جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ارتجال . [ اِت ِ ] (ع مص ) پای کسی گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). || به بدیهه خطبه یا سخن گفتن .ببدیهه گفتن . بالبداهه گفتن . اقتبال . اقتضاب . بی اندیشه ٔ بسیار خطبه و شعر و آنچه بدان ماند بگفتن . (تاج المصادر بیهقی ). بی اندیشه و تأمل چیزی گفتن . (غیاث ). بی اندیشه شعر گفتن و آنچه بدان ماند. (زوزنی ).گفتن سخنی یا شعری بی تهیه . شعر یا خطبه یا نامه ٔ بی اندیشه کردن باشد و این را بدیهه نیز خوانند. (حدایق السحر). || فی الفور کردن کاری . (غیاث ). || گاه رهوار و گاه گام رفتن اسب . || میانه روش رفتن اسب . (منتهی الارب ). || بستن هردو پای گوسفند را. || جمع کردن ملخ برای بریان کردن . گله ٔ ملخ گرد کردن از بهر بریان کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || ارتجال طعام ؛پختن طعام در دیگ سنگ یا مس . (منتهی الارب ). || ارتجال برأی ؛ تفرد در آن . منفرد شدن در رأی .(منتهی الارب ). انفراد در رأی و مشورت نکردن با کسی در آن . || ارتجل الزند؛ بند دستار بزیر هر دو پا گذاشت . (منتهی الارب ). و در تاج العروس آمده :و قیل المرتجل من یمسک الزند بیدیه و رجلیه لانه وحده و به فسر ایضاً قول الراعی المذکور و قال ابوعمرو المرتجل الذی یقدح الزند فامسک الزندة السفلی برجله . و ابوالکمال سید احمد عاصم در ترجمه ٔ ترکی قاموس گوید: ارتجال چقماغی ایاقلری آلتنه وضع ایلمک معناسنه در...؛ یعنی ارتجال بمعنی زنده یعنی پازند را زیر پای گذاشتن باشد. || ارتجل رجلک ؛ لازم بگیر حال خود را. (منتهی الارب ). بداهت، بديههگويي enhancement زيادة، تعزيز تقوية، التعزيز doğaçlama improvisation improvisation improvisación improvvisazione
کلمه "ارتجال" در زبان فارسی به معنای ایجاد یا بیان چیزی بدون برنامهریزی قبلی و به طور آنی است. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و زبانی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
نوشتار صحیح: کلمه "ارتجال" به همین شکل نوشته میشود و نگارش آن باید دقیقاً همینطور باشد.
مکانیسم استفاده: این کلمه معمولاً به عنوان اسم، صفت و در برخی موارد فعل مورد استفاده قرار میگیرد. به عنوان مثال:
به عنوان اسم: "او در ارتجال بسیار ماهر است."
به عنوان صفت: "صحبتهای او بهصورت ارتجالی و بدون برنامه بود."
حروف اضافه: در استفاده از این کلمه باید توجه داشت که معمولاً با حروف اضافهای مانند "در" یا "به" همراه میشود. مثلاً:
"او در ارتجال کردن بسیار خوب است."
"این صحبتها بهصورت ارتجالی انجام شد."
آوردن مثال: برای وضوح بیشتر، میتوان مثالهایی از جملات صحیح و ناصحیح ساخت.
جمله صحیح: "او در ارتجال، توانایی خاصی دارد."
جمله ناصحیح: "او ارتجال خوبی دارد." (بهتر است بگوییم "او در ارتجال خوب است.")
توجه به سیاق: در متنهای علمی یا ادبی، باید توجه کرد که واژه "ارتجال" در چه سیاق و زمینهای به کار میرود. در برخی سیاقها ممکن است معانی یا بار معنایی متفاوتی داشته باشد.
با رعایت این نکات، میتوان استفاده صحیح و موثری از کلمه "ارتجال" در نگارش فارسی داشت.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در زیر چند مثال برای کلمه "ارتجال" آورده شده است:
در جلسهی دیروز، او بهطور کامل به ارتجال پرداخت و بدون هیچگونه آمادگی قبلی صحبت کرد.
استاد پیشنهاد کرد که دانشآموزان به ارتجال بپردازند تا مهارتهای کلامی خود را تقویت کنند.
هنر ارتجال در موسیقی به نوازندگان این امکان را میدهد که به صورت آنی و بدون پیشنویس، قطعات جدیدی خلق کنند.
در نمایش improvisation، بازیگران باید به سرعت به وضعیتهای غیرمنتظره پاسخ دهند و این نیازمند توانایی بالا در ارتجال است.
ارتجال در زندگی روزمره میتواند به ما کمک کند تا به راحتی در موقعیتهای غیرمنتظره کنار بیاییم.