شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

resignation  |

استعفاء

معنی: استعفاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) معاف کردن تکلیف خواستن . (منتهی الارب ). معاف کردن خواستن . (زوزنی ). استدعاء کناره گیری از شغل : از شغلهائی که بدیشان مفوض بود که جز بدیشان راست نیامدی و کس دیگر نبود که استقلال آن داشتی ، استعفا خواستند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 334). فضل بخراسان رفت و دو سال ببود و مالی به زایران و شاعران بخشید و پس استعفا خواست و بیافت .(تاریخ بیهقی ص 423). هر گاه که از جانب سلطان در آن معاتبت مبالغه رفتی از وزارت استعفا خواستی . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 359). || از گناه درگذشتن خواستن . طلب آمرزش کردن . عفو خواستن . خطا از کسی معاف کنانیدن . (غیاث ). || بلب گرفته صافی کردن شتر گیاه خشک را. (از منتهی الارب ): استعفت الابل الیبیس َ؛ اخذته بمشافرها مستصفیة. (اقرب الموارد).
- استعفا خواستن و استعفا دادن و استعفا کردن ؛ از شغل معافیت خواستن . خود را خلع کردن .
... ادامه
495 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (اِ تِ) [ ع . ] (مص م .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'este'fA
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 612
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
resignation | abdication
ترکی
istifa
فرانسوی
démission
آلمانی
rücktritt
اسپانیایی
resignación
ایتالیایی
dimissioni
عربی
استقالة | استسلام , ترك , اعتزال , استعفاء , تنازل , تخلي عن , تسليم ب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «استعفاء» در زبان فارسی به معنای کناره‌گیری از یک مقام یا منصب است. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی مرتبط، نکات زیر را مد نظر داشته باشید:

  1. نحوه نوشتن: کلمه «استعفاء» با «ء» انتهایی نوشته می‌شود و به معنای درخواست کناره‌گیری است. می‌توانید به جای آن از «استعفا» نیز استفاده کنید که در محاورات غیررسمی بیشتر کاربرد دارد.

  2. جنس کلمه: کلمه «استعفاء» اسم است و در جملات به‌عنوان اسم معرفه یا نکره به‌کار می‌رود.

  3. صرف و نحوه استفاده: این کلمه معمولاً به‌عنوان مفعول یا مضاف‌الیه در جمله استفاده می‌شود. برای مثال:

    • او درخواست استعفاء داد.
    • استعفای او مورد تأیید قرار گرفت.
  4. قواعد ترکیبی: در ترکیب با دیگر کلمات و عبارات، معمولاً از حرف «از» استفاده می‌شود:

    • «استعفاء از مقام» و «استعفاء از سمت» از ترکیب‌های متداول هستند.
  5. ایندکس و نگارش رسمی: در نگارش رسمی و اداری، این کلمه باید با دقت و به‌طور صحیح استفاده شود و در متون مربوط به کار، سیاست یا سایر شرایط رسمی کاربرد دارد.

  6. ادبیات و سبک: سعی کنید در متون ادبی یا رسمی از واژه «استعفاء» استفاده کنید و از به‌کارگیری واژه‌های غیررسمی بپرهیزید.

با رعایت این نکات می‌توانید به‌طور مؤثر و صحیح از کلمه «استعفاء» در نگارش و مکاتبات خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "استعفا" در جمله آورده شده است:

  1. رئیس سازمان به دلیل فشارهای زیاد، استعفا داد.
  2. معاون وزیر پس از افشای فساد مالی، استعفایش را تقدیم کرد.
  3. پس از تظاهرات گسترده، برخی از نمایندگان مجلس تصمیم به استعفا گرفتند.
  4. در جلسه امروز، مدیرعامل شرکت از سمت خود استعفا کرد.
  5. اعضای هیئت مدیره پس از بررسی وضعیت بحرانی، به طور جمعی استعفا دادند.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، حاضرم کمک کنم!


واژگان مرتبط: کناره گیری، تسلیم، واگذاری، تفویض، سرافکندگی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری