جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ارژنگ . [ اَ ژَ ] (اِخ ) ارتنگ . ارثنگ . کتاب مانی که بتصاویر دلکش منقش بود : بخاقان یکی نامه ارژنگ وار نوشتند پر بوی و رنگ و نگار. فردوسی . هزار یک که نهان در سرشت او هنر است نگار و نقش همانا که نیست در ارژنگ . فرخی . و کتابی کرد [ مانی ] به انواع تصاویر که آنرا ارژنگ مانی خوانند و در خزائن غزنین هست . (بیان الادیان ). به تیشه صورت شیرین بر آن سنگ چنان برزد که مانی نقش ارژنگ . نظامی . ز بس جادوئیها و فرهنگ او [ مانی ] بدو بگرویدند و ارژنگ او عجب ماند از آن کار نظارگی بعبرت فروماند یکبارگی که چون کرده اند این دو صورت بکار دو ارژنگ را بر یکی سان نگار. نظامی . صحیفه های چمن چون دماغ مانی شد که می بزاید از او نقشهای چون ارژنگ . نجیب الدین جرفادقانی . || نگارخانه ٔ مانی نقاش باشد. گویند اصل این لغت به این معنی ارثنگ با ثای مثلثه بوده ، ثاء را با زای فارسی بدل کرده اند ارژنگ شده . (برهان ). کارخانه ٔ مانی . (اوبهی ). بعضی گفته اند بتکده ای که در چین بوده : یکی نامه مانند ارژنگ چین نبشتند و کردند چند آفرین . فردوسی . نبشتند برسان ارژنگ چین سوی شاه با صد هزار آفرین . فردوسی . گر التفات خداوندیش بیاراید نگارخانه ٔ چینی و نقش ارژنگی است . سعدی . || بعضی گویند نام مانی ارژنگ بوده و مانی دعائی است که او را کرده اند و لقب او شده است (!). (برهان ) (غیاث ) : که در چین دیدم از ارژنگ پرکار که کردی دائره بی دور پرگار. امیرخسرو. || جمعی گویند نام نقاشی است غیر مانی و او نیز در هنروری مانند مانی بوده است . (برهان ). نام مصوری بوده مانند مانی . (جهانگیری ). نقاشی از چین که نظیر مانی بود. (غیاث ) : روان کرد کلک شبه رنگ را ببرد آب مانی و ارژنگ را. نظامی . بقصر دولتم مانی و ارژنگ طراز سحر می بستند بر سنگ . امیرخسرو. || در صحاح آمده ارژنگ نام کسی بود که مانی وزیر وی بوده (!). (شعوری ). و رجوع به ارتنگ وارثنگ شود. arjang arjang arjang arjang arjang arjang arjang
کلمه "ارژنگ" در زبان فارسی به عنوان یک نام خاص به کار میرود و در برخی از متون، به معنای نوعی مظهر یا تصویر نیز بهکار رفته است. با این حال، اگر بخواهید قواعد نگارشی و نحوه استفاده از این کلمه را بررسی کنیم، نکات زیر مطرح میشود:
نوشتار: این کلمه باید بدون هیچگونه تغییراتی نوشته شود و فقط در مواقع خاصی نیاز به تغییر شکل نمییابد.
حروف ابتدایی بزرگ: اگر "ارژنگ" نام یک شخص، محل یا چیزی خاص باشد، باید با حرف بزرگ آغاز شود.
استفاده در جمله: برای استفاده از این کلمه در جمله، مشابه سایر اسامی خاص عمل میشود. مثلاً: "ارژنگ در ادبیات فارسی نماینده زیبایی و اصالت است."
پانویس و توضیحات: اگر این کلمه در متنی علمی یا ادبی به کار میرود و نیاز به توضیح دارد، میتوان در پانویس یا توضیحاتی در پایان متن به شرح آن پرداخت.
قواعد تلفظ: در بیان کلمه، سعی کنید به تلفظ صحیح و واضح آن توجه داشته باشید تا به درک بهتر خوانندگان کمک کنید.
اگر به جزئیات خاصتری نیاز دارید یا کاربرد خاصی از این کلمه مدنظر است، لطفاً بیشتر توضیح دهید تا به بهترین شکل کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال از استفاده کلمه "ارژنگ" در جملات آورده شده است:
"ارژنگ به عنوان نام یک شخصیت تاریخی در ادبیات فارسی شناخته میشود."
"در افسانههای کهن، شخصیت ارژنگ به عنوان قهرمانی شجاع و دلیر توصیف میشود."
"شعرهایی که درباره ارژنگ سروده شدهاند، معمولاً حاوی پیامهای اخلاقی و اجتماعی هستند."
"در مراسم ادبی، شاعران درباره شخصیت ارژنگ و ویژگیهای او سخنرانی کردند."
اگر باز هم نیاز به اطلاعات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!