوریة ذات نظام دیمقراطی. تم تحدیث النظام السیاسی بعد سقوط النظام الشیوعی فی هنغاریا فی آواخر الثمانینات. فی 23 أکتوبر 1989 دخل الدستور المعدل حیز التنفیذ. أصبحت الحکومة بموجبه مسائلة أمام البرلمان وکلف رئیس الحکومة بإدارة السیاسة التنفیذیة للبلاد. ینتخب رئیس الدولة من البرلمان لمدة أقصاها خمس سنوات، الذی یتمتع بصلاحیات ومهام فخریة. یسمی رئیس الدولة رئیس الحکومة اعتمادا على نتائج الانتخابات النیابیة، الذی یقوم بدوره باختیار طاقمه الوزاری.
البرلمان الهنغاری
یملک البرلمان الهنغاری أو المجلس الوطنی (بالهنغاریة: the Országgyűlés) حجرة واحدة، یشغل 386 سیاسی مقاعده، یتم انتخابهم کل أربع سنوات فی انتخابات نیابیة عامة. المحکمة الدستوریة، ذو ال 11 عضوا، لها القدرة على تغییر قوانین البرلمان حینما تراها مخالفة لبنود الدستور. منذ عام
1990-1994 حزب MDF
1994-1998 MSZP
1998-2002 FIDESZ
2002-2004 MSZP
2004-2009 MSZP
2010 FIDESZ
السیاسة الخارجیة
شکلت مطالبة هنغاریا بأراضیها السابقة من الدول المجاورة عبئاً ثقیلاً فی علاقات البلاد الخارجیة. هنغاریا هی عضو بالأمم المتحدة منذ عام 1955 وبالاتحاد الأوروبی منذ عام 2004. عضویتها بحلف شمال الأطلسی (الناتو) عام 1999 حلت محل عضویتها فی حلف وارسو عام 1955، وشکلت رسمیاً مدى التحول فی العلاقات الخارجیة.
القوات المسلحة المجریة
مقال تفصیلی :الجیش المجری
هذا القسم فارغ أو غیر مکتمل، مساعدتکم مرحب بها!
السیاحة
منظر نهر الدانوب من أحد المناطق المجریة
تشکل هنغاریا مقصداً للسائح الممیز الذی یبحث على ما انتجته الحضارات التی مرت علیها وترکت بصمات آثارها الفنیة والهندسیة والمعماریة فی مختلف مدنها وبلداتها التی تزخر بالارث الثقافی والفنی الحضاری، ومن یرغب بزیارتها علیه ان یبدأ من العاصمة بودابست، التی یزورها سنویا نحو 30 ملیون سائح من الذین یعرفون قیمة الجمال والطبیعة والحیاة الهادئة.. یتوسطها نهر طویل، وتعتبر أکبر مدن البلاد وهی المرکز السیاسی، والاقتصادی والصناعی ویستطیع السائح الوصول إلیها بسهولة عبر وسائل المواصلات المختلفة بسبب موقعها فی قلب أوروبا واشتراکها فی الحدود مع سبع الدول، بالإضافة إلى مرور نهر الدانوب منها.. یقطن بودابست حوالی ملیونی نسمة ما یشکل خمس سکان البلاد، وتنقسم المدینة إلى قسمین: بودا، وبست یفصلهما نهر الدانوب ویرتبطان بنحو تسعة جسور أقدمها وأهمها جسر "السلسلة" الذی یعطی المدینة سحرا خاصا.
التعلیم فی المجر
حتى وقت قریب، کان التعلیم فی المجر الإلزامی من سن 6 حتی 16. منذ سبتمبر 1998،ومدة التعلیم الإلزامی هو 12 عاما. حضور ریاض الأطفال فقط إلزامی من سن 5 : خلال العام الأخیر فی ریاض الأطفال، یتم إعداد الأطفال للمدرسة. یتم توفیر التعلیم الأساسی فی هنغاریا من قبل المدرسة (الابتدائی) العامة، خلال دورتین من 4 سنوات. حضور الأطفال العام (الابتدائی) المدرسة حتى سن 14، وبعد ذلک یجب علیهم أن یختاروا مدرسة أخرى. بعد التغیرات الاقتصادیة والاجتماعیة وفیما یتعلق تناقص عدد التلامیذ، فی التسعینات تمت إعادة هیکلة نظام التعلیم فی المجر. نتیجة للتغیرات، بعض المدارس (الابتدائی) والمدارس الثانویة العامة وفرت فترات تعلیم أطول أو أقصر من السابق. یتلقى الطلاب مجموعة واسعة من الفرص، مثل المدارس الثانویة العامة (الجمباز)تبدأ التعلیم لفترات 6 أو 8 سنین إلى جانب الدورات التقلیدیة التی تستمر لأربع أعوام. جعلت هذه الأنواع الجدیدة من المدارس من الممکن ان یختار الشخص مدرسة حتى لو کان بعمر 10 أو 12. وفضل فی البدایة هذین النوعین من المدارس. ومع ذلک، فی نهایة التسعینات، کان مقتصرا على نشر لوائح جدیدة. ونتیجة لذلک، لاتقدم هذه المدارس فی الوقت الحاضر سوى جزء صغیر من التعلیم الثانوی.
الاقتصاد والبنیة التحتیة
اتبعت المجر منذ التغییر السیاسی فی نهایة الثمانینات، سیاسة اقتصادیة حرة تشابه مثیلاتها فی دول غرب أوروبا. تثبت المجر یوما بعد یوما بأنها ستکون أحد الأسواق الواعدة ضمن الدول التی انضمت حدیثا فی عام 2004 للاتحاد الأوروبی. تملک المجر، مع التشیک وسلوفینیا، أحد أعلى مستویات المعیشة فی شرق أوروبا. یساهم القطاع الخاص بحوالی 80% من الناتج القومی العام للبلاد. تذهب حوالی ثلث الاستثمارات الأجنبیة الاجمالیة لمنطقة وسط أوروبا للمجر وحدها. بلغت الاستثمارات الأجنبیة فی البلاد ما نسبته 23 ملیار دولار أمریکی منذ الانفتاح الاقتصادی عام 1989. تحاول الحکومة جاهدة خفض نسبة التضخم والبطالة وادخال إصلاحات اقتصادیة وضریبیة للبلاد، کما أبدت رغبتها فی بدء تطبیق الیورو فی عام 2010.
الزراعة
أهم المنتجات الزراعیة هی القمح، والذرة، وعباد الشمس، والبطاطس، والشمندر السکری، والخنازیر، والأبقار، والغنم، والدواجن، ومنجات الألبان. تصدر المجر الآلات والمعدات والمنتجات الزراعیة والغذائیة، کما تستورد بشکل رئیسی الآلات والوقود والمواد المعدنیة الخام والمنتجات الغذائیة. تشکل کل من ألمانیا والنمسا وروسیا وإیطالیا وفرنسا والمملکة المتحدة وهولندا والصین والیابان أهم الشرکاء التجاریین للمجر.
المواصلات
المجر بصفتها عضوا جدیدا فی الاتحاد الأوروبی، ترید أن تقدم مستوى مرتفع من نظام النقل العام من أجل الجمیع، حتى الذین یعیشون فی قریة صغیرة أو مدینة کبیرة. ورثت المجر نظامها من الحقبة الشیوعیة، عندما کان هناک سیارات خاصة أقل. لحسن الحظ بعد ا
hungary
هنغاريا
macaristan
hongrie
ungarn
hungría
ungheria
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
اسم خاص مکان
آواشناسی:
majArestAn
منبع:
واژهنامه آزاد
معادل ابجد:
755
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
hungary
ترکی
macaristan
فرانسوی
hongrie
آلمانی
ungarn
اسپانیایی
hungría
ایتالیایی
ungheria
عربی
هنغاريا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مجارستان" به معنای کشور مجارستان در زبان فارسی است و در قواعد نگارشی و دستوری به موارد زیر توجه میشود:
-
نقطهگذاری: در متنهای عمومی مانند مقالات، کتابها یا یادداشتها بهتر است، اسم کشورها با حروف بزرگ نوشته شود. لذا "مجارستان" با M بزرگ آغاز میشود.
-
صرف و نحو: اسم "مجارستان" یک اسم خاص است و معمولاً به عنوان فاعل و مفعول در جملات استفاده میشود. مثل:
- مجارستان کشور زیبایی است.
- من به مجارستان سفر کردم.
-
حروف اضافه: در استفاده از حروف اضافه، "مجارستان" با حروف اضافه به شکل زیر به کار میرود:
- به مجارستان
- در مجارستان
- از مجارستان
-
جمع و مفرد: "مجارستان" به صورت مفرد استفاده میشود و نیازی به تغییر در حالت جمع ندارد.
- معادلها: در صورتی که به زبانهای دیگر اشاره شود، معمولاً باید به معادلهای معتبر زبانهای مورد نظر مراجعه کرد.
در نهایت، توجه به نوشتار صحیح و رعایت نکات نگارشی در استفاده از کلمات، بهبود کیفیت نوشتار کمک میکند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- مجارستان با فرهنگ غنی و تاریخ پربارش، یکی از مقاصد گردشگری محبوب در اروپا محسوب میشود.
- در سفر به مجارستان، بازدید از پارلمان بوداپست و چشیدن طعم غذاهای محلی را نباید از دست داد.
- مجارستان به خاطر مناظرههای طبیعی زیبا و رود دانوبه، هر ساله میزبان هزاران گردشگر است.
