شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bāzrastan
stop  |

بازرستن

معنی: بازرستن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) نجات یافتن . رها شدن : گفتند زندگی خداوند دراز باد تا از بلا و ستم دیلمان بازرسته ایم . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 19). خداوند راهم در این گرمی فرسنگی دو بباید رفت بر اثر هزیمتیان و رنجی دیگر کشید تا یکباره بازرهد و منزل آنجا کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 588). اگر همچنان برفور در عقب ما بیامدی یکی از ما و زنان و بچگان ما بازنرستی . (ایضاً ص 597).
گر مردی و بازرستی از من
کردم یله خوه بزی و خوه میر.
سوزنی .
خدمتش آرد فلک چنبری
بازرهد زآفت خدمتگری .
نظامی .
هم بصدف ده گهر پاک را
بازره و بازرهان خاک را.
نظامی .
تا بازرهم ز نام و ننگش
آزاد شوم ز صلح و جنگش .
نظامی .
بگشای بر او دری ز رحمت
تا بازرهد ز رنج و محنت .
نظامی (الحاقی ).
قیاس آنست سعدی کز کمندش
بجان دادن توانی بازرستن .
سعدی (طیبات ).
|| آسوده شدن . راحت شدن :
اندازد در دل نهنگم
تا بازرهد جهان ز ننگم .
نظامی .
میکوش که وام او گذاری
تا بازرهی ز وامداری .
نظامی .
باد در او دم چو مسیح از دماغ
بازرهان روغن خود زین چراغ .
نظامی .
... ادامه
431 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر لازم) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 720
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
stop
ترکی
durmak
فرانسوی
arrêt
آلمانی
stoppen
اسپانیایی
detener
ایتالیایی
fermare
عربی
توقف | محطة , موقف , اعتراض , نهاية , الموقف , سدادة , ماسك الزلاج , توقف في رحلة , سكتة قلبية , راحة , محطة قطار , رقابة , طبلة التلفون , إنسداد , علامة وقف في الكتابة , مصد , ممسك , منع , أوقف , وضع حد , قطع , سد , اعترض , انقطع , حول , وضع حدا , انسد , علق , توقف الطائرة , توقف القطار , إقتطع مبلغا مستحقا , ألغى , حجز , أربك , هزم , أوقف الدفع , تردد , أقام مؤقتا , بقي , قام بزيارة , قف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بازرستن" به معنای «بازرگانی کردن» و در اصطلاح مربوط به فعالیت‌های اقتصادی و تجاری به کار می‌رود. در زیر به برخی از قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحوه استفاده: "بازرستن" به عنوان فعل در جملات استفاده می‌شود. مثلاً:

    • "او در زمینه بازرستن فعالیت می‌کند."
  2. صرف فعل: این کلمه به شکل‌های مختلف صرف می‌شود. برای مثال:

    • من بازرستم
    • تو بازرستی
    • او بازرست
    • ما بازرستیم
    • شما بازرستید
    • آنها بازرستند
  3. نوشتار و املاء: در نوشتار نیز به یاد داشته باشید که املاء کلمه "بازرستن" درست و بدون اشتباه باشد.

  4. مترادف‌ها: برای این کلمه می‌توان از واژه‌های دیگری مانند "تجارت کردن" یا "بازرگانی" نیز استفاده کرد.

  5. ترکیب‌های لفظی: این کلمه می‌تواند با دیگر واژه‌ها ترکیب شود، مثلاً:
    • "بازرستن کالا"
    • "بازرستن خدمات"

توجه داشته باشید که در متون رسمی و تخصصی، رعایت نکات نگارشی و دقت در انتخاب واژه‌ها بسیار اهمیت دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بازرسان به دقت تمامی مدارک مربوط به صادرات کالا را بررسی کردند.
  2. شرکت ما بازرسی‌های دوره‌ای را برای اطمینان از کیفیت محصولات خود انجام می‌دهد.
  3. بازرستن محصولات جدید بر اساس استانداردهای جهانی، به افزایش اعتبار برند کمک می‌کند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری