جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اجیر. [ اَ ] (ع ص ، اِ) مزدور. (غیاث ) (مؤید). پیشیار. مزدبگیر. شخصی که انجام عملی را متعهد میشود در برابر مزدی . - اجیر خاص ؛ اجیری که متعهد میشود عملی را شخصاً در مدت معین انجام دهد. اجیر خاص حق ندارد که برای شخص دیگری غیر از مستأجر عملی را انجام دهد، و در صورت تخلف مستأجر حق خواهد داشت که عقد اجاره را فسخ و یاتعهد اجیر را لغو و اجرةالمثل عمل انجام نشده را مطالبه و یا به اخذ منافع حاصل از عمل اجیر قناعت نماید. - اجیر شدن ؛ مزدور شدن . - اجیر کردن ؛ مزدورکردن . بمزدوری گرفتن . مزد کردن . رجوع به مزد کردن شود. - اجیر مطلق ؛ اجیری که انجام عملی را متعهد میشود در مدت معین ، ولی بدون تعهد مباشرت یا با تعهد اجیر، ولی بدون تعیین مدت یابدون هیچیک از آنها. اجیر مطلق بر خلاف اجیر خاص میتواند عملی را غیر از عمل تعهدشده انجام دهد، مگر در صورتی که عمل مزبور منافی با عمل تعهدشده باشد که دراین مورد ممنوع است . مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اجیر، فعیل بمعنی فاعل است ، یعنی دریافت کننده ٔ اجرت . و چنین کس را مستأجر بفتح جیم نیز مینامند و اجیر در اصطلاح شرع بر دو گونه باشد: یکی اجیر مشترک ، در این صورت صیغه ٔ مشترک را مصدر میمی منظور دارند و بصورت اضافه تلفظ کنند. و گاهی همان کلمه را صفت منظور و کلمه ٔ مرکب را بصورت صفت و موصوف خوانند. و این قسم اجیر اجیری است که پیمان و قرارداد را روی عمل و کار مخصوص او می بندند. و در این صورت معقودعلیه عمل خواهد بود و اجیر استحقاق اجرت خواهد یافت و چنین اجیری مجاز است که برای دیگران نیز کار کند و بهمین جهة او را مشترک نامند. مانند قصار و غیره . دیگری اجیر خاص باشد، و او آن کس است که پیمان را بطور مطلق روی منافع او می بندند. و او استحقاق دریافت اجرت پیدا خواهد کرد، در صورتی که در مدت عقد پیمان اجاره خود را تسلیم مستأجر کند ولو آنکه برای او کاری هم صورت ندهد. و همچنین اجیر را اجیر وَحْد بسکون حاء مهمله نیز نامند و از وَحد، وحدت خواهند. یا اجیر وَحَد بفتح حاء خوانند و از وَحد، واحد در نظر گیرند، یعنی اجیر یگانه ٔ مستأجر. بنابراین اجیر مشترک در هر دو صورت ترکیب اضافی باشد. (خلاصه ٔآنچه در جامعالرموز و غیر آن از شروح مختصر الوقایه است ). ج ، اُجَراء. 1- جيرهخوار، خودفروخته، مزدبگير، مزدور
2- اسير، گرفتار hireling, for hire شخص ذليل، مستأجر kiralık pour embaucher zu vermieten para alquilar da noleggiare خود فروش
کلمه "اجیر" در زبان فارسی به معنای فردی است که به طور موقت برای انجام کاری استخدام میشود. این کلمه در ساختارهای مختلفی به کار میرود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
استفاده صحیح: کلمه "اجیر" به عنوان اسم به کار میرود و معمولاً به افرادی اطلاق میشود که برای یک کار خاص، به طور موقت، استخدام میشوند.
صرف و نحو: کلمه "اجیر" به عنوان اسم، میتواند جمع بسته شود: "اجیران" یا "اجیرها"، و در جملات مختلف به کار برود.
همخانوادهها: کلمه "اجیر" از ریشه "اجاره" است و واژههایی مانند "اجاره" یا "اجیر کردن" نیز از همین ریشه آمدهاند.
نکات نگارشی: در نوشتار رسمی، دقت کنید که از املای صحیح کلمه استفاده کنید و آن را در بافت مناسب به کار ببرید.
معانی و سیاق: هنگام استفاده از کلمه "اجیر"، دقت کنید که سیاق (متن یا گفتار) شما به وضوح نشاندهنده استفاده از این کلمه باشد تا از ابهام جلوگیری شود.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی و با دقت از کلمه "اجیر" در نگارش فارسی خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "اجیر" در جمله آورده شده است:
او تصمیم گرفت که برای انجام پروژه، یک نفر را اجیر کند تا کارهای اداری را انجام دهد.
معلم در ابتدای سال تحصیلی، دانشآموزانی را اجیر کرد تا در برنامههای مدرسه کمک کنند.
برای برگزاری مراسم، آنها یک گروه موسیقی را اجیر کردند تا فضای شاد و مفرحی ایجاد کنند.
به دلیل کمبود نیرو، شرکت مجبور شد چند نفر را به صورت موقت اجیر کند.