شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'a(o)j
edge  |

اج

معنی: اج . [ اُ ] (اِ) رهن و گرو که در ترکی به اماله تلفظ شود. (شعوری ). در جای دیگر این صورت بدست نیامد.
898 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: ( اَ) ( اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'oj
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 4
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
edge
ترکی
kenar
فرانسوی
bord
آلمانی
rand
اسپانیایی
borde
ایتالیایی
bordo
عربی
حافة | حد , هامش , شفا , حاشية , حرف , حدة , تخم , شحذ , ضفة , أحاط , دخل تدريجيا , تقدم شيئا فشيئا , جعل له حدا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "اج" در زبان فارسی یک کلمه‌ی عربی است که در معانی مختلفی به کار می‌رود. در بررسی قواعد و نگارش این کلمه، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. نحوه نوشتار: "اج" به صورت جدا نوشته می‌شود و به طور معمول در متون رسمی و ادبی استفاده می‌شود.

  2. معنی: "اج" به معنی "رها کردن" یا "ترک کردن" در برخی متون به کار می‌رود و در دیگر متون ممکن است معانی دیگری نیز داشته باشد.

  3. تلفظ: تلفظ این کلمه به صورت "آج" و با جلب نظر به حساسیت‌های لهجه‌ای می‌تواند متفاوت باشد. در برخی لهجه‌ها ممکن است به صورت "اَج" تلفظ شود.

  4. کاربرد: این کلمه معمولاً در متون ادبی یا فلسفی استفاده می‌شود و کمتر در محاورات روزمره مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  5. ترکیب با کلمات دیگر: این کلمه ممکن است در برخی اصطلاحات و ترکیبات خاص به کار رود؛ لذا لازم است با دقت در متن به معنا و کاربرد آن توجه شود.

اگر سوال یا مثال خاصی درباره‌ی این کلمه یا کاربرد آن دارید، خوشحال می‌شوم که بیشتر کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در زیر چند مثال برای کلمه "اج" در جمله آورده شده است:

  1. اج به معنای "اجازه":

    • او از معلمش اجازه خواست تا بتواند به مدرسه دیرتر بیاید.
  2. اج به معنای "اجمتاع":

    • در اج فرهنگی بزرگ‌تری به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی شرکت کردیم.
  3. اج به معنای "اجرا":
    • گروه تئاتر، تصمیم به اج اجرای نمایش جدید خود در هفته آینده گرفته است.

اگر منظور خاصی از کلمه "اج" دارید، لطفاً توضیح بیشتری بدهید تا بتوانم دقیق‌تر کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری