جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آدم . [ دَ ] (اِ) در تداول امروزی مرادف مردم . آدمی . آدمیان . اِنْس .ناس . || خادم .ج ، آدمها. || (ص ) نیک تربیت شده . مؤدب . - امثال : آدم از کوچکی بزرگ میشود ؛ خضوع و فروتنی سبب بزرگی مردشود. آدم به آدم بسیار ماند ؛ آنکس نیست که گمان برده اید. آدم به آدم می رسد ؛ مردمان بایدبیکدیگر مدد و یاری دهند. آدم به آدم میرسد کوه بکوه نمیرسد ؛ هرچند سالها یا مرحله ها از یکدیگر دور بودیم و امید دیدار نداشتیم اکنون باز یکدیگر را دیدیم . آدم با آدم خوش است ؛ لذت حیات در معاشرت و خلطه و آمیزش است . آدم با کسی که علی گفت عمر نمیگوید ؛ نفاق پس از اتفاق نیکو نباشد. آدم بدحساب دو بار میدهد ؛ بدمعاملگی موجب زیان و خسران است . آدم بی اولادپادشاه بی غم است ؛ پرورش و تربیت اولاد سخت دشوار باشد. آدم تا کوچکی نکند بزرگ نشود؛ خضوع مایه ٔ رفعت قدر و بزرگی است . آدم حسابش را پیش خودش میکند ؛ از شرمگنی و حجب دیگران استفاده ٔ سوءنباید کردن . آدم دو بار به این دنیا نمی آید ؛ باید از لذات حیات هرچه بیشتر تمتع برد. آدم دو دفعه نمی میرد ؛ گاه دفاع از حق و حقیقتی رعب و هراس ناسزاوار است . آدم که از زیر بته بیرون نیامده است ؛ همه کس را اقربا و خویشان باشد. آدم لخت کرباس پهنادار خواب بیند ؛ امید و طمعی نابجاست . آدم مال را پیدا میکند، مال آدم را پیدا نمیکند ؛ از صرف مال در جای خویش دریغ و مضایقت سزاوار نیست . آدم نترس سر سلامت بگور نمیبرد ؛ ناپروائی و بی باکی سبب مرگ و هلاکت تواند بود. آدم ندار را سر نمیبرند ؛ المفلس فی امان اﷲ. آدم نفهم هزار من زور دارد ؛ نادان غالباً در آنچه نداند ستیز و لجاج کند. آدم نمیداند بکدام سازَش برقصد ؛ هر ساعت رایی دیگر دارد. آدم یک بار پایش بچاله میرود ؛ از مصائب پند گیرند. آدم یک دفعه میمیرد ؛ ترس و هراس از مرگ سزاوار شجعان نیست . همانقدر که آدم بد هست آدم خوب هم هست ؛ همه ٔ مردمان را ذمائم اخلاق نباشد. 1- انسان، بشر، مردم، ناس،
2- كس، نفر
3- ابوالبشر 1- جانور، حيوان، دد
2- ديو adam آدم الانسان الأول، آدم insan humain menschlich humano umano
... ادامه
784|0
مترادف:1- انسان، بشر، مردم، ناس،
2- كس، نفر
3- ابوالبشر
کلمه "آدم" در زبان فارسی دارای قواعد و نکات خاصی است که در موارد نگارشی و دستوری به آن توجه میشود:
نقطه گذاری: "آدم" به عنوان اسم خاص انسانی، معمولاً بدون نقطه گذاری به کار میرود. اگر در متن به عنوان اسم عمومی (مانند "انسان") استفاده شود، ممکن است در نوشتار غیررسمی با حروف کوچک نوشته شود.
نوع اسم: "آدم" به عنوان اسم خاص، نخستین نام انسان در روایتهای دینی است و همچنین به عنوان اسم عمومی به کار میرود.
جمعسازی: جمع "آدم" به صورت "آد مها" ساخته میشود، اما کاربرد آن بیشتر در ادبیات یا بافتهای خاص است.
حضور در جملات: این کلمه میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا مبتدا در جملات بکار رود. مثلاً:
آدم خوبی است.
من آدمی هستم که همیشه تلاش میکند.
استفادههای وصفی: "آدم" میتواند با صفات مختلف توصیف شود:
آدم مهربان
آدم بلندقد
نکات خاص: در نوشتار رسمی و ادبی، ممکن است به شکل "آدمی" هم به کار رود که به معنی «شخص» است و در برخی متنها بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد.
توجه به این نکات میتواند در نگارش صحیح و زیبا به شما کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "آدم" در جمله آورده شده است:
آدمی که همیشه خوشحال است، به زندگی دیگران انرژی مثبت میدهد.
هر آدمی نیاز به محبت و توجه دارد.
آدم باید با خودش صادق باشد تا بتواند در زندگی پیشرفت کند.
بعضی از آدمها به راحتی میتوانند friendships برقرار کنند.
آدمهای خلاق همیشه راهحلهای جدیدی برای مسائل پیدا میکنند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!