شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

ma'jun
mixture  |

معجون

معنی: معجون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English
معجون، به دارویی گفته می‌شود که با عسل یا فانید مخلوط شده باشد. در عربی، جمع آن معاجین خوانده می‌شود.
معجون‌ها در قرابادین های پزشکی سنتی بخش بزرگی را به خود اختصاص داده‌اند.
معجون‌ها را نمی‌شود با توجه به خواص آنها دسته‌بندی کرد. چرا که بعضی از معجون‌ها خواص متعددی دارند، مثلاً: معجون سوطیرا . در بعضی کتاب‌های قرابادین بعضی دسته‌بندی‌هایی در این خصوص انجام داده‌اند که جامع نمی‌باشد.

An electuary is a medicinal paste composed of powders, or other medical ingredients, incorporated with sweeteners to hide the taste, like syrup, honey, jam, etc., for the purposes of oral consumption.

محتویات

۱ فهرست معجون‌های مشهور
۲ واژه‌نامه
۳ پانویس
۴ جستارهای وابسته
۵ منابع
۶ پیوند به بیرون
فهرست معجون‌های مشهور

معجون ابوماهر
معجون اثاناسیا الصغری
معجون اثاناسیا المعموله
معجون اذاراقی
معجون ارسطو
معجون از ابن هبل
معجون اصطمحیقون
معجون اصفر سلیم
معجون اطریفل اسطوخودوس
معجون اطریفل افتیمونی
معجون اطریفل زمانی
معجون اطریفل صغیر
معجون اطریفل کبیر
معجون اطریفل کشنیزی
معجون اطریفل ماهان
معجون اطریفل مسهل
معجون اطریفل مقل ملین
معجون اطریفل مقل
معجون اعظم (اسود ـ کندری)
معجون افسنتین
معجون البنداریقون
معجون الخبث
معجون الصرع
معجون الضبغه العرجاء
معجون القفطارغان الاصغر
معجون القفطارغان الاکبر
معجون الکمونی
معجون اللولو
معجون المشک
معجون امروسیا
معجون انقردیا
معجون برتراشه
معجون برشعشاء
معجون برشعشاء
معجون بزور
معجون تریاق المعده
معجون تریاق برأ الساعه
معجون تمری
معجون ثوم
معجون جالینوس
معجون جلالی
معجون جنطیانا
معجون چوب چینی
معجون حافظ الاجساد
معجون حب القطن
معجون حلتیت
معجون خیارشنبر
معجون دبیدالورد
معجون دحمرثا
معجون دواء الخطاطیف
معجون دواء السنه
معجون دواء الکبریت
معجون دواء الکرکم صغیر
معجون دواء الکرکم کبیر
معجون دواء اللّک الاکبر
معجون دواء اللّک الصغیر
معجون دواء المشک بارد
معجون دواء المشک تلخ
معجون دواء المشک شیرین
معجون راح المومنین
معجون ربع
معجون ربع دیگر
معجون ربع
معجون رشته
معجون ریاح بواسیر و...
معجون زبیب
معجون زرعونی
معجون زوفا
معجون سرور
معجون سفرجلی مسهل
معجون سفرجلی
معجون سقراط
معجون سنجرنیا
معجون سورنجان
معجون سوطیرا
معجون سیسالیوس
معجون شلیثا
معجون شهریاران
معجون صرع
معجون عقرب
معجون عود غیر ملین
معجون عود ملین
معجون فلاسفه
معجون فلونیای خاصه
معجون فلونیای رومی
معجون فلونیای فارسی
معجون فلونیای مجرب
معجون فلونیای محمودی
معجون فیقرا
معجون قابض
معجون قباد الملک
معجون قفی
معجون کاسکبینج
معجون کاکنج
معجون کلکلان الاکبر
معجون کلکلانج الاصغر
معجون للقولنج الریحی
معجون ماسل البول
معجون مبهّی
معجون مبهّی
معجون مبهّی
معجون مبهّی
معجون مخلص اکبر(سوطیرا)
معجون مسهل
معجون مسهل
معجون مسهلی که...
معجون مصطکی
معجون مقل
معجون ملوکی
معجون منقول
معجون نجاح
معجون نجاح
معجون نوش داروی لولوی
معجون نوش داروی هندی
معجون یدالله
واژه‌نامه

پانویس

جستارهای وابسته

اصطلاحات دارویی پزشکی سنتی
پزشکی سنتی
منابع

کتاب‌ها
References

Websters Revised Unabridged Dictionary. 1913.


مومن حسینی، محمد. تحفه حکیم مومن. چاپ دوم. تهران: انتشارات مصطفوی، ۱۳۷۳. ۳۷۶.
پیوند به بیرون

ن • ب • و
طب سنتی
جهان‌بینی
طب کل‌نگر • دیدگاه فلسفی پزشکی سنتی • دیدگاه متخصصان طب سنتی و پزشکی رایج درباره یکدیگر
رشته‌ها
بیماری‌های سر و چشم: نزله و زکام • سر درد • روان‌پزشکی • چشم‌پزشکی •
پزشکی داخلی: ریزش مو و طب سنتی • قلب • غدد داخلی • گوارش • خون‌شناسی • کبد • بیماری‌های عفونی • مراقبت‌های ویژه • کلیه • سرطان‌شناسی • راست‌روده (بواسیر، شقاق، خروج مقعد) • ریه‌شناسی • روماتولوژی • بیماری‌های پوست (برص، بهک، قوبا، داءالثعلب، داءالحیه، داءالصدف، شری، اگزما، ترک پوست) • بیماری‌های زنان • یائسگی • پزشکی سالمندان • پزشکی کودکان • میزان سوخت‌وساز پایه •
جراحی: بی‌حسی • قطع عضو • جراحی مجاری ادرار • شکسته‌بندی •
دیگر موارد: مزاج • خلط‌های چهارگانه (بلغم، صفرا، سودا، خون) • تشخیص بیماری در طب سنتی • مراقبت تسکینی • ماساژ و رگ شناسی • روان‌پزشکی • تاریخ پزشکی • پزشکی بیمارستان • آموزش پزشکی سنتی • اصطلاحات دارویی پزشکی سنتی • خونگیری (فصد، حجامت) • بادکش • داغ‌گذاری •
قرابادین (داروسازی)
داروهای مفرد: گیاهی • معدنی‌ • جانوری •
داروهای مرکب: مزاج مرکب • معجون • اطریفل • شراب • ربّ • قرص • شیاف چشمی • سرمه • معجون مسهل (ایارج) • ضد سم (تریاق) • حب • شادی بخش (مفرح) • داروهای دندان (سنون) • انگشت‌پیچ (لعوق) • مربا • مرهم • غرغره • مطبوخ (پختنی) • آب ریشه‌ها (ماءالاصول) • قی‌آور • مسکن • روغن • شیاف مقعدی • شیاف مهبلی • منضج •
نظریه‌ها
کواکب و پزشکی سنتی • تشکیل جنین • جنسیت جنین • گردش خون •
کتاب‌ها
قانون در طب • التصریف • الحاوی • ذخیره خوارزمشاهی • تحفه حکیم مومن • قصص و حکایات المرضی
ویکی‌پروژه پزشکی سنتی • درگاه پزشکی سنتی
This medical treatment–related article is a stub. You can help Wikipedia by expanding it.
برگرفته از «
رده‌ها:
پزشکی سنتی
معجون‌ها
... ادامه
977 | 0
مترادف: 1-اسم 2- آميخته، سرشته 3- مخلوطي از چند ماده يا دارو، داروي تقويتي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: معاجین]
مختصات: (مَ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: ma'jun
منبع: واژه‌نامه آزاد
معادل ابجد: 169
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
mixture | confection , electuary , potion
ترکی
iksir
فرانسوی
potion
آلمانی
trank
اسپانیایی
poción
ایتالیایی
pozione
عربی
خليط | مزيج , خلط , مزج , امتزاج , تمازج , نسيج من خيوط مختلفة الألوان
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "معجون" در زبان فارسی به معنای ترکیبی از مواد مختلف برای ایجاد یک نوشیدنی، دارو یا ترکیب خاص به کار می‌رود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. املا: کلمه "معجون" به این صورت نوشته می‌شود و هیچ‌گونه املای جایگزینی ندارد.

  2. جنس کلمه: "معجون" یک اسم مذکر است.

  3. تعداد: این کلمه در حالت جمع به "معاجین" تبدیل می‌شود.

  4. ترکیب‌ها: "معجون" می‌تواند در ترکیب‌های مختلف به کار برود، مانند:

    • "معجون گیاهی"
    • "معجون دارویی"
    • "معجون انرژی‌زا"
  5. کاربرد: این واژه معمولا در متون علمی، داروشناسی و حتی در ادبیات برای اشاره به ترکیبات خاصی از مواد به کار می‌رود.

  6. نگارش صحیح: وقتی از "معجون" در متن استفاده می‌کنید، مراقب باشید که آن را در جملات به درستی به کار ببرید و به دقت به ساختار جمله توجه کنید.

  7. افزودن صفت: می‌توانید برای توصیف معجون از صفات مختلف استفاده کنید، مانند "خوشمزه" یا "مفید".

با رعایت این نکات، می‌توانید به درستی از کلمه "معجون" در نگارش‌ها و مکالمات خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او یک معجون جادویی تهیه کرد که می‌توانست انرژی از دست رفته را به انسان برگرداند.
  2. معجون او برای درمان سرماخوردگی بسیار مؤثر بود و همه از طعم آن لذت بردند.
  3. در بازار، فروشنده‌ها انواع معجون‌های طبیعی را برای افزایش سلامت بدن عرضه می‌کردند.

واژگان مرتبط: مخلوط، ترکیب، مخلوطی، اختلاط، اشوره، شیرینی، مربا، خمیردارو دوای قندی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری