بازرسیدن
licenseمعنی کلمه بازرسیدن
معنی واژه بازرسیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
334
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to inspect
عربی
فحص | فتش , ضبط , استعرض , فتش رسميا , للتفتيش
