جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

'estešhād
affidavit  |

استشهاد

معنی: استشهاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گواهی خواستن . (غیاث ) (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). حاضر آمدن خواستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). بگواهی خواندن . گواهی طلبیدن . بشهادت طلبیدن . (تاریخ بیهقی ). || گواه کردن . (تاج المصادربیهقی ). گواه گذرانیدن . مؤلف صبح الاعشی گوید: استشهاد؛ الحالة الاولی فی استعمال الشعر فی صناعة الکتابة. و هو ان یورد (الکاتب ) البیت من الشعر او البیتین او اکثر فی خلال الکلام المنثور مطابقاً لمعنی ما تقدّم من النّثر؛ و لایشترط فیه ان یُنبّه علیه بقال و نحوه کما یشترط فی الاستشهاد بآیات القرآن و الاحادیث النبویة، فان الشعر یتمیز بوزنه و صیغته عن غیره من انواع الکلام ، فلایحتاج الی التنبیه علیه و اکثر مایکون ذلک فی المکاتبات الاخوانیات ، مثل ما کتب به القاضی الفاضل الی بعض اخوانه یستوحش منه ، و یتشوّق الیه :
فیارب ّ ان ّ البین اضحت صروفه
علی ّ و ما لی من مُعین فکن معی
علی قُرب عُذّالی و بعد احبّتی
و امواه اجفانی و نیران اضلُعی .
هذه تحیّة القلب المعذّب و سریرة الصبر المذبذب ، و ظلامة عزم السلو المکذب ، اصدرتها الی المجلس و قد وقَدَ فی الحشا نارها، الزّفیر اوارُها، و الدموع شرارها،و الشوق آثارها، و فی الفؤاد نارها.
لو زارنی مِنکم خیال ٌ هاجرٌ
لَهَدَتْه فی ظلمائه انوارها.
اَسَفاً علی ایّام الاجتماع الَّتی کانت مواسم السُرور و الاسرار، و مباسم الثغور و الاوطار، و تذکراً لاوقات عَذُب َ مذاقها، و امتدّ بالاُنس رواقها، و زوّجت بکرها و دوعب ذکرها:
واﷲ مانَسیت نفسی حلاوَتها
فکیف اذکر أنّی الیوم َ اذکرها؟
و مذ فارقت الجناب ، لازال جنا جنابه نضیراً، وَ سنا سنائه مستطیراً و مُلکه ُ فی الخافقین خافق الاعلام ، و عِزّه علی الجدیدین جدیدَالایّام ، لم اَقِف منه علی کتاب تخلف سطوره ما غسل الدمع من سواد ناظری ، و یُقدّم ببیاض منظومه و منثوره ماوزّعه البین من سویداء خاطری :
و لم یبق فی الاحشاء الا صبایة
من الصبر تجری فی الدّموع البوادر.
و اَساله المناب ، بشریف الجناب ، و اداء فرض ، تقبیل الارض ، حیث تلتقی وفودالدّنیا و الاَّخرة و تعمُر البیوت الغامرة المنن ُ الفامرة، و فضل الظل ّ غیر منسوخ بهجیره و یُبشّر المجد بشخص لاتسمح الدّنیا بنظیره .
تظاهر فی الدّنیا باشرف ظاهر
فلم نر اَنقی منه غیر ضمیره
کفانی فخراً ان اسمّی بعبده
و حسبی هدیاً اَن اَسیر بنوره
فای ّ امیر لیس یشرف قدرُه
اذاما دعاه صادقاً بامیره ؟
و انّنی فی السّؤال بکتبه ان یوصّلها لیوصل بها لدی ّ تهانی تملأ یدی ّ، و یودع بها عندی مسرةً تقدح فی الشّکر زندی ّ.
عهدتک ذا عهد هو الورد نضرةً
و ما هو مثل الورد فی قصرِالعهد.
و انا اترقّب کتابه ارتقاب الهلال : لتُفطر عین عن الکری صائمة، و ترد نفس عن موارد الماء هائمة - انتهی . بل ربّما کان کل ّ المکاتبة او جلّها شعراً، و قد یکون صدر المکاتبة شعراً و ذیلها نثراً، و بالعکس . و قد یکون طرفاها نثراً و اوسطها شعراً، و عکس ذلک بحسب ما یقتضیه الترتیب ، و یسوق الیه الترکیب . و ربما اکتفی بالبیت الواحد من الشعر فی الدلالة علی المقصد و بلوغ الغرض فی المکاتبة، کماکتب بعض ملوک الغرب الی من کرّر کتبه و رسله الیه بقول المتنبی :
و لا کتب َ الا المشرفیة عنده
و لا رُسُل الاّ الخمیس العرمرم .
الی غیر ذلک من المکاتبات المتضمنة للاشعار امّا مکاتبات الملوک الاَّن فقل ّ ان تستعمل فیها الاشعار، او یستشهد فیها بالمنظوم و المنثور و قد تجی ٔ التّلقیحات بابیات الشعر فی غیر المکاتبات من الرسائل الموضوعة لریاضة الذهن و تنقیح الفکر، کالرسائل الموضوعة فی صید ملک او فتح بلد او نحو ذلک . (صبح الاعشی ج 1 صص 274 - 276). || دلیل آوردن . مثال و شاهد آوردن برای اثبات مقصودی . استدلال . || در راه خدای کشته شدن . (منتهی الارب ). شهید شدن : اُستشهد الرجل (مجهولاً). (منتهی الارب ).
- استشهاد کردن ؛ گوا گذراندن . به گواهی و شاهد گرفتن .
- || شاهد آوردن . احتجاج کردن .
- || مثل آوردن . تمثل جستن .
... ادامه
473 | 0
مترادف: تاييديه، شهادتنامه، صورتمجلس، گواهي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی]
مختصات: (اِ تِ) [ ع . ] (مص م .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'esteShAd
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 771
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
affidavit | tradition
ترکی
yeminli beyan
فرانسوی
déclaration sous serment
آلمانی
eidesstattliche erklärung
اسپانیایی
declaración jurada
ایتالیایی
dichiarazione giurata
عربی
شهادة خطية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "استشهاد" در زبان فارسی به معنی اظهار نظر یا شهادت دادن است و معمولاً در متون رسمی و قانونی استفاده می‌شود. قواعد نگارشی و اصولی که باید در نوشتن این کلمه و متون مرتبط با آن رعایت شود به شرح زیر است:

  1. نوشتن صحیح: کلمه "استشهاد" به همین صورت و با املای صحیح نوشته می‌شود. دقت در املای کلمات بسیار اهمیت دارد.

  2. جمله‌سازی: در یک جمله، می‌توان از "استشهاد" به عنوان اسم استفاده کرد. مثلاً: "در این پرونده، نیاز به استشهاد از شاهدان داریم."

  3. استفاده از عبارات مربوطه: عبارات مرتبط با استشهاد مانند "استشهاد رسمی"، "استشهاد شاهد" و "استشهاد قانونی" نیز در متون حقوقی و رسمی متداول است.

  4. نقطه‌گذاری: در جملات حاوی "استشهاد"، رعایت قواعد نقطه‌گذاری ضروری است، به‌ویژه در جملات کوتاه و واضح.

  5. ترکیب‌ها: گاهی ممکن است "استشهاد" به همراه کلمات دیگری ترکیب شود، مانند "استشهاد کتبی" یا "استشهاد شفاهی".

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "استشهاد" به‌طور صحیح و مؤثر در متن‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته، در اینجا چند مثال برای کلمه "استشهاد" در جمله آورده شده است:

  1. او برای اثبات ادعای خود نیاز به استشهاد از متخصصان داشته است.
  2. در فصلنامه علمی، نگارنده با ذکر استشهاد از منابع معتبر، مقالات خود را مستند کرده است.
  3. برای نوشتن مقاله‌اش، او از استشهادهای مختلف درباره‌ی موضوع تحقیقش استفاده کرد.
  4. در جلسه دادگاه، وکیل از استشهاد شاهدان برای حمایت از پرونده‌اش بهره برد.
  5. اگر بخواهید نظرتان را جدی بگیرید، باید از استشهادهای معتبر استفاده کنید.

امیدوارم این جملات مفید واقع شوند!


واژگان مرتبط: گواهی نامه، سوگندنامه، شهادت نامه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری