شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bārgir
tonnage  |

بارگیر

معنی: بارگیر. (نف مرکب ، اِ مرکب ) اسب و شتر و امثال آن باشد از برای بار کردن و سواری و به عاریت به کسی دادن .(برهان ). اسب و شتر و گاو. (غیاث ). اسب و شتر و امثال آن . (انجمن آرا) (آنندراج ). اسب . (مجموعه ٔ مترادفات ص 36) (صحاح الفرس : بارگی ). اسب سپاهی که عاریت به کسی دهند. (ناظم الاطباء). حیوان که به عاریت دهند.(دِمزن ). شتر. (ناظم الاطباء). مرکب . مَحمِل . (منتهی الارب ). برنشست . ستور باری . (ناظم الاطباء). اسب و حیوان بارکش . (فرهنگ شاهنامه ٔ شفق ) : و گویم که من بارگیر محمد رسول اﷲام . (ترجمه ٔ تفسیر طبری ).
چون من دوازدهست ترا اسب بارگیر
لیکن ز خلق نیست جز از تو سوار من .
ناصرخسرو.
مرا گفت چون بارگیری نخواهی
چو از خدمتت نیست روی رهایی .
انوری .
رخت محنت نهم بمنزل عیش
زانکه شد بارگیر شادی لنگ .
مجیر بیلقانی .
بار عتاب او نتوانم کشید از آنک
ما را سزای هودج او بارگیر نیست .
خاقانی .
این چه موکب بود یارب کاندر آمد تازیان
بارگیرش صبحدم بود و جنیبت کش صبا.
خاقانی .
خوش سواریست عمر خاقانی
صیدگه دهر و بارگیر اوقات .
خاقانی .
جهاندار فرمودکآید وزیر
برفتن نشست از بر بارگیر.
نظامی .
و صفی ابوالعلا را استری از بارگیران خاص بفرمود و دستی جامه . (راحةالصدور راوندی ). و در اوایل ربیعالاول بطالع مبارک مراکب فتح و ظفر بارگیر مراد ساخت . (جهانگشای جوینی ).
شقاوت برهنه نشاندش چو سیر
نه بارش رها کرد و نه بارگیر.
سعدی (بوستان ).
و چون مست شوم بر بارگیری از بارگیرهای نوبت سوار شده متوجه خانه ٔ خود گردم . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 91). و خلعتهای بسیار و بارگیرهای نیکو و چندین تجمل بدو بخشید. (تاریخ قم ص 215). ...شش نفراز محرمان را فرمود تا هفت بارگیر از طویله ٔ خاصه زین کرده به آنجانب دجله برند... (حبیب السیر چ قدیم طهران ج 3 جزء 3 ص 157 س 25). || عموماً بمعنی بارکش از حیوان و انسان و کشتی و امثال آن . (انجمن آرا) (آنندراج ) : و گفت بار حق جز بارگیران خاص ندارند که مذلل کرده ٔ مجاهده باشند و ریاضت یافته ٔ مشاهده . (تذکرةالاولیاء عطار). و رجوع به بارکش شود. || بردارنده ٔ بار. || آنکه بار را بروی کسی یا ستور می نهد. || آنکه بار را به روی وی می نهند. || بمجاز آنکه گناه یا تقصیری بر وی وارد می آورند. و مقصر و گناهکار.(ناظم الاطباء). || هودج و عماری . (برهان )(دِمزن ) (آنندراج ). کجاوه . هودج و پالکی . (ناظم الاطباء): بارگیر بی قبه ؛ مَحِفَّه . بارگیر باقُبَّه ؛ هودج .هوده و بارگیر که مرکبی است زنان را. سَدَن ؛ پرده یا پرده ٔ بارگیر. (منتهی الارب ). || اسب نااصل که برای بارکشی بکار میرود. (شعوری ج 1 ورق 161).ستوران باربردار باری ، مقابل سواری :
افریقیه صطبل ستوران بارگیر
عموریة گریزگه باز بازیار.
منوچهری .
|| ماده ٔ هر حیوان . (برهان ) (دِمزن ). ماده از هر حیوانی . (ناظم الاطباء). || مادیان . (دِمزن ). || آبستن و حامله . || بارگیرنده . بردارنده ٔ بار. || عاریت دهنده . (ناظم الاطباء). || مظروف . ظرفیت . آنچه در ظرف باشد. آن مقدار که یک یا چند ستور یا عرابه بار تواند داشت : بارگیر این کشتی یکصدخروار است . || نوکر :
مشغول بچوبدار و فراش
مشغول ببارگیر و چیله .
عالی (در هجو خواتین خانجهان بهادر، از آنندراج ).
|| لفظی که در تکلم تکیه کلام بعضی اشخاص است مثل «بلی »، «خیر»، «نگاه میکنی » و «عرض میشود» و غیر آنها که بدون مناسبت مکرر در کلام می آید. محسن تأثیر گوید :
هر جا که هست بیهده گو خوار و ابتر است
چون حرف بارگیر زیاد ومکرر است .
(فرهنگ نظام ).
... ادامه
240 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت فاعلی)
مختصات: (اِ. ص .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 433
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
tonnage | loader
ترکی
yükleyici
فرانسوی
chargeur
آلمانی
lader
اسپانیایی
cargador
ایتالیایی
caricatore
عربی
حمولة | حمولة السفينة , الرسم الطني
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بارگیر" در زبان فارسی به معنای وسیله‌ای است که برای بارگذاری و باربرداری استفاده می‌شود. این کلمه از ترکیب "بار" (به معنای کالا یا بار) و "گیر" (به معنای گرفتن یا حمل کردن) ساخته شده است. برخی از نکات مربوط به نگارش و استفاده از این کلمه به شرح زیر است:

  1. نحوه نوشتار: کلمه "بارگیر" به صورت پیوسته و بدون فاصله یا نقطه‌گذاری نوشته می‌شود.

  2. جمع: جمع آن "بارگیرها" است. برای جمع بستن این کلمه، پسوند "-ها" به انتهای آن افزوده می‌شود.

  3. استفاده در جملات: این کلمه به عنوان اسم در جمله‌ها به کار می‌رود. مثلاً: "بارگیرهای جدید به بازار آمده‌اند."

  4. معانی دیگر: ممکن است این کلمه در زمینه‌های مختلف معنای متفاوتی بگیرد، مانند بارگیر در حمل و نقل یا بارگیر در صنایع مختلف.

  5. نکات نگارشی: هنگام به کار بردن این کلمه در متون رسمی، لازم است توجه شود که از سیاق متن و دقت در نگارشی استفاده شود تا مفهوم به‌درستی منتقل شود.

با رعایت این نکات می‌توانید به شکل صحیح و مؤثر از کلمه "بارگیر" استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بارگیر با دقت بارهای سنگین را به روی کامیون قرار داد تا حمل و نقل به راحتی انجام شود.
  2. در بندر، بارگیرها مشغول کار بودند و محموله‌ها را از کشتی‌ها به اسکله منتقل می‌کردند.
  3. مهارت‌های بارگیر در سازماندهی بارها و توزیع آن‌ها بهینه اهمیت زیادی دارد.

واژگان مرتبط: گنجایش کشتی برحسب تن، تن شماری، برحسب شماره تن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری