جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اسپری . [ اِ پ َ ] (ص نسبی ) سپری . آخر. (جهانگیری ). به آخرآمده . (اوبهی ). به انجام رسیده . (رشیدی ). آخرشده . بنهایت رسیده . (برهان ). - اسپری شدن و گشتن ؛ بپایان رفتن و به آخر رسیدن . تمام شدن . کامل شدن . خاتمه یافتن . مضی : چو آن پاسخ نامه شد اسپری زنی بود کو شد به پیغمبری . فردوسی . چو این پاسخ نامه گشت اسپری فرستاده آمد بسان پری . فردوسی . مرا گر زمانه شده ست اسپری زمانم ز بخشش فزون نشمری . فردوسی . چه صد سال شاهی بود چه هزار چه شصت وچه سی و چه ده یا چهار چو شد اسپری روز هر دو یکی است گر افزون بود سال و گر اندکی است . فردوسی . چو تیر اسپری شد سوی نیزه گشت چو دریای خون شد همه کوه و دشت . فردوسی . شد این داستان بزرگ اسپری به پیروزی روز و نیک اختری . اسدی . اسپری شد این کتاب به پیروزی و نیک اختری و فرخی بدست ابوالهیجاء اردشیربن دیلمشاه (دیمسپار؟) النجمی و القطبی الشاعر، اندر اواخر شهراﷲ المبارک رمضان سال بر پانصد و هفت از هجرت پیغامبر محمد المصطفی صلی اﷲ علیه و سلم . (خاتمه ٔ کتاب ترجمان البلاغه نسخه ٔ خطی متعلق به کتابخانه ٔ فاتح اسلامبول ). آخر نه چو مدت اسپری گشت آن هفت هزار سال بگذشت . نظامی . - اسپری کردن ؛ بپایان رسانیدن : بخواندم ز هر کشوری لشکری من این جنگ و کین را کنم اسپری . فردوسی . بفرمان دادار این نامه [ شهنامه ] را کنم اسپری شاه خودکامه را. فردوسی . || نیست شده . معدوم گردیده . معدوم . (رشیدی ). ناچیز. منقرض . مرده : کم و بیش دهر چونکه بخواهد شد اسپری تا کی امید بیشی و تا کی غم کمی ؟ ناصرخسرو. آنکه قوم نوح را از تندباد لاتذر در دو دم کرد از زمین آسیب قهرش اسپری ... انوری . || عبور کردن . || نیست گردانیدن . (برهان ). spray sprey vaporisateur sprühen rociar spray
کلمه "اسپری" در زبان فارسی به معنای یک نوع وسیله برای پاشیدن مایعات به صورت پودری یا اسپری است. در استفاده از "اسپری" و قواعد مربوط به آن در زبان فارسی، نکاتی وجود دارد که به شرح زیر است:
نوشتار: کلمه "اسپری" به صورت اصلی و بدون تغییر نوشته میشود و نیازی به تغییر یا تصحیح در نوشتار آن نیست.
آوایی: برای بیان این کلمه، معمولاً تلفظ "اسپری" استفاده میشود. حرف "پ" در این کلمه بهطور واضح تلفظ شود.
جمع بستن: مشابه بسیاری از کلمات فارسی، برای جمع بستن کلمه "اسپری"، میتوان از "ها" استفاده کرد. مثلاً "اسپریها".
نقطهگذاری: اگر در یک جمله از "اسپری" استفاده میشود، باید توجه کرد که آن را در متن بهدرستی و در جاهای مناسب نقطهگذاری کنیم. مثلاً: "من دو اسپری خریدم."
نکات نگارشی: هنگامیکه این کلمه در متن طولانیتر استفاده میشود، توجه به همآوایی و تکرار آنها در جملات به بهبود خوانایی متن کمک میکند.
کاربرد: "اسپری" میتواند در متنهای مختلف بهکار رود، از جمله مقالات علمی، تبلیغات کالا، و حتی محتوای سلامت و زیبایی.
با رعایت این نکات، میتوان در استفاده از کلمه "اسپری" در نوشتهها و متون خود دقت بیشتری بهخرج داد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "اسپری" در جمله آورده شده است:
من از اسپری خوشبو کننده هوا برای تزئین اتاقم استفاده کردم.
وقتی وارد اتاق شدم، بوی اسپری حشرهکش به مشامم خورد.
قبل از رفتن به پارتی، یک اسپری ضدعفونیکننده دست خریدم.
برای رنگآمیزی اتاق، از اسپری رنگ استفاده کردم تا کار آسانتر شود.