شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bāre'
skillful  |

بارع

معنی: بارع . [ رِ ] (ع ص ) نعت از براعت و بروع . آنکه در فضل تمام و کامل باشد و از اصحاب در دانش و مانند آن درگذرد. (از منتهی الارب ). آنکه در مهتری زَبَرِ همگنان شده باشد. (مهذب الاسماء). برتری یافته بر همگنان خویش در دانش . (از اقرب الموارد). آنکه در مهتری زَوَرِ همگنان شده باشد. (مهذب الاسماء). فائق و افزون از همسران . (آنندراج ) : ابوالفضل در لطایف ادیب بارعی بود. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ). رجوع به ناظم الاطباء شود. || امر بارع ؛ کار نیکو. (منتهی الارب ). کار جمیل . (اقرب الموارد). کار عالی . (تاج العروس ). نیکو، یقال : امر بارع . (ناظم الاطباء). || سعدالبارع ؛ ستاره ای است از منازل . (تاج العروس ). || (اِ) در مبحث سبق و رمایه ٔ شرایع نام دو اسب مسابقه یکی سابق و دیگری مصلی آمده است . و کری فرانسوی در ترجمه ٔ شرایع، ج 1 ص 603 اسامی اسبهای مزبور را بدین سان آورده است : 1- سابق 2- مجلی 3- مصلی 4- بارع 5- مرتاح 6- خطی 7- عاطف 8- مؤمل 9- لطیم 10- فسکل یا سکیت . و صاحب نصاب اسامی اسبهای مزبور را درین اشعار چنین آورده است :
ده اسبنددر تاختن هر یکی را
بترتیب نامیست روشن نه مشکل
مجلی مصلی مسلی و تالی
چو مرتاح و عاطف خطی و مؤمل .
لطیم و سکیت ، ارب حاجت عرق خوی ...
در قاموس و تاج العروس کلمه ٔ بارع بدین معنی نیامده است . و صاحب تاج العروس در ریشه ٔ «ص ل ی » آرد: سابق اول و مصلی دوم است . ابوعبید گوید: از کسی که به دانش وی اعتماد باشد اسمایی درباره ٔ اسبهای مسابقه نشنیده ام بجز دوم «مصلی » و «سکیت » و بقیه ٔ نامهایی را که آورده اند غالباً بصورت ثالث و رابع تا تاسع است . و در السامی فی الاسامی نیز نامهای دوازده گانه ٔ اسبان بطریقی است که در نصاب آمده و نامی از بارع نیامده است . || شخصی که در سبق مرکوب او در مرتبه ٔ چهارم است .
... ادامه
585 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (رِ) [ ع . ] (اِفا.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 273
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
skillful
ترکی
becerikli
فرانسوی
habile
آلمانی
geschickt
اسپانیایی
hábil
ایتالیایی
abile
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بارع" در زبان فارسی به معنای فردی باهوش، زیرک و زرنگ است. نکات قواعدی و نگارشی مرتبط با این کلمه به شرح زیر است:

  1. نحوه نگارش: کلمه "بارع" به صورت صحیح با حرف "ب" بزرگ و "ر" و "ع" کوچک نوشته می‌شود.

  2. گروه کلمات: "بارع" یک صفت است و می‌تواند به عنوان توصیف‌کننده‌ای برای انسان‌ها به کار رود.

  3. صرف و نحو: می‌توان از این کلمه در جملات به صورت‌های مختلف استفاده کرد، به عنوان مثال:

    • او یک دانش‌آموز بارع است.
    • او با بارعیت خود موفق به حل مسئله شد.
  4. استفاده از اجزای جمله: "بارع" معمولاً در جملات به عنوان صفت و در کنار اسم‌ها قرار می‌گیرد. مثلاً:

    • علی، بارع‌ترین دانش‌آموز کلاس است.
  5. ترکیبات اضافه: می‌توان "بارع" را در ترکیب‌های مختلف به کار برد، مانند "فرد بارع"، "ذهن بارع"، که به معنای شخص یا ذهنی باهوش و هوشیار است.

  6. نکته نگارشی: در نوشتار رسمی، رعایت اصول نگارشی و استفاده صحیح از ویرگول و نقطه‌گذاری در جملات حاوی این کلمه اهمیت دارد.

  7. مخالف: برای این کلمه می‌توان واژه‌هایی مانند "کندذهن" یا "کم‌هوش" را به عنوان مخالف معرفی کرد.

این نکات می‌توانند در نگارش و استفاده از این کلمه در جملات فارسی کمک کنند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. این هنرمند بارع در نقاشی‌هایش، احساسات عمیق را به تصویر می‌کشد.
  2. معلم بارع ما همیشه به ما انگیزه می‌دهد تا بهتر یاد بگیریم.
  3. او به عنوان یک نویسنده بارع، توانسته است داستان‌های جذابی بنویسد که همیشه در یاد خوانندگان باقی می‌ماند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری