license
98
3416
100
معنی کلمه اجر معنی واژه اجر
معنی:
اجر. [ اَ ] (ع اِ) پاداش عمل . (منتهی الارب ). پاداش نیک . مزد. اجرت . مزد کار : بدرستی که او ضایع نمیگرداند اجر نیکوکاران را. (تاریخ بیهقی ). ج ، آجار، اُجور. || ثواب : چنان دید امیرالمؤمنین ... که بگرداند خاطر خود را از جزع بر این مصیبت بسوی بازیافت اجر و ثواب . (تاریخ بیهقی ). || ذکر نیکو. || کابین زنان . (منتهی الارب ). مهر زن . || (مص ) مزدور کسی بودن . (زوزنی ) (تاج المصادر). || پاداش دادن . (منتهی الارب ). پاداش نیک دادن . مزد دادن . || استخوان شکسته پیوستن . استخوان بر کژی وادربستن . (تاج المصادر). به شدن استخوان شکسته بر کجی و ناراستی : اجرت العظم انا؛ بستم استخوان شکسته را بر کجی (لازم و متعدی است ). (منتهی الارب ). || بکرایه دادن چنانکه مملوک را: اجر المملوک . (منتهی الارب ). - اجر بردن ؛ پاداش یافتن : اندوزد از عبادت یزدان عدوی او اجری که برهمن برد از طاعت صنم . عرفی . - اجر غیرممنون ؛ ثواب بی نقصان .مترادف اجرت، پاداش، ثواب، جايزه، حقالزحمه، دستمزد، عطيه، كارمزد، مزدانگلیسی reward, wage, remuneration, award, defrayal, punishmentعربی مكافأة، كافأ، جائزةترکی ödülفرانسوی récompenseآلمانی belohnenاسپانیایی premioایتالیایی ricompensaمرتبط جایزه، انعام، مژدگانی، کارمزد، دسترنج، پرداخت، سزا، رای، مجازات، تنبیه، تادیب، گوشمالی
مترادف:
اجرت، پاداش، ثواب، جايزه، حقالزحمه، دستمزد، عطيه، كارمزد، مزد
ترکیب:
(اسم) [عربی، جمع: اُجُور]
مختصات:
( اَ ) [ ع . ]
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
'ajr
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
204
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
reward | wage , remuneration , award , defrayal , punishment
عربی
مكافأة | كافأ , جائزة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "اجرا" در زبان فارسی به معنای انجام یک عمل، پروژه، یا برنامه است. در زیر به بررسی قواعد نگارشی و زبانی مربوط به این کلمه میپردازیم:
نوشتار : کلمه "اجرا" به شکل صحیح و بدون هیچ گونه اشتباهی نوشته شود.
کاربرد :
میتوانید از "اجرا" در جملات مختلف استفاده کنید. مثلاً:
"اجراى این برنامه به عهدهی تیمی مجرب است."
"اجراى پروژههای جدید نیازمند بودجه کافی است."
تلفظ : این کلمه به صورت "اجرا" تلفظ میشود و تاکید روی بر سر "ا" است.
جمع : جمع "اجرا" به صورت "اجراها" استفاده میشود. مثلاً:
"اجراهای مختلفی در جشنواره برگزار شد."
مترادفها : کلمههای مترادف مانند "انجام"، "عمل"، "پروژه" ممکن است بسته به زمینهی کاربرد کلمه به کار روند.
نکات نگارشی :
وقتی "اجرا" در متن استفاده میشود، باید توجه کرد که جملهی اطراف آن منسجم و مفهوم باشد.
از استفادهی بیش از حد از این کلمه در یک متن خودداری کنید تا متن تنوع و روانی خود را حفظ کند.
همچنین، در متنهای رسمی و اداری دقت کنید که برای کلمات تخصصی از توضیحات یا تعاریف واضح استفاده کنید تا برای خواننده قابل درک باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در اینجا چند مثال از کلمه "اجر" در جمله آورده شده است:
کمک به نیازمندان باعث میشود که ما اجر و ثواب زیادی دریافت کنیم.
معلمان به خاطر زحماتشان در تربیت دانشآموزان اجر بزرگی خواهند داشت.
اجرای دستورهای الهی به ما اجر دنیوی و اخروی عطا میکند.
اگر در کارهای نیک شرکت کنیم، خداوند اجر ما را مضاعف میکند.
صبر و شکرگزاری در سختیها، اجر و پاداشی بزرگ نزد خدا دارد.
اگر به جملات دیگری نیاز دارید، بفرمایید!
لغتنامه دهخدا واژگان مرتبط: جایزه، انعام، مژدگانی، کارمزد، دسترنج، پرداخت، سزا، رای، مجازات، تنبیه، تادیب، گوشمالی