جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بازکشیدن . [ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) از چیزی خودداری کردن . اجتناب ورزیدن . دوری کردن . تجنب . احتراز. پرهیز کردن : روانت مرنجان و مگداز تن ز خون ریختن بازکش خویشتن . فردوسی . و چون پدر ما پرمان یافت و برادر ما را بغزنین آوردند [ آلتونتاش خوارزمشاه ] از ایشان بازکشید. (تاریخ بیهقی ). بازکش این مسند از آسودگان غسل ده این منبر از آلودگان . نظامی . - پای از کاری بازکشیدن ؛ کناره گیری کردن . دوری جستن : نیست یکی ذره جهان نازکش پای ز انبازی او بازکش . نظامی . - دست بازکشیدن از چیزی یاکاری ؛ امتناع ورزیدن از آن . اجتناب کردن از آن . دوری جستن از آن : دست ذوق از طعام بازکشید خفت و رنجوریش دراز کشید. سعدی (صاحبیه ). پسر بفراست دریافت و دست از طعام بازکشید. سعدی (گلستان ). - دل از چیزی بازکشیدن ؛ دل برداشتن از آن . ترک گفتن آن را. دوری کردن از آن : رو دل ز جهان بازکش که کیهان بسیار کشیده است چون تو در دام . ناصرخسرو. - سپه بازکشیدن ؛ متوقف کردن سپاه . باز گرداندن سپاه . از جنگ بازداشتن آن : سپه بازکش چون شب آمد بکوش که اکنون برآمد ز ترکان خروش تو در جنگ باشی سپه در گریز مکن با تن خویش چندین ستیز. فردوسی . - سر بازکشیدن از اطاعت ؛ عاصی شدن . امتناع از اطاعت و فرمانبرداری . نافرمانی کردن : هر بزرگی که سر از طاعت او بازکشید سرنگون رفت ز منظر به چه سیصد باز. فرخی . - عنان یالگام یا مهار بازکشیدن ؛ مرکوب را متوقف کردن . مرکوب را نگاه داشتن . از رفتن بازایستادن : لختی عنان مرکب بدخوت باز کش تا دستها فرو ننهد مرکبت بگور. ناصرخسرو. عنان بازکشید و گفت این پسرک را پیش من آرید. (نوروزنامه ). چون شاهزاده عنان مرکب بازکشید کنیزک به ویرانه درآمد. (سندبادنامه ص 141). عنان بازکشیدند و او را بر همان جایگه رها کردند. (سندبادنامه ص 253). گر بازکشم قصیده ٔ چست او بازکشد قلاده ٔ شست . نظامی . آن کودک لگام او را بازکشید. (تاریخ قم ص 299). || مطلق پهن کردن . گستردن : تیغ چون بر سری فرازکشند ریگ ریزند و نطع بازکشند. نظامی . pull back انسحب، التراجع geri çekmek se retirer zurückziehen echar para atrás ritirarsi
کلمه "بازکشیدن" از دو بخش "باز" و "کشیدن" تشکیل شده است. در زبان فارسی، قواعد و نگارش مرتبط با این کلمه به شرح زیر است:
نحوه نوشتن: کلمه "بازکشیدن" به همین شکل نوشته میشود و در نگارش باید به فاصلههای بین کلمات و حروف دقت شود.
معنی و مفهوم: "بازکشیدن" به معنای کشیدن چیزی به سمت باز یا بیرون و یا کشیدن چیزی به شکل باز است. این کلمه میتواند در معنیهای مجازی و واقعی به کار رود.
اوزان و صرف: این کلمه از فعل "کشیدن" مشتق شده و در زمانهای مختلف (حال، گذشته، آینده) به شکلهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
من باز میکشم (حال)
من باز کشیدم (گذشته)
من باز خواهم کشید (آینده)
گرامر و ساختار جملات: این کلمه میتواند به عنوان فعل در جملات مختلف استفاده شود و معمولاً باید با فاعل و مفعول مناسب همراه شود. برای مثال: "او بازکشید که نقاشی را به دیوار بیاويزد."
نکات نگارشی:
در صورتی که "بازکشیدن" در وسط جمله بیاید، باید به نقطهگذاری و رعایت علائم نگارشی توجه شود.
به موجب قاعده، این کلمه باید در متون رسمی و غیررسمی به درستی نوشته شود تا از بروز خطاهای نگارشی جلوگیری شود.
با رعایت این نکات میتوان به طور صحیح از کلمه "بازکشیدن" در متنهای فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
معلم از دانشآموزان خواست تا ایدههای خود را با دقت بازکشیده و ارائه دهند.
هنرمند با استفاده از رنگهای طبیعی، زیبایی طبیعت را بازکشید.
در این پروژه، هدف ما بازکشیدن جوانب مختلف فرهنگ مردم منطقه است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر