جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ادرم . [ اَ رَ ] (اِ) نمدزین بود. (نسخه ای از لغت نامه ٔ اسدی ). نمدزین بود یعنی یرمه . (نسخه ای از لغت نامه ٔ اسدی ). نمدزین و آنرا آدرم و ادرمه نیز گویند. (جهانگیری ). نمدزین و تکلتوی اسب . (برهان قاطع): جَدیّة کغَنیّة؛ ادرم زین و پالان . (منتهی الارب ) : که تنگ و ادرم دارد و مرد بدسلب است ؟ بسرش بار فضول است و نیز وسواسا. ابوالعباس یا دقیقی . || زینی که نمدزین او دو نیم بود : میان زینش پالان کرده دردم بیک ضربت دو نیمه زد چو ادرم . نزاری قهستانی (از جهانگیری ). و بیت ذیل از اسدی دربعض فرهنگها دیده شده است . و معنی آن بر ما روشن نیست : چنان باشنه حمله کرد ادهمش که در جمله خون شد خوی از ادرمش . و رجوع به آدرم و ادرام و ادرامکش و ادرمکش شود. edram إدرام
کلمه "ادرم" به طور صحیح "ادرم" نوشته میشود و به معنی "از من" با لهجههای خاص یا در زبانهای محلی ممکن است به کار رود. در زبان فارسی معیار، این کلمه کاربرد خاصی ندارد و بیشتر به عنوان یک لغت عامیانه و غیررسمی شناخته میشود.
در زیر به چند نکته نگارشی و قواعدی اشاره میکنم که هنگام استفاده از کلمات و جملات در زبان فارسی باید رعایت شود:
استفاده از واژههای صحیح: همواره از واژههای استاندارد و معیار زبان فارسی استفاده کنید. در صورت نیاز به بررسی معانی و کاربری واژهها، از فرهنگنامهها یا دیکشنریهای معتبر استفاده کنید.
ترکیب صحیح جملات: در نوشتار خود، از ترکیب جملات به گونهای استفاده کنید که مفهوم به وضوح انتقال یابد.
پاراگرافبندی: جملات را در پاراگرافهای منسجم و مرتبط قرار دهید تا خواننده به راحتی بتواند مفهوم متن را درک کند.
توجه به نشانههای نگارشی: استفاده مناسب از ویرگول، نقطه، علامت سوال و سایر نشانهها به روانی متن کمک میکند.
اگر سوال خاصی درباره استفاده یا کاربرد این کلمه یا کلمات مشابه دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر توضیح دهم.