شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

quiet  |

ارام

معنی: ارام . [ اَ] (اِخ ) مملکتی در نزدیکی شام عبرانیان . این نام رابهمه ٔ ممالکی که در شمال فلسطین واقع بود اطلاق میکردند که شرقاً از دجله امتداد یافته به بحرالاوسط میرسید، و از شمال نیز بسلسله ٔ کوههای تاروس ممتد بود، در این صورت شامل الجزیره که عبرانیان ارام نهریم (سفر پیدایش 24:10) یا پدّن ارام یعنی دشت ارم میگفتند،میشود (سفر پیدایش 25:20 و 48:7). این اسم با اسماءبعضی از شهرهای مغربی ترکیب شده است مانند ارام دمشق (اول تواریخ ایام 19:6) و ارام معکه و ارام جشور (کتاب دوم سموئیل 10:6 و 8) و ارام بیت رحوب . بعضی ازاین شهرها دارای ابهت و استقلال بوده بارها با اسرائیلیان جنگیدند لکن داود بر آنان دست یافته ایشانرا خراج گذار کرد و سلیمان نیز همین شیوه را تعقیب کرد، اما چون وی درگذشت باز از اطاعت سرپیچی کردند و محتمل است که یربعام دوم نیز بر ایشان دست یافته باشد. زبان ارامیان نزدیک بزبان عبرانی بود و متدرجاً عبرانی متروک و ارامی معمول گردید چنانکه در عصر مسیح در یهودیه معمول و مرسوم گشت و فعلاً مسیحیان سریانی که در حوالی موصل یافت میشوند بدان زبان متکلم اند. (قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به ضمیمه ٔ معجم البلدان شود.
... ادامه
396 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 242
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
quiet | calm , peaceful , placid , gentle , tranquil , unruffled , daft , still , silent , peaceable , sedate , bland , imperturbable , moderate , pacific , whist , composed , appeasable , irenic , placable , serene , staid , stilly , taciturn , waveless , self-composed , self-possessed , hush , aram
عربی
هادئ | صامت , هادي , مطمئن البال , مطمئن , منعزل , عذب , رقيق , وديع , هدوء , سكون , مسالم , أهدأ , سكت , خرس , سكن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "آرام" در زبان فارسی به معنای سکون، سکوت، یا عدم تحرک است. در ادامه به قواعد مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نحو (ترکیب و ساختار جملات):

    • "آرام" می‌تواند به عنوان صفت در جملات استفاده شود: مثلاً «او شخصی آرام است.»
    • همچنین می‌تواند به عنوان قید به کار رود: «او به آرامی صحبت کرد.»
  2. هجی و املای صحیح:

    • املای صحیح این کلمه "آرام" است و باید با حرف "آ" و دو حرف "ر" و "م" نوشته شود.
  3. تکیه و سجاوندی:

    • در نوشتار، ایجاد فاصله مناسب بین کلمات و استفاده از نشانه‌های نگارشی (مانند ویرگول) برای بهبود وضوح جملات مهم است.
    • اگر کلمه "آرام" در پایان جمله قرار گیرد، باید به درستی با نقطه پایان یابد.
  4. هم‌نشینی و هم‌کلامی:

    • "آرام" می‌تواند با کلماتی مانند "قلب"، "طبیعت"، و "فکر" هم‌نشینی داشته باشد: «قلبش آرام بود.»
  5. قیدهای مرتبط:
    • قیدهای مانند "آرامش"، "آرامش‌بخش"، و "آرامیدگی" نیز از این ریشه می‌آیند و می‌توانند در جملات مختلف به کار روند.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "آرام" به صورت صحیح و مؤثر در نگارش فارسی خود استفاده کنید.


واژگان مرتبط: ساکت، خاموش، بی صدا، ساکن، خموش، ملایم، خاطر جمع، اسوده، صلح امیز، مسالمت امیز، متین، راحت، مهربان، لطیف، نجیب، ظریف، بی جنبش، بدون موج، ارام شده، ارام کرده، صاف، چین نخورده، احمق، بی حرکت، راکد، صامت، صلح دوست، اشتی پذیر، جدی، موقر، شیرین و مطلوب، تزلزل ناپذیر، خونسرد، معتدل، میانه رو، متعادل، محدود، صلح جو، گنگ، مرکب، ترکیب شده، مصنف، بخشنده، دلجویی پذیر، دلپذیر، مطبوع، بی سر و صدا، روشن، ثابت، کم حرف، کم سخن، کم گفتار، بی موج، مستولی بر احساسات خود، خود دار، باغبانی، فش، خموشی، آرا

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری